اسقاط کافه خیارات|اسقاط انواع خیارات|نکات مهم

اسقاط کافه خیارات چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به تعریف اسقاط کافه خیارات چیست؟+بررسی تخصصی+نکات مهم پرداخته است

برای برهم زدن عقود لازم،  طرفین یا باید با یکدیگر در این مسئله تراضی کنند(تفاسخ ) و یا باید از طریق اعمال خیارات ، عقد را بصورت یکجانبه برهم زنند.

انواع خیارات در ماده ۳۹۶ قانون مدنی ذکر شده است و هر یک به طور جداگانه در این قانون مورد بررسی قرار گرفته است به طور کلی در خصوص خیار می توان گفت خیار از حقوق مادی است که به ارث میرسد و  مانند سایر حقوق ، حق فسخ ناشی از خیار ،توسط ذوالخیار قابل اسقاط است.

در اینکه ذوالخیار پس از ثابت شدن حق خیار می تواند حق فسخ خود صرف‌نظر کند شکی وجود ندارد اما در این خصوص که در هنگام انعقاد قرارداد طرفین بتوانند خیارات را اسقاط کنند باید قائل به تفصیل در خصوص هر یک از خیارات شویم.ایا خیارات در ارث راه دارد؟ایا میتوان خیارات را اسقاط کرد؟با وکیل ارث در شیراز مشورت کنید.

در قانون و فقه مدنی برای برهم زدن معاملات ، اختیاراتی در  نظر گرفته شده است که اصطلاحا به آن ها خیار گفته می شود .برای اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله خیارات در قانون مدنی را مطالعه کنید.

اسقاط کافه خیارات
اسقاط کافه خیارات

خیار مجلس

این خیال به طور معمول برای هر دو طرف معامله در هنگام انعقاد قرارداد در مجلس عقد ایجاد می شود به این صورت که طرفین  تا زمانی که با یکدیگر در مجلس عقد حضور دارند و تا زمانی که از یکدیگر جدا نشده باشند و هر یک می‌تواند با استناد به این خیار عقد  را برهم زند و پس از جدایی طرفین این خیار خود به خود ساقط می شود.

همانطور که اشاره کردیم حق اعمال خیار از جمله حقوق مالی است و طرفین می توانند در ضمن عقد شرط کنند که حق فسخ توسط خیار مجلس را هیچ یک  نداشته باشند و یا اینکه این حق را از یک طرف سلب  کنند . حتی می‌توانند این حق را برای شخص ثالث نیز در نظر بگیرند در صورتی که هیچکدام از طرفین حق اعمال این خیار را نداشته باشند. به طور مثال در ضمن عقد بیع طرفین در ضمن خود عقد شرکت می کنند که طرفین دارای حق فسخ توسط مجلس نباشند ‌.

خیار حیوان

این خیابان نیز از جمله خیاراتی است که صرفاً در عقد بیع کاربرد دارد زمانی به وجود می‌آید که یکی از عوضین حیوان زنده باشد و فردی که حیوان زنده را به عنوان عوض دریافت می کند می تواند ظرف سه روز عقد را به استناد خیارحیوان برهم زند طرفین می توانند در ضمن عقد بیع کنند که فرد حق فسخ ویرا توسط این خیار نداشته باشد.

خیار تاخیر ثمن

این خیار نیز  از جمله خیارات خاصه عقد بیع است و تنها برای بایع ایجاد می شود در صورتی که مشتری ظرف سه روز از تاریخ انعقاد عقد ثمن را به طور کامل به بایع تادیه نکرده باشد.

در ضمن عقد بیع می توان شرط کرد که مشتری ثمن را در یک ماه بعد از انعقاد عقد پرداخت کنند در این صورت برای  بایع حق فسخ ناشی از خیار تاخیر ثمن را ایجاد نخواهد شد و همچنین می توان شرط کرد که در صورت امتناع مشتری از پرداخت ثمن در ظرف سه روز از انعقاد عقد باید توانایی فسخ عقد را نداشته باشد که در این صورت باید تنها می‌تواند مشتری را الزام به تادیه ثمن کند.

خیار عیب

بطور کلی خیارات برای جبران ضرر فرد در  عقد پیش‌بینی شده است.

در صورتی که فردی کالایی را خریداری می کند،  این شرط ضمنی در عقد وجود دارد که کالای تسلیم شده باید سالم باشد حال  اگر این کالا بعد از تسلیم به خریدار آشکار شود که معیوب بوده است ، خریدار برای اینکه متحمل  ضرر نشود دارای حق فسخ به استناد خیار عیب و یا مطالبه ارش ،که در واقع همان تفاوت قیمت بین مبیع سالم و مبیع معیوب تحویل داده شده است،  خواهد بود.

