حق حبس چیست؟|شرایط حق حبس زن|بررسی تخصصی

حق حبس زن

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی حق حبس زن پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

حق حبس چیست؟

موضوع ازدواج  در جامعه، حقوق مخصوص به خود را دارد. حق حبس از جمله حقوقی می باشد که در ازدواج برای زن به رسمیت شناخته می شود و قانون مدنی آن را مورد توجه قرار داده است. بر اساس این حق زن قادر است تا وقتی که مرد مهریه او را به شکل کامل نپرداخته است از انجام تکالیف زناشویی و تمکین خاص و عام جلوگیری کند.

به شکل کلی حق حبس دارای یک ریشه فقهی می باشد و به منظور انجام آن شرایط خاصی دارد و فقط در حالتی که این شرایط فراهم شود امکان استفاده از حق حبس وجود دارد. از جمله این شرایط آن است که مهریه به شکل حال در آید و در مورد مهریه عندالاستطاعه یا موجل نمی توان این حق را جاری ساخت.

حق حبس زن
حق حبس زن

مفهوم حق حبس

با توجه به ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی زن این امکان را دارد تا زمانی که مهریه به او داده نشده است از انجام تکالیفی که در برابر شوهر دارد خودداری نماید. منوط بر آن که مهریه او حال شده باشد و این خود داری باعث سقوط حق نفقه نمی شود.

بنابراین به عبارت دیگر حق حبس به این مفهوم است که زن قادر می باشد بعد از آن که صیغه عقد ازدواج جاری شد در شرایطی که مهریه عندالمطالبه یعنی حال باشد مهریه را درخواست کند و نسبت به انجام تکالیف زناشویی و تمکین خاص و عام خودداری نموده تا این که مهریه را به شکل کامل به وسیله شوهر دریافت کند.

مفهوم تمکین

زمانی که عقد ازدواج از نظر شرعی و قانونی به طور صحیح منعقد می شود حقوق و تکالیفی در پی آن برای زن و شوهر به وجود می آید. یکی از آثار ازدواج از دیدگاه قانونی برقراری رابطه زوجیت میان زن و مرد است. منظور از این رابطه یک مفهوم کلی است که کل روابط شخصی و خصوصی یعنی غیر مادی و مادی زن و شوهر را شامل می شود. با توجه به این که دوام و پایداری زندگی مشترک وابسته به قانون نبوده بلکه به اخلاق احتیاج دارد. باید بگویم یکی از وجوه اخلاقی خانواده اطاعت و تمکین می باشد. وقتی صحبت از تمکین می‌شود در مفهوم عرفی آن چه به ذهن می رسد، فرمانبرداری و اطاعت زن از خواسته های همسرش می باشد.

تمکین در حوزه علم حقوق

تمکین در حوزه حقوقی بر دو قسم می باشد تمکین عام و تمکین خاص خواص.

تمکین عام چیست؟

تمکین عام به معنای خوش رفتاری زن با شوهر و فرمانبری از خواسته های مشروع و شوهر و نیز رعایت نظافت و آرایش خود برای همسر به شکلی است که مناسب با زمان و مکان و وضعیت و جایگاه خانوادگی آن ها می باشد. این نکته قابل توجه است که تمکین باید از طرف زن و شوهر به صورت متقابل باشد. به این معنا که مرد هم باید به عنوان شوهر نسبت به تقاضاهای مشروع زن خویش پاسخ مثبت دهد.

به بیان روشن تر در مفهوم عام یعنی زن تکالیف خود را در مقابل مرد انجام داده و از وی در حد و حدود عرف و قانون فرمانبری کند و البته که سرپرستی شوهر را در خانواده قبول نماید.، بنابراین اگر مردی از زنش خواسته های نامشروع یا غیر عرفی داشته باشد زن تکلیفی به اطاعت از او نخواهد داشت. مثلاً اگر مرد از زن خود بخواهد که همه دارایی خودش را به اسم مرد کند و زن توافقی به این عمل نداشته باشد، توقع متعارف نخواهد بود.

حق حبس زن
حق حبس زن

در زمینه رفت و آمد زن لازم به ذکر است که اگر مرد بر خلاف عرف از خروج زن از منزل و بازدید از اقوام و دوستان خودداری کند رفتارش متعارف نمی باشد. بنابراین زن به منظور رفتن به خانه پدر و مادر یا فرزندان خودش به اذن شوهر نیاز دارد. در رفت و آمد با اشخاص دیگر هم این موضوع جاری می باشد. در قانون مدنی، تمکین در مفهوم عام آن  برابر با تکالیف زوجیت و زناشویی به کار برده شده است و این را می توان در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی برداشت نمود. در این ماده چنین می‌خوانیم که اگر زن بدون علت شرعی از انجام تکالیف زوجیت خود خودداری کنند، دارای حق دریافت نفقه نخواهد بود.

 تمکین خاص  چیست؟

مقصود از تمکین خاص، روابط زناشویی میان زن و شوهر است . در حوزه حقوق از هم چنین خاص با نزدیکی جنسی شوهر به زن که همواره باید برای آن آمادگی داشته باشد یا شده است. جز در مواردی که زن بیمار باشد و با نزدیکی به او ضرر وارد شود یا علت شرعی داشته باشد.

