حکم جلب|انواع قرار جلب|تفاوت کیفر خواست و قرار جلب دادرسی

حکم جلب چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی حکم جلب چیست؟و نکات مهم حکم جلب پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه حکم جلب :

حکم جلب
حکم جلب

دعاوی طرح شده در  مراجع قضایی رامی توان به  دو دسته دعوای کیفری و  دعوای مدنی  تقسیم کرد هم در دعوای حقوقی و هم در دعوای کیفری امکان صادر شدن قرار جلب وجود دارد   اما بهتر است آگاه شوید قضات دادگاه ها  جهت صادر کردن قرار جلب در موارد حقوقی   سر سختی زیادی نشان می‌دهند

در صورتی که صادر کردن این قرار  در امور کیفری  آسان تر است و بیش تر قضات مبادرت به صدور این قرار می کنند.

مفهوم قرار جلب به دادرسی :

اگر دادگاه، به این موضوع دست یابد که متهم قابلیت  تعقیب دارد  و قرار بازپرس  بر غیرقابل تعقیب بودن متهم درست نیست، قرار بازپرس را رد می‌کند و قرار جلب رسیدگی صادر می گردد. بنابراین جلب به دادرسی یا جلب رسیدگی به این مفهوم است که دادگاه محرز می دارد که این قرار باید دارای کیفرخواست و قرار مجرمیت باشد و قابلیت طرح در دادگاه را دارد.

نتیجه ی صدور این قرار آن است که متهم هم باید به منظور دادرسی به اتهام و دفاع از خود و تعیین میزان مجازات در دادگاه کیفری حاضر شود.

به بیان دیگر پس از آن که شکایتی نسبت به شخصی مطرح گردید و زمانی که بازپرس دلایل شکایت را مفید دانست، نسبت به متهم دستور احضار را صادر می کند. این احضار از طریق برگه هایی تحت عنوان احضاریه به متهم ابلاغ می شود یا به عبارت شفاف تر به شخص مهلت داده می شود.

که ظرف سه روز برای اظهار توضیحات خود در بازپرسی حضور یابد. اگر متهم طی این مدت حاضر نشود، مقام قضایی، دستور جلب او را می دهد و برگه هایی به نام برگ جلب صادر می کند. برگ جلب را مامورین انتظامی به دست متهم می رسانند و بعد از آن، شخص متهم هم نزد بازپرس حاضر  می‌شود. به این کار جلب متهم گفته می‌شود.

حال ممکن است بازپرس بعد از رسیدگی برای شخص متهم، قرار منع تعقیب صادر کرده باشد. یعنی متهم قابل تعقیب نیست و باید آزاد شود. نسبت به این موضوع، شاکی و دادستان، حق اعتراض و تجدید نظر دارند. در این حالت، دادستان و شاکی می توانند تقاضای تجدید نظر یا اعتراض کنند و  پرونده برای رسیدگی نسبت به این اعتراض یا تجدیدنظر، به دادگاه می‌رود.

دادگاه آن را ملاحظه می کند. اگر تشخیص دهد که متهم بر خلاف نظر بازپرس، قابلیت تعقیب را دارد و قرار بازپرس درست نیست،  قرار بازپرس را نقض می‌کند و قرار جلب  به رسیدگی را صادر می کند.

انواع قرار جلب :

حکم جلب
حکم جلب

بهتر است مطلع شوید فرمان جلب، امکان دارد عادی یا سیار باشد. که این بخش بندی بر اساس چگونگی اجرای قرار جلب است.

-جلب عادی :

بعد از صادر کردن قرار جلب شما باید به کلانتری محل که امکان دارد کلانتری مکان زندگی شخص منظور باشد. یا کلانتری مکانی که او  آن جا دیده شده است رجوع  کنید. بعد از درج قرار، مسئول کلانتری دستور خواهد داد تا ماموری در خدمت شما قرار دهد  و  بعد شما  به اتفاق مامور  به آن مکان  مراجعت کرده و چنان چه شخص  مورد نظر  در آن مکان پیدا شود، می توانید او را دستگیر کنید.

اما در مواقعی که  از صادر شدن قرار، زمانی به عنوان مثال دو یا سه ماه گذشته باشد،  ولی هنوز شخص مورد نظر تعیین شده باشد، چنین مواقعی قرار جلب سیار صادر خواهد شد.

-جلب سیار :

این قرار به همه کلانتری های  قضایی  قلمرو قضایی قاضی اطلاع می گردد و بر طبق آن،  شما در هر جایی که شخص  مورد نظر را پیدا کردید، می‌توانید با استفاده از مامورین انتظامی او را دستگیر کنید.
بحث قابل توجه این است که هر قاضی فقط می‌تواند در حدود قلمرو قضایی خود قرار جلب را صادر کند.  بر اساس آن اگر متهم یا محکومی بیرون از قلمرو  قضایی قاضی باشد،  این امکان برای قاضی وجود ندارد که علیه او قرار جلب صادر کند. ولی در چنین شرایطی  باید صادر کردن قرار جلب را به قلمرو قضایی  که متهم در آن قلمرو است نیابت دهد.

تفاوت احضار با  قرار جلب در قوانین کیفری :

احضار در لغت به معنای حاضر آوردن فراخواندن و  خواندن آمده است. از نظر حقوقی نیز نزدیک به همین معنا است. یعنی فراخواندن شخص یا اشخاص به وسیله دادگاه یا بازپرس برای ادای توضیحات است. بدین ترتیب احضار عبارت است از فراخواندن یا خواستن توام با الزام شخص یا اشخاص معین به حضور و ادای توضیحات نزد بازپرس یا دادگاه است.