گاهی مشتری قصد دارد  کالایی را که خریداری می کند دست دوم و یا کهنه باشد. در این صورت برخی گفته اند به این علت که کالای دست دو و یا کهنه این شرط ضمنی سالم بودن کالا را ندارد ، فلذا خریدار دارای حق فسخ به استناد خیار عیب را نخواهد داشت . اما به نظر می رسد چنین خریداری قصد خرید کالای کهنه را دارد نه قصد خرید کالای معیوب.  پس در این عقد هم شرط ضمنی تحویل کالای سالم موجود می باشد و برای خریدار در صورت معیوب بودن کالا ، خیار عیب ایجاد خواهد شد.

برخی اوقات می بینیم در معاملاتی که به صورت روزمره انجام میدهیم به طور مثال وقتی میخواهیم کالایی را خریداری کنیم،  فروشنده می گوید حتی اگر معیوب هم باشد کالا را  پس نمیگیرم . در اینجا میخواهیم ببینیم آیا چنین شرطی در ضمن عقد قابل درج است یا خیر؟

در ضمن عقد می توان هر شرطی را که مشروع باشد و مانع قانونی نداشته باشد درج کرد و طرفین ملزم به رعایت شرط هستند . شرط  اسقاط خیار عیب به نظر می رسد فاقد مانع قانونی و شرعی باشد. در این صورت خریدار کالا را با تمام عیوب احتمالی پذیرفته و خریداری کرده است. پس اگر بعد از خریدن کالا متوجه شود که کالا معیوب بوده است به این علت که بایع در زمان عقد ، حق فسخ توسط خیار عیب را از مشتری سلب کرده است ،  مشتری دیگر نمی تواند عقد  را برهم بزند اما می ‌تواند به دلیل منع استیفای ناروا ، ارش را که در واقع همان تفاوت قیمت کالای صحیح و سالم از کالای معیوب است را از بایع دریافت کند زیرا او در واقع قیمت کالای صحیح و سالم را به فروشنده داده است.

حال گاهی طرفین در ضمن عقد خیار عیب را ساقط کرده‌اند،  اما کالایی که تسلیم شده است در واقع کالای معیوب نیست بلکه یک کالای فاقد مالیت و در واقع تلف شده است. در این جا نیز اگر بخواهیم بگوییم مشتری ملزم به  شرایط عقد است، موجب می شویم که به مشتری ضرر ناروا ، که از آن نهی شده است ، وارد شود . از شرایط صحت معامله این است که عوضین معامله دارای مالیت و منفعت مشروع و عقلایی باشد و در جایی که کالا فاقد مالیت و تلف شده باشد آن عقد باطل است. فلذا نه به استناد خیار عیب بلکه به استناد فقدان شرایط صحت معامله ، آن معامله باطل و بلا اثر است و مشتری می تواند ثمن پرداختی را از بایع دریافت کند.

پس اسقاط خیار عیب در ضمن عقد توسط طرفین صحیح است.

اسقاط کافه خیارات
اسقاط کافه خیارات

خیار شرط

طرفین با درج خیار شرط در ضمن عقد میخواهند به ذوالخیار توانایی فسخ و برهم زدن یک جانبه عقد را بدهند.  حال اگر بخواهند با درج شرطی دیگر خیار شرطی را که خود با تراضی قرار داده اند را ساقط کنند ، عاقلانه بنظر نمی رسد. فلذا بحث اسقاط خیار شرط در ضمن عقد ، مطرح نمی شود . البته فرد ذوالخیار می تواند حق اعمال این خیار را از خود سلب کند و آن را اعمال نکند.  اما این مسئله مربوط به بحث اجرای حق است و موضوع ما در اینجا امر دیگر و در واقع سلب و اسقاط خود خیار است.

خیار تخلف شرط

در ضمن عقد می توان شروطی را قید کرد که میتواند به صورت شرط فعل، نتیجه و یا صفت باشد.

بنظر می رسد مشروط له برای انعقاد عقد ، با درج شرطی به نفع خود تمایل  داشته باشد و شاید اگر آن شرط در عقد درج نمی شد ، فرد تمایلی به انعقاد عقد نداشت. پس می توان گفت شرط نیز در واقع جزئی از عوض معامله است . اگر بطور مثال در ضمن عقد بیعی شرط شود که مشروط علیه ماشین مشروط له را مجانی تعمیر کند و سپس بگویند که مشروط له  در صورت تخلف از شرط ، حق فسخ عقد را نداشته باشد ، بنظر می رسد در واقع ضمانت اجرای شرط را از بین برده و مشروط علیه الزامی به انجام شرط نداشته باشد پس درج این شرط عملی بیهوده باشد. فلذا با وجود این که تصریحی در قانون وجود ندارد اما بتوان گفت که شرط اسقاط خیار تخلف شرط نیز صحیح نیست.

