خیارات در قانون مدنی|بررسی تخصصی|نکات مهم

خیارات در قانون مدنی

وب سایت حقوقی یاروکیل به بررسی تخصصی خیارات در قانون مدنی پرداخته است

در فقه و قانون مدنی برای امکان برهم زدن معاملات ، شرایطی در  نظر گرفته شده است که اصطلاحا به آن ها خیار گفته می شود .

برای اعمال هر خیاری ، شرایط خاصی باید موجود باشد که در ادامه به بررسی این شرایط می پردازیم .

برخی از خیارات به عقد بیع اختصاص دارند به این معنا که در سایر عقود جاری نخواهند شد .  این خیارات شامل خیار مجلس ، حیوان  و خیار تاایر ثمن  می شود .

اقسام خیارات در قانون مدنی

  • خیار تاخیر ثمن
  • خیار حیوان
  • خیار مجلس
  • خیار عیب
  • خیار تدلیس
  • خیار تبعض صفقه
  • خیار تخلف شرط
  • خیار شرط
  • خیار رویت و تخلف وصف
  • خیار تفلیس
  • خیار تعذر تسلیم
  • خیار غبن
  • خیار شرکت

خیارات فوری :

منظور از فوری بودن این خیارات، این است که دارنده خیار پس از علم به وجود خیار و حق فسخ معامله باید فورا حق را اعمال کند در غیر این صورت حق عسخ او زایل می شود .

خیارات فوری شامل خیارات زیر است :

  • خیار عیب
  • خیار تدلیس
  • خیار غبن
  • خیار رویت و تخلف وصف

اکنون به بررسی هر یک جداگانه میپردازیم.

  • خیار تاخیر ثمن

این خیار برای بایع در عقد بیع ایجاد می شود .

برای ایجاد این خیار ، مبیع باید معین و یا کلی در معین باشد .

برای پرداخت ثمن و مبیع اجلی تعیین نشده باشد و حال شده باشد.

ثمن در ظرف ۳ از هنگام عقد بیع ، پرداخت نشده باشد و بایع نیز مبیع را تحویل مشتری نداده باشد .

(برای از بین رفتن این خیار باید ثمن و مبیع به طور کامل پرداخت و تسلیم شود و تادیه آن به طور جزئی خللی در آن ایجاد نمی کند .)

اگر بعد از این سه روز بایع به گونه ای از مشتری پرداخت ثمن را مطالبه کند ، در واقع انگار حق فسخ خود را اسقاط کرده است.

  • خیار حیوان

این خیار در جایی که مورد معامله حیوان باشد  بوجود می اید . منظور از حیوان،  حیوانی است که زنده باشد و برای عقد بیعی که یکی از عوضین گوشت حیوان یا لاشه ی حیوان باشد ، این خیار ایجاد نخواهد شد.

برای اعمال این خیار ، سه روز از زمان انعقاد عقد  مهلت وجود دارد و در این سه روز خریدار می تواند عقد را فسخ کند اما پس از سه روز ، این خیار زایل می شود .

  • خیار مجلس

همان طور که از نام این خیار پیداست ، این خیار در مجلس عقد برای طرفین آن ایجاد می شود و طرفین می توانند تا زمانی که در مجلس عقد هستند و از آن مجلس جدا نشده باشند می توانند عقد را برهم بزنند.

  • خیار عیب

این خیار در جایی اعمال می شود که مورد معامله عین معین باشد زیرا اگر کلی فی الذمه باشد متعهد الزام به تحویل کالای سالم خواهد شد و با تسلیم کالای معیوب در واقع به تعهد خود عمل نکرده است.

اگر عیب به حدی باشد که کالا را از قابلیت انتفاع و مالیت خارج کرده باشد ، عقد باطل است.

در جایی که کالا معیوب باشد ، دارنده حق فسخ می تواند بین دو مورد انتخاب کند : یا عقد را فسخ و یا عقد را باقی و مطالبه ارش کند ‌.

طریقه احتساب ارش

با ذکر مثالی به این موضوع می پردازیم

اتومبیلی فروخته شده است به قیمت ۳۰ میلیون تومان . بعد از انعقاد عقد خریدار متوجه می شود اتومبیل معیوب بوده است و میخواهد ارش ان را مطالبه کند .

اگر قیمت اتومبیل سالم از همان نوع در بازار ۳۰ میلیون تومان باشد ، تفاوت قیمت ثمن پرداختی و قیمت حقیقی اتومییل مقدار ارش است که باید به خریدار پرداخت شود .

یعنی اگر قیمت حقیقی اتومبیل معیوب ۲۰ میلیون تومان باشد ، بایع باید ۱۰ میلیون تومان به خریدار بپردازد .

اگر قیمت مبیع سالم متفاوت با ثمن پرداختی باشد ، باید ابتدا قیمت مبیع سالم در بازار و سپس قیمت مبیع معیوب را محاسبه کرده و نسبت بین این دو قیمت از ثمن پرداختی ، متعلق به بایع و بقیه به مشتری مسترد می شود .

در صورتی که خریداران متعدد و بایع واحد باشد ، در صورت معیوب بودن ثمن ، هر یک از خریداران نمیتواند به تنهایی اقدام به فسخ معامله کند زیرا این امر موجب تبعیض در معامله شده و بایع متضرر خواهد شد پس اگر همگی توافق کنند می توانند عقد را فسخ کنند در غیر این صورت هر یک تنها میتواند مطالبه ارش کند .