جلب در لغت به معنای کشیدن، بردن ور بودن کشانیدن وآوردن آمده است و در اصطلاح حقوق جزا عبارت است از  دستگیری شخص معین و هدایت او نزد دادگاه یا مقام تحقیقی که دستور دلالت اورا نزد خویش داده است.
اگر متهم شخص حقوقی باشد، در احضاریه نام شخص حقوقی به عنوان متهم قید می شود.  ولی باید در آن تصریح گردد که لازم است  نماینده قانونی شخص حقوقی یا وکیل آن در روز مقرر در دادسرا حاضر شود.
کما این که در نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضایی آمده است: اولاً این ‌که  شخص حقوقی در صورتی دارای مسئولیت کیفری است که نماینده قانونی شخص حقوقی به نام و در راستای  منافع آن مرتکب جرم شود. بنابراین در صورت وجود دلایل کافی  بر توجه اتهام به شخص حقوقی  نماینده قانونی شخص حقوقی احضار و  مدافعات او به نمایندگی از شخص حقوقی استماع می‌شود.

حکم جلب
حکم جلب

احضاریه به امضای مقام قضایی می رسد. بنابراین منشی شعبه نمی تواند احضاریه را امضا کند.

در صورت وجود سه قید  حیثیت اجتماعی متهم,  عفت یا امنیت عمومی،به تشخیص مرجع قضایی  علت احضار در برگ احضاریه ذکر نمی شود.
در امور کیفری، فاصله بین ابلاغ احضاریه و موعد احضار حداقل ۳ روز است  و هرگاه موضوع فوریت داشته باشد می‌توان متهم را زودتر احضار کرد.

ویدیو مقاله قرار جلب دادرسی

مفهوم صدور قرار جلب دادرسی :

در شرایطی که نسبت به قرار منع تعقیب متهم به وسیله شاکی یا وکیل شاکی  اعتراض صورت بگیرد، پرونده به دادگاه کیفری فرستاده می شود. چنان چه دادگاه، اعتراض شاکی یا وکیل شاکی را قبول کند و قرار منع تعقیب را رد نماید، در این حالت قرار جلب به دادرسی صادر شده و پرونده را برای دریافت تامین و آخرین اظهارات متهم در زمینه دفاع از خود به دادسرا باز خواهد گرداند.

در این صورت، دادسرا بعد از آن که متهم را احضار نمود و به او تفهیم اتهام کرد و تامین مناسب را از او دریافت و آخرین دفاع او را هم شنید، پرونده را بدون صادر کردن کیفرخواست به دادگاه عودت می دهد.

اعتراض به قرار جلب به دادرسی

شخص متهم این امکان را ندارد که در مورد قرار جلب به دادرسی اعتراض کند. پس بعد از این که این قرار صادر شد و دادستان با آن موافقت کرد، متهم باید در دادگاه دفاعیات خود را اظهار کند و با صدور این قرار پرونده از دادسرا خارج شده به دادگاه صالح انتقال داده می شود .

تفاوت کیفر خواست و قرار جلب دادرسی :

الف- کیفرخواست در واقع یک تقاضا نامه کتبی از سوی دادستان است که از دادگاه می خواهد صدور حکم مجازات متهم را صادر نماید. کیفرخواست بعد از صدور قرار جلب به دادرسی به وسیله بازپرس یا دادیار توسط دادستان یا شخص مرجوع الیه از طرف دادیار اظهارنظر، صادر می شود.

که در ماده ۲۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی مواردی که باید در کیفر خواست  درج شود، ذکر شده است.

در مورد قرار جلب به دادرسی باید بگوییم که وقتی شکایت شاکی در دادسرا مطرح می شود و منجر به صدور قرار از سوی مقامات قضایی می گردد، گاهی ممکن است داستان یا شاکی نسبت به این قرار اعتراض و تجدید نظر کنند.

در این صورت پرونده به دادگاه می رود و اگر به این نتیجه برسد که متهم باید تعقیب بشود و نباید قرار منع تعقیب در مورد او صادر می شده است، در این صورت قرار جلب به دادرسی در مورد متهم صادر می شود.

حکم جلب
حکم جلب

ب- با توجه به ماده ۲۷۶ قانون آیین دادرسی کیفری که در سال ۱۳۹۲ تصویب شده است، صریحا بیان داشته در صورتی که قرار منع تعقیب رد شود و قرار جلب به دادرسی از سوی دادگاه صادر شود،

بازپرس وظیفه دارد متهم را حاضر کرده و به او تفهیم اتهام کند و بعد از این که آخرین دفاعیات و تامین مناسب را از او دریافت نمود، پرونده را جهت بررسی به دادگاه بفرستد و نیز با در نظر گرفتن ماده ۳۳۵ این قانون، که یکی از علل شروع به رسیدگی دادگاه را ، صدور قرار جلب به دادرسی به وسیله دادگاه، در زمره دلایل دیگر مثل کیفرخواست دادستان بیان نموده است، سبب قانونی، برای تکلیف دادستان به صادر نمودن کیفرخواست، با فرض این که قرار جلب به دادرسی صادر شده است، از سوی دادگاه وجود ندارد.

در ماده ۳۳۵  قانون آیین دادرسی کیفری ذکر شده است که دادگاه های کیفری در این موارد می توانند شروع به دادرسی نمایند.

– کیفرخواست دادستان

– قرار جلب به دادرسی به وسیله دادگاه

– ادعای شفاهی دادستان در دادگاه

ج-  در واقع  قرار جلب به دادرسی در نتیجه مخالفت شاکی یا دادستان با قرار اظهار شده از سوی بازپرس  از سوی دادگاه صادر می شود.

اما  کیفرخواست موارد تعیین شده ای دارد در ماده ۲۹۷ قانون آیین دادرسی کیفری برای صدور آن، آن موارد اعلام شده است.