خیار تبعض

این خیار زمانی  ایجاد می شود که عقد نسبت به قسمتی از مورد معامله باطل و نسبت به قسمت دیگر صحیح باشد.  در این صورت طرف معامله به دلیل تبعیض و تجزیه ای که در عقد ایجاد شده است ، می تواند عقد را در قسمت صحیح خود فسخ کند . حال ممکن است که طرفین خیار تبعض صفقه را در صورتی که شرایط آن ایجاد شده باشد را در ضمن عقد ، از خود سلب کنند و اگر به طور مثال عقدی منعقد شده و در آن ۱۵ کیلو نخود به صورت عین معین فروخته شده باشد و پس از عقد مشخص شود که ده کیلوی آن فاقد مالیات بوده و عقد نسبت به آن ۱۰ کیلو باطل باشد خریدار  به دلیل اسقاط خیار تبعض صفقه در ضمن عقد ،  توانایی فسخ عقد را نخواهد داشت  اما می‌تواند از ثمن معامله به نسبت قسمت باطل شده کسر کند و اگر آن را پرداخته باشد مابقی آن را از بایع دریافت کند.

اسقاط کافه خیارات
اسقاط کافه خیارات

خیار غبن

گاهی ممکن است عقدی انجام شود و یکی از طرفین بر دیگری شرط کند که حتی اگر فرد بعد از انجام عقد متوجه شود قیمت واقعی کالا کمتر بوده است و در  معامله ضرر کرده است ، توانایی حق فسخ عقد را به علت خیار غبن نخواهد داشت.

به طور مثال فردی خواهان خرید پیراهنی است بایع به خریدار می گوید این پیراهن را به  قیمت یک میلیون تومان به تو می فروشم و اگر رفتی و در جایی دیگر قیمت این پیراهن را کمتر گذاشته باشند، دیگر آن را از تو مسترد نکرده و نمی توانیم عقد  را فسخ کنیم.  پس می توان گفت اسقاط خیار غبن در معامله اصولاً صحیح است اما گاهی ممکن است فرد با این تصور که تفاوت قیمتی که در معامله احتمال وجود آن است تفاوت قیمتی متعارف است اما اگر پس از انعقاد عقد آشکار شود که غبن بسیار فاحشی در عقد موجود بوده است، در این صورت اگر بخواهیم قائل بر این شویم که خریدار حق فسخ عقد را نداشته باشد در واقع او را متحمل ضری کرده‌ایم که  ناروا و نامشروع است .

در مثال مذکور ممکن است خریدار با این تصور که قیمت پیراهن در جای دیگر نهایتاً ممکن است پانصد هزار تومان باشد، حاضر به انعقاد معامله شود اما اگر بعد از عقد متوجه شود که قیمت واقعی پیراهن ۱۰ هزار تومان است در اینجا نسبت به ثمن پرداختی یک میلیون تومان ، متحمل ضرر فاحش شده است و شاید   ‌بتوانیم بگوییم که در اینجا با وجود اینکه بایع خیار غبن را در ضمن عقد ساقط کرده است اما باز هم  با آشکار شدن غبن  بسیار فاحش  در معامله خریدار بتواند عقد را بر هم زند.

خیار تدلیس

گاهی ممکن است یکی از طرفین  صداقت را در ضمن عقد رعایت نکرده باشد و طرف دیگر را برای انجام معامله با انجام عملیاتی فریب داده باشد و به اصطلاح در انجام معامله تدلیس کرده باشد . در اینجا فرد فریب خورده می تواند عقد را فسخ کند. اگر در زمان عقد طرفین شرکت کنند که بعد از انعقاد عقد اگر مشخص شود که یکی از طرفین در انعقاد عقد فریب خورده است ، خیار تدلیس برای او ایجاد نشود.

