انواع عین در قانون مدنی/ عین معین/ کلی/ کلی فی الذمه

انواع عین در قانون مدنی چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی انواع عین در قانون مدنی چیست؟ و نکات مهم انواع عین در قانون مدنی پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه انواع عین در قانون مدنی

بحثی که ما امروز در این مقاله داریم در مورد انواع عین می باشد در حقوق مدنی ما بخشی از اموال به شکل مادی هستند که در خارج موجود باشد و به وسیله حس لامسه قابلیت لمس کردن داشته باشند مثال بارز آن خانه را می توان نام برد.

انواع عین در قانون مدنی
انواع عین در قانون مدنی

عین چیست؟

مقصود ما از عین بودن در این جا این است که قابلیت داد و ستد با خود داشته باشد و منظور ما صرفا این نیست که قابلیت لمس داشته باشد اگر بخواهیم مثالی بزنیم که هضم آن راحت تر شود باید نیروی برق را اشاره کنیم خوب همه می دانیم که نیروی برق قابلیت لمس کردن ندارد اما به خاطر وجود مستقل برای معامله یک عین حساب می شود.

انواع عین :

عین معین :

عین معین در مورد مالی می باشد  که در عالم خارج قابلیت اشاره کردن داشته باشد به طور مثال این ماشین و یا این منزل عین معین را می توان عین شخصی و عین خارجی هم نام برد.

عین معین مال خود بر دو بخش قابل قسمت است .

مفروز در مورد عین معینی صدق می کند که  همه آن وابسته به یک شخص باشد اما مشاع در مورد عین معینی صحبت می کند که به صورت اشتراکی یعنی مشترکاً بین دو یا چند مالک باشد و سهم شرکا را در عالم خارج نتوان تمییز داد.

به بیان کلی تر عین معین در مورد چیزی است که در عالم کاملاً به شکل مشخص و تعیین شده و قابلیت اشاره نمود ن داشته باشد یعنی بایستی حدود و ابعاد آن هم مشخص شده باشد همانند این که قادر باشیم بگوییم این کتاب یا آن زمین.

حالتی را اینجا می‌خواهیم تصور کنیم که مبیع از نوع عین معین باشد اما مشتری مبیع را ندیده است و تنها آن را از روی نمونه آن خریداری کرده است و موقعی که فروشنده مبیع را می‌آورد مشتری تازه متوجه می‌شود که آن با نمونه آن که قبلا دیده تفاوت دارد در این صورت هیچ راهی موجود نیست به جز فسخ یعنی در این صورت مشتری حق فسخ را دارد یا به بیان دیگر بر اثر خیار تخلف از وصف قادر است معامله را مورد فسخ سازد.

فرض کنید یک تن خرما در انبار موجود است و اتفاقاً درب انبار هم قفل است به بیان دیگر امکان دیدن مبیع عین معین برای خریدار وجود ندارد پس این امکان ممکن است که خریدار عین معین را رعایت نکند

مغازه دار چند عدد خرما به عنوان نمونه به مشتری می دهد و می گوید خرماهای انبار هم مثل همین است و تفاوتی ندارند معامله با این وصف و حالتی که خرماهای روی میز فروشنده همانند خرماهای داخل انبار می باشد تشکیل می شود .

مشتری همه خرماهای انبار را خریداری می کند متوجه ایم که در انبار بسته بود و مشتری یک تن خرمای داخل آن را بدون دیدن آن ها خرید حالا تصور کنید که در انبار باز شود و خریدار در این جا مطلع شود که خرماهای داخل انبارهمانند آن خرمایی که دیده نیست در چنین حالتی حق فسخ وجود دارد.

طبق ماده ۴۱۲ قانون مدنی هم ضروری نمی باشد که همه خرماها مخالف نمونه آن باشد یعنی چنانچه یک کیلو هم مخالف نمونه آن باشد حق فسخ همچنان وجود دارد تحت عنوان خیار تخلف از وصف به طور واقع ماده ۴۱۲ قانون مدنی به قضیه ای اشاره دارد که یک بخش مبیع مخالف نمونه باشد.

انواع عین در قانون مدنی
انواع عین در قانون مدنی

هر موقع مشتری بعضی از مبیع را رویت کرده باشد و بعض دیگر آن را به وصف یا این که از روی نمونه خریداری کرده باشد و اتفاقاً آن بعض بر اساس وصف یا نمونه آن نباشد قادر است همه مبیع را رد نماید یا این که همه آن را بپذیرد.

کلی فی الذمه :

عین کلی یا کلی فی الذمه  در ماده ۳۵۱ قانون مدنی لحاظ شده است  ویژگی می‌باشد که بر اشخاص زیادی توانایی و قابلیت صدق نمودن دارد  همانند ۲۰۰ کیلو برنج طارم

به یاد داشته باشید که در عینی که از نوع کلی فی الذمه می باشد  تنها چیزی که به صورت مشخص شده نمایان می باشد اوصاف و جنس و وصف مال می باشد  به این خاطر که خود مال و وصف مال الان موجود نیست و به آن دسترسی نداریم.

یعنی من باید بروم این مال را تهیه کنم بعد به شما تسلیم نمایم در این عین اصل مال موجود نیست و فقط صفات آن موجود است و برای ما تعریف و مشخص شده است.

