انحلال نکاح چیست|شرایط انحلال نکاح|موارد انحلال نکاح

انحلال نکاح چیست؟

انحلال نکاح
انحلال نکاح

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی انحلال نکاح و شرایط آن پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه

اگر ازدواج را پیوند مقدسی فرض کنیم همواره مورد عنایت مقنن واقع شده است و مقررات خاصی برای تداوم آن در نظر گرفته شده است. اما رابطه نکاح همواره به نتیجه و حاصل خوب پایان نمی گیرد.

مسائل و اختلافات خانوادگی و فوت زن و شوهر باعث می‌شود تا عقد ازدواج انحلال یابد. به همین علت مقنن به تبعیت از فقه مقدس اسلام دلایلی را که سبب منحل شدن عقد نکاح می گردد بیان داشته است. در این مقاله سعی بر آن است که انحلال نکاح و علل آن را مورد بررسی قرار دهیم.

 مفهوم انحلال نکاح

وقتی بین زن و شوهری عقد نکاحی منعقد می شود، امکان دارد به سبب بخشی از موضوعات منحل شود. انحلال عقد نکاح به مفهوم آن است که عقدی با همه شرایط درستی و صحیح بودنی که ایجاد شده است و آثاری که بر جای گذاشته است، بعد از مدت زمانی به یک علتی از بین برود.

نکته قابل توجه در مورد انحلال عقد ازدواج آن است که آثاری که تا قبل از انحلال نکاح به علت انعقاد عقد ازدواج به وجود آمده است ، همچنان دارای اعتبار و صحیح می باشد و منحل شدن عقد ازدواج  خدشه ای به این آثاری که پیش از عقد ازدواج ایجاد شده است وارد نمی آورد.

مثلاً چنان چه قبل از انحلال نکاح فرزندی متولد شده باشد، دارای نسبت مشروع و قانونی می باشد. این موضوع یکی از تفاوت های بارز انحلال نکاح با ابطال عقد ازدواج است. به این مفهوم که در شرایطی که عقد ازدواج باطل شود شرایط اساسی صحت عقد نکاح را ندارد یا یکی از موانع عقد ازدواج برقرار شده است اما اگر قبل از ازدواج باطل باشد مثل آن است که از همان نخست هیچ رابطه زوجیت میان زن و شوهر جاری نشده است. بنابراین چنان چه از این رابطه آثاری هم ایجاد شود این آثار برای قانون شناخته شده نمی باشد.

علل انحلال نکاح

در ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی بیان شده است وقتی که بین زن و مرد عقد ازدواج منعقد می شود امکان دارد شرایطی بعد از عقد نکاح ایجاد شود و موجب انحلال نکاح شود و عقد نکاح از بین برود. با توجه به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی جهت انعقاد نکاح باید شرایطی محرز گردد. بنابراین عقد نکاح به چند علت منحل می‌شود. یکی به علت فسخ دیگر طلاق و دیگر بذل مدت.

 طلاق

از جمله علل منحل شدن عقد ازدواج ، طلاق است. طلاق در مفهوم لغوی به معنای فارغ کردن و آزاد کردن است. اما در حوزه حقوقی برای طلاق تعریف دیگری قائل شده است که سبب انحلال عقد نکاح می شود و با قصد و اراده زوج و زوجه انجام می شود. نکته حائز اهمیت این که طلاق نیازمند انجام تشریفات خاصی می باشد و می تواند به تقاضای زن یا تقاضای مرد یا به شکل توافقی محقق شود که به منظور این اقدام باید به مرجع قضایی مراجعه نمود.

فسخ نکاح

یکی از این موارد انحلال نکاح  می تواند از طریق فسخ انجام شود فسخ با طلاق فرق می کند و بر همین اساس هرکدام مقررات مربوط به خود را دارند. فسخ نکاح هم می تواند از سوی زن انجام شود هم از طرف مرد. در قانون مواردی که زن و مرد می توانند فسخ نکاح کنند مورد بررسی قرار گرفته است.

بر طبق ماده 1120 قانون مدنی می خوانیم که عقد دائم می تواند از طریق فسخ و طلاق قابل انحلال است.  این را می انیم که فسخ نکاح هم از طرف مرد می تواند صورت پذیرد هم ازطرف زن.  وقتی زن قادر است نکاحی را فسخ کند که این امکان را داشته باشد که عیوبی که در قانون مدنی شمرده شده است را در مورد مرد خود به اثبات برساند بر این اساس  فقط در حالتی که یکی از عیوب مردان مندرج در قانون مدنی  در زوج باشد زن می تواند عقد ازدواج را فسخ نماید  و در غیر این موارد زن قادر به فسخ نکاح نیست.

انحلال نکاح
انحلال نکاح

از این موضوع که بگذریم به زنان هم عیوبی می توانند داشته باشند که مردان به استناد آن ها قادرند عقد ازدواج را برهم زنند طبق ماده 1122 قانون مدنی  عیوبی که بر اساس آن ها  زن می تواند عقد نکاح را فسخ نماید از آن جمله هستند: خصا، به معنای اخته بودن مرد که ناتوانی در باروری ناشی از آن خواهد بود. خصا در حالتی برای زن منجر به حق فسخ می شود که قبل از عقد نکاح ایجاد شده باشد و زن نسبت به پیدایش آن آگاه نباشد.