می توان گفت که این امر را اگر بخواهیم صحیح تلقی کنیم موجب می شود که طرفین برای اعمال فریب در معامله تشویق شده و صداقت و اعتماد بین طرفین برای انجام معامله از بین برود. فلذا می‌توان گفت اسقاط خیار تدلیس در ضمن عقد نوعی تشویق طرفین به انجام تدلیس و فریب یکدیگر در ضمن عقد بوده و امری نامشروع و خلاف اخلاق حسنه و نظم عمومی است. پس نمی توان خیار تدلیس را در ضمن عقد ساقط کرد ؛ اما پس از آن که فرد  فریب خورده ، از فریب در معامله آگاه شود و حق فسخ به استناد خیار تدلیس برای وی ایجاد شده باشد ، او می تواند از اعمال خیار و فسخ معامله پرهیز کرده و در واقع از حق خود برای فسخ معامله چشم پوشی کند و این امر منافاتی با عدم امکان اسقاط خیار تدلیس در عقد ندارد.

ویدیو حق فسخ در قرارداد

خیار تعذر تسلیم

گاهی ممکن است در هنگام انعقاد عقد معامله قابل تسلیم باشد اما پس از انعقاد عقد،  به هر علتی توانایی تسلیم معامله برای متعهد غیر مقدور شود. در اینجا برای جلوگیری از ضرر طرف دیگر قانونگذار برای او حق فسخ به استناد خیار تعذر تسلیم پیش بینی کرده است .

اگر طرفین بخواهند در ضمن عقد خیار تعذر تسلیم را ساقط کنند متضمن این امر است که فرد ، مورد معامله را دریافت نکرده باشد و همچنان ملتزم به قرارداد باشد. و سوی دیگر متعهد نیروی الزام اوری برای انجام تعهد خود احساس نکند و در واقع ضمانت اجرای عدم انجام تعهد در عقد برداشته شود .

همانطور که مشاهده می کنید در اینجا فرد متحمل ضرر و خسارت خواهد شد پس می توان گفت اسقاط خیار تعذر تسلیم در ضمن عقد صحیح نمی باشد و خلاف نظم عمومی در معاملات است .

اسقاط کافه خیارات
اسقاط کافه خیارات

خیار رویت و تخلف وصف

طرفین ممکن است نسبت به مورد معامله به طرق مختلفی علم حاصل کنند . یکی از این طرق مشاهده مورد معامله و یا ذکر اوصاف مورد معامله توسط طرف دیگرتوسط طرف  معامله یا ثالث است.

اگر در ضمن  عقدی ذکر شده باشد که مورد معامله به طور مثال اتومبیل پژو ۲۰۷ قرمز رنگ مدل ۹۹ باشد و پس از انعقاد عقد و تسلیم مورد معامله فرد متوجه شود که اتومبیل سفید رنگ و مدل ۸۹ است ، اتفاقی که اینجا رخ می دهد این است که مورد معامله با اتومبیلی که تحویل داده شده است متفاوت است. پس اگر طرفین بخواهند در ضمن عقد خیار تخلف وصف را ساقط کنند ، در واقع موجب این است که فرد بدون علم نسبت به مورد معامله عقد را منعقد کرده است و در واقع موجب غرری شدن معامله خواهد بود زیرا اگر مورد معامله را فاقد اوصاف  ذکر شده در عقد بیابد برای جلوگیری از ضرری که متحمل شده است با اسقاط خیار تخلف وصف نمی تواند راهی برای جبران ضرر خود داشته باشد. در ثانی این امر موجب جهل به موضوع معامله خواهد شد و می توان گفت در این صورت عقد باطل است .

پس نتیجه میگیریم که خیار تخلف وصف را در صورتیکه کالا با توصیف انجام شده باشد نتوان  در ضمن عقد اسقاط کرد.

اسقاط کافه خیارات
اسقاط کافه خیارات

خیار تفلیس

در جایی که یکی از عوضین معامله، عین معینی باشد و دیگری  مال کلی باشد، پس از تسلیم عین معین اگر متعهد تادیه مال کلی ورشکسته شود،  طرف دیگر میتواند در صورت موجود بودن مال معین عقد را  فسخ کرده و مال معین را استرداد کند. حال اگر در ضمن عقد خیار تفلیس را بخواهند از طرفین ساقط کنند به نظر می رسد که این امر موجب می شود که متعهد برای فرار از تعهدات خود به تادیه ی مال کلی ، شرایطی را ایجاد کند که موجب ورشکستگی او شده و از این طریق از تادیه مال کلی امتناع می کند و طرف دیگر نیز نتواند مال معین را استرداد کند و این امر موجب خسارت به طرف دیگر معامله خواهد شد .

به نظر می رسد که اسقاط خیار تفلیس در ضمن معامله خلاف نظم عمومی اقتصادی جامعه باشد و شرط اسقاط خیار تفلیس فاقد اثر است.