موقعی که مبیع از نوع کلی فی الذمه باشند  احتیاجی نیست که موقع عقد حتماً وجود داشته باشد به این خاطر که بر اثر ماده ۳۵۱ قانون مدنی چنانچه مبیع کلی فی الذمه باشد تنها کافی میباشد که مقدار و جنس و همچنین وصف آن بیان گردند

به طور مثال محسن ۱۰ دستگاه یخچال آزمایش ایرانی به شکل کلی به همکار خود رضا می فروشد پس از عقد  و موقع تسلیم مبیع علی مدعی است که اینجانب موقع عقد هیچ گونه یخچالی نداشته ام و به خاطر نبود موجود بودن آن مبیع به هنگام عقد بیع باطل  تلقی میشود.

حالا اگر ما به عنوان یک قاضی باشیم و بخواهیم حکم دهیم باید بگوییم که نخست این که مبیع از نوع کلی فی الذمه می باشد  و در حالتی که مقدار و جنس و وصف آن بیان شده است احتیاجی نیست که موقع عقد موجود باشد و دادگاه بایستی محسن را مجبور کند که ده دستگاه یخچال آزمایش طبق اوصاف گفته شده در عقد را  به رضا تسلیم کند به این خاطر که قاعده شرط وجود یعنی ماده ۳۶۱ تنها مربوط به بیع عین معین و همچنین کلی در معین است.

حالتی دیگر را این جا می‌خواهیم عنوان کنیم که مبیع از نوع کلی یا کلی فی الذمه است  و از روی نمونه آن فروخته شده است و آن شرایطی که بایع داده مخالف نمونه می باشد که در این حالت مشتری بدوا حق فسخ را به همراه ندارد  به این خاطر که خیار رویت در بیع کلی به وجود نمی‌آیند اولاً خریدار بایستی بایع را ملزم نماید یعنی خریدار بایستی آنچه را گرفته پس بدهد و به بایع بگوید بایع برو و و یک مصداقی را که بر اساس نمونه است بیاور

طبق ماده ۴۱۴ در بیع کلی خیار رویت نمی باشد و بایع بایستی جنسی بدهد که بر اساس اوصاف گفته شده بین طرفین صورت گرفته است در مرحله بعدی چنانچه مشتری بایع را مجبور نمود که برو و مصداقی را تهیه کن که بر اساس نمونه  آن است ولی الزام امکان‌ پذیر نشد در نهایت این جا حق فسخ به همراه دارد.

طبق ماده ۴۸۲ قانون مدنی هم چنانچه مورد اجاره از نوع عین کلی باشد و فردی که موجر داده معیوب از آب درآید مستاجر در مرحله اول حق فسخ را به‌همراه ندارند و قادر است موجر را ملزم به تبدیل آن کند و چنانچه تبدیل آن امکان‌پذیر نباشد در نهایت حق فسخ به همراه دارد.

انواع عین در قانون مدنی
انواع عین در قانون مدنی

کلی در معین :

عین کلی در معین یا در حکم عین معین یا در حکم عین خارجی در ماده ۳۵۳ قانون مدنی به صراحت بیان شده است در مورد مقدار مشخص شده از یک شی تجزیه‌ پذیر و  متساوی الاجزای معین همانند صد کیلو برنج از آن هزار کیلو برنج…

به صورت واضح تر اگر بخواهیم عین کلی در معین را تعریف کنیم  یعنی قسمتی از یک مال که با آن دارای اجزای مشترک باشد مثلاً ۱۰ تن از ۱۰۰ تن موجود در یک انبار برای ما به شکل معین است که ده تن می باشد اما این ۱۰ تن ما در آن ۱۰۰ تن موجود است می توانیم متذکر ‌شویم و اشاره می‌کنیم به یک قسمتی از عالم و به همین دلیل به  این عین  کلی در معین می گویند.

موجود نبودن مبیع هنگام عقد :

در این قسمت می خواهیم شرایطی را بررسی کنیم که هنگام عقد مبیع موجود نباشد

در چنین شرایطی عقد به صورت باطل تلقی می شود ؟

بهتر است این نکته را مد نظر داشته باشید که چنانچه مبیع به صورت کلی در معین و یا این که عین معین باشد بر اثر ماده ۳۶۱ قانون مدنی موقع عقد بایستی موجود باشد و در غیر این حالت عقد باطل اعلام می شود.

همچنین چنانچه در بیع عین معین مشخص گردد که مبیع موجود نیست بیع باطل تلقی میشود

به طور مثال محسن ده تن گندم از ۱۰۰ تن  موجود در انبار خود را به حسین می فروشد بعد از عقد مشخص میگردند که پیش از عقد گندم ها به شکل کامل سوخته اند حالا می خواهیم در این جا بدانیم که وضعیت عقد به چه صورت در می آید؟

انواع عین در قانون مدنی
انواع عین در قانون مدنی

به خاطر عدم وجود داشتن موضوع عقد که همان بیع است موقع عقد بر اثر ماده ۳۶۱ قانون مدنی عقد باطل اعلام می شود.

شایان ذکر است که در بیع کلی در معین احتیاجی نیست که کل انبار موجود باشد تنها کافی است به قدری که مورد بیع قرار گرفته است وجود داشته باشد به طور مثال در مثال گفته شده چنانچه ۹۰ تن از گندم‌ ها سوخته بود عقد صحیح اعلام می شد به این خاطر که به قدر مبیع در موقع عقد وجود داشته است.