دیگر مورد عنن می باشد  اگر مردی عنن داشته باشد حتی اگر یک دفعه هم زناشویی نکرده باشد از جمله عواملی است که حق فسخ را برای زوجه ایجاد می نماید. در اصطلاح به ناتوانی مرد برای انجام روابط زناشویی اطلاق می شود. این نکته را باید در نظر داشت که عنن زمانی منجر به حق فسخ برای زن می شود که مرد حتی یک بار هم نتوانسته باشد با زن نزدیکی کند و عمل زناشویی را انجام دهد پس اگر یک بار این عمل صورت پذیرد امکان استناد  به این شرط  نمی باشد اگر مرد در زمان عقد معیوب عنن بوده است و زن نسبت به آن اطلاع و آگاهی نداشته است یا در ضمن دوران زناشویی به این بیماری مبتلا شود در هر دو صورت زن این حق را خواهد داشت که نکاح را فسخ کند.

دیگر مورد قطع بودن آلت تناسلی مرد می باشد درحدی که امکان انجام عمل زناشویی برای او نباشد. در این مورد هم حق فسخ در حالتی ایجاد می شود که قبل از عقد این عیب حاصل شده باشد و زن نسبت به موضوع بی اطلاع باشد. مرد بعد ابتلا به جنون می باشد که البته این مورد می تواند هم در زن رخ دهد هم در مرد و برای هریک پیش آید دیگری نسبت به عقد نکاح حق فسخ پیدا می کند.

انحلال ازدواج موقت

بذل مدت

از جمله دیگر شرایط انحلال نکاح بذل مدت می باشد. مقصود از بذل مدت، بخشش زمان به جای مانده عقد نکاح از سوی مرد نسبت به زن می‌باشد. مرد هر موقع که بخواهد قادر است ادامه مدت زمان نکاح را به زن بذل نماید. البته بخشش مدت فقط مخصوص عقد موقت است و در عقد دائم صادق نمی باشد.

فوت و غیبت زن یا شوهر

امکان دارد عقد ازدواج در حالت طبیعی و به شکل خود به خود و بدون هیچ عملیاتی از طرف زن و شوهر منحل شود. مثل زمانی که یکی از طرفین فوت کند.  منهای عامل فوت  طبیعی، عامل دیگری که سبب انحلال عقد ازدواج می شود این است که شخص غایب مفقودالاثر شود و بعد از مدت زمان مشخصی از غیبت او این امکان برای طرف مقابل به وجود می‌آید که به مرجع قضایی رجوع نموده و به شکل قانونی رای موت فرضی را دریافت کند و بر اساس این حکم عقد ازدواج منحل خواهد شد .در این موضوع زن قادر است بعد از گذراندن دوره عده با شخص دیگری عقد نکاح را منعقد کند.

فسخ نکاح و طلاق تفاوت هایی با هم دارند که در زیر به شرح آن می پردازیم:

انحلال نکاح
انحلال نکاح

تفاوت فسخ نکاح و طلاق

1- طلاق مشروط به انجام تشریفات خاصی می باشد. مانند قرائت صیغه مخصوص طلاق و این که دو شاهد عادل مرد باید در هنگام جاری شدن صیغه طلاق با حضور داشته باشند اما فسخ نکاح فقط با اراده ذیحق صورت می‌گیرد و همین که به آگاهی شخص مقابل برسد کفایت می کند.

2- در شرایطی طلاق صحیح تلقی می شود که شرایط ویژه‌ای در زن محرز شود. اما رعایت این ترتیبات در فسخ نکاح شرط قرار نگرفته است . مثلاً فسخ نکاح در دوره عادت زنانه و نفاس زن میسر است. اما طلاق زن در این دوره امکان پذیر نمی باشد.

3- قبل از جاری شدن صیغه طلاق باید از دادگاه اجازه یا اذن دریافت شود اما فسخ نکاح نیازی به این موضوع نخواهد داشت و دادرسی دادگاه با تحقق عیوب فسخ آغاز می شود و وظیفه ای در مورد اصلاح زوجین و ارجاع به داوری نخواهد داشت.

4- طلاق، خاص نکاح دائمی می باشد. اما فسخ نکاح در ازدواج دائم و موقت با هم برابر است.

5- طلاق حقی است که به مرد داده شده است. در صورتی که فسخ نکاح امکان دارد از طرف زن هم اتفاق بیفتد.

6- در طلاقی که از نوع رجعی باشد مرد این امکان را دارد که در ایام عده به زن خود برگردد. اما در فسخ نکاح امکان رجوع برقرار نمی باشد و تشکیل دوباره خانواده فقط با ازدواج جدید میسر است.

7- در حالتی که مرد قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن صاحب نصف مهریه می شود اما در فسخ نکاح زن مستحق مهریه نخواهد بود. جز در حالتی که سبب فسخ، عنن باشد. در این حالت زن صاحب نصف مهریه می شود.

انحلال نکاح
انحلال نکاح

8- چنان چه بین زن و شوهر سه دفعه طلاق جاری شود، آن ها بر هم حرام شده و نمی توانند با هم ازدواج کنند. جز این که محلل بین آن ها واقع شود. اما اگر نکاح با فسخ از بین برود، هر چند دفعه که بین زن و مرد جاری شود باعث حرمت آن ها نسبت به هم خواهد شد.