در قانون مدنی تمکین در معنای خاص آن در ماده ۱۰۸۵ ج تعریف شده است و از آن با عنوان وظایف زن در مقابل شوهر یاد کرده است.  حتی در این ماده چنین می خوانیم که زن این قدرت را دارد که تا مهریه به او پرداخت نشده است، از انجام تکالیفی که در برابر شوهرش دارد خودداری کند منوط به این که مهریه او حال باشد و این خود داری حق نفقه را از بین نخواهد برد.

برای این که فهم بهتر و روشنتری از تمکین داشته باشیم، باید مفهوم نشوز را که در برابر تمکین بیان می‌شود را شرح دهیم. وقتی تمکین انجام نشود نشوز اتفاق می‌افتد یا به عبارتی نافرمانی یکی از زوجین نشوز خواهد بود بنابراین ناشزه بودن صرف زن نیست.

عدم اطاعت زوج و انجام ندادن مناسبات زندگی مشترک به طورکلی در اصطلاح حقوقی نشوز نامیده می‌شود. اما در اصطلاح عرفی امروزه کلمه نشوز در بیشتر موارد در مورد زوجه استفاده می شود. ولی باید این را بگوییم اینکه این کلمه را به زن اختصاص می دهند دارای ایراد است.

مردان هم در یک جایگاه ناشز محسوب می شوند. مردی که از پرداخت نفقه زن خویش خودداری کند یا با همسرش رابطه خوب نداشته باشد ناشز است. وقتی زن و مرد هردو ناشر و ناشزه باشد در این حالت در اصطلاح حقوقی شقاق نامیده می شود.

تعریف عدم تمکین:

چنان چه زنی از شوهرش اطاعت نکند در حوزه حقوقی با اصطلاح ناشره شناخته می‌شود. مرد این امکان را می یابد که در این حالت به مرجع قضایی یا دادگاه رجوع کرده و زن را به تمکین ملزم نماید. بنابر این زن این امکان را ندارد که در مدت زمانی که چنین نمی‌نمایند انتظار داشته باشد که مرد حق او را به عنوان نفقه بپردازد.

حق حبس زن
حق حبس زن

به بیان دیگر اگر زن بدون هیچ عذر شرعی از اعمال تکالیف و وظایف خود در رابطه زوجیت خودداری کند، مستحق دریافت نفقه نخواهد بود. پس اگر زن به جهت عدم فرمانبری از تقاضا های مشروع شوهر خود عذر موجه و دلیل قانونی داشته باشد، مستحق نفقه می باشد.

مثلاً فرض کنید زن به علت خطری که از سوی شوهر به او آسیب میرساند مثل ناراحتی های روحی و اعصاب مرد از خانه ماندن خودداری کند در این حالت می‌توان گفت که زن مستحق نفقه نیست. چون دلیل موجه و شرعی برای ترک خانه می باشد.

در مقابل این امکان وجود دارد که مرد هم ناشز باشد و به وظایف خود عمل نکند. در این شرایط زن قادر است به دادگاه مراجعه کرده و همچین شوهر خود را جهت انجام تکالیف قانونی و شرعی خود بخواهد. وقتی مرد ناشز محسوب می شود در واقع باید گفت او مردی بدرفتار و دارای سوء معاشرت است و این امکان وجود دارد که از مصادیق عسر و حرج او باشد و بر اساس قانون زن قادر است با سپری کردن مراحل قانونی خودش دادخواست طلاق بدهد.

موارد سقوط حق حبس

1- تمکین خاص که همان وظایف زناشویی و رابطه  نزدیکی زن و شوهر می باشد که فرقی نمی‌کند پیش از مراسم عروسی و چه بعد از آن انجام شود،در هر حال  سبب از بین رفتن حق حبس زن می شود.

2- تمکین عام که سکونت در منزل و انجام وظایف ایام زوجیت است و زندگی در خانه ای که به وسیله شوهر تامین شده است را  شامل می‌شود. اگر بخواهیم این برداشت را از از تمکین عام داشته باشیم خیلی دقیق و صحیح نیست. اما رای وحدت رویه تمکین هام را از علل از بین رفتن حق حبس  محسوب دانسته است.

سه نکته را باید در نظر داشت که به طور کلی با توجه به شرع و قانون می دانیم:

1-  نفقه به زنی که از شوهرش تمکین نمی کند تعلق نمی گیرد. اما حق حبس استثنایی بر این مورد است و زنی که به دلیل برخورداری از حق حبس تمکین نمی‌کند نفقه می گیرد و زوج مکلف به پرداخت نفقه می باشد

حق حبس زن
حق حبس زن

2- نکته دیگر این که زنی که پس از عقد از شوهر خود تمکین کرد، این امکان را دارد که مهریه را درخواست کند و این دو موضوع در تضاد با هم نمی باشد.

3- اگر مهریه تقسیط شود و پرداخت آن طول بکشد تا وقتی که مهریه به طور کامل پرداخت نشده است زن می‌تواند از حق حبس استفاده نماید.  بر اساس رای وحدت رویه شماره ۷۸۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور و طبق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی این اختیار را دارد که تا وقتی مهریه به او پرداخت نشده است از  اعمال تکالیف زناشویی جلوگیری کند. اگر مرد در اعطای مهریه به طور یک جا ناتوان باشد می تواند به شکل اقساطی مهریه را به زن پرداخت کند و با در نظر گرفتن میزان مهریه که با توافق دو طرف مشخص شده است صدور حکم قطعی به تحصیل مهریه که به سبب اعسار زوج بوده است، به جای یک جا پرداختن مهریه سبب سقوط آن نخواهد شد و حقوق زن تباه نمی شود.