اما اگر فروشندگان کالا متعدد باشند و خریدار واحد ، خریدار می تواند عقد را نسبت به هر یک از فروشندگان فسخ و نسبت به دیگران تقاضای ارش کند در این صورت خریدار با ان بایعی که عقد را نسبت به او فسخ کرده در مورد معامله شریک خواهد شد .

گاهی نمیتوان عقد را به استناد خیار عیب فسخ کرد و تنها می توان تقاضای ارش نمود :

اگر مورد معامله پس از انعقاد عقد تلف شود و یا به ثالث منتقل شود (البته اگر بعد از انتقال ، عقد دوم به هر نحوی منحل شود و کالا دوباره به خریدار اول بازگردد و در کالا تغیری ایجاد نشده باشد ، خریدار اول می تواند عقد را فسخ کند )

اگر در کالا عیب جدیدی به هر نحوی ایجاد شده باشد (اگر عیب از عیب سابق نشات گرفته باشد مشمول این مورد نیست)

اگر در کالا تغیر ایجاد شده باشد.

  • خیار تدلیس

در معاملات اصل بر رعایت صداقت است . اگر یکی از طرفین با انجام دادن کارهایی موجب فریب طرف دیگر برای انعقاد عقد گردد ، پس از آشکار شدن فریب او ، فرد فریب خورده می تواند عقد را فسخ کند .

مثلا اگر بایع برای اینکه کمد کهنه را نو جلوه دهد اقدام به رنگ ان کند مشتری پس از دانستن حقیقت می تواند عقد را فسخ کند.

همانطور که گفتیم مهلت اعمال این خیار پس از علم به تدلیس ، فوری است.

  • خیار تبعض صفقه

فرض کنید شما یک یخچال و یک کمد را با هم و بدون تعیین جداگانه قیمت هر یک  از یک نفر میخرید . پس از عقد متوجه می شوید که یخچال در واقع فاقد مالیت است و همانطور که می دانید اگر مورد معامله فاقد مالیت باشد عقد باطل است .

در اینجا عقد به دو دسته تفکیک می شود یک طرف عقد یخچال که باطل است و طرف دیگر هم عقد کمد که صحیح است .

شما در واقع دو کالا را باهم خریداری کرده اید و حالا تنها یک کالا دارید . در اینجا برای این که معامله به ضرر شما تمام نشود ، شما با استناد به خیار تبعض صفقه  می توانید بیع کمد را نیز فسخ کنید . اگر هم نخواهید از ایک حق استفاده کنید ، ثمن پرداختی را نسبت به قیمت کمد پرداخت و بقیه را مسترد خواهید کرد .

  • خیار تخلف شرط

زمانی که در ضمن عقد شرطی اعم از شرط صفت ، فعل و یا نتیجه گنجانده شده باشد، اگر متعهد به شرط عمل نکند ، متعهد له نی تواند به استناد خیار تخلف شرط ، عقد را برهم زند .

قانون گذار برای اعمال حق فسخ برای تخلف از شرط فعل ، مراتبی را ذکر کرده است . به اینصورت که  ابتدا متعهد را ملزم به  انجام تعهد میکند. اگر الزام او ممکن نبود ، در صورتی که بتواند عمل را توسط دیگری انجام دهد ، فعل را توسط دیگری انجام و هزینه آن را به عهده متعهد می گذارد . اگر عمل توسط دیگران قابل انجام نباشد ، در نهایت متعهد له می تواند عقد را فسخ کند .

  • خیار شرط

در صورتی که طرفین عقد با تراضی یکدیگر در ضمن عقد برای خود یا ثالث حق فسخی بخواهند قائل شوند ، باید در عقد برای خود خیار شرط در نظر بگیرند .

مدت اعمال این خیار باید مشخص و معین باشد به گونه ای که احتمال کم و زیاد شدن در آن وجود نداشته باشد. در غیر این صورت ، این شرط ، باطل و مبطل عقد خواهد بود .

  • خیار رویت و تخلف وصف

مورد معامله باید معلوم باشد . با مشاهده مورد معامله میتوان به خصوصیات آن واقف شد.

اگر فردی به اعتبار و اعتماد رویت و مشاهده سابق خود ، اقدام به انجام معامله بنماید اما  زمانی که مال مورد نظر را تحویل گرفت متوجه شود که مال اوصاف سابق را ندارد و تغیر کرده است ، می تواند به استناد خیار  رویت معامله را فسخ کند .

در صورتی که طرف معامله ، با اعتماد به  وصفی که از مورد معامله می شود ، عقد را منعقد کند و بعد خلاف آن اوصاف مشخص شود، می تواند عقد را فسخ کند .

در این دو خیار ، باید مورد معامله عین معین باشد در غیر این صورت خیار ثابت نخواهد شد.

  • خیار تفلیس

این خیار در جایی ایجاد می شود که یکی از عوضین عین معین و عوض دیگر کلی باشد.

در صورتی که فردی که باید عوض کلی را تحویل بدهد پس از قبض عوض معین ، ورشکسته شود ، اگر عین موجود باشد ، طرف معامله می تواند به استناد خیار تفلیس ، عقد را برهم زده و عین معین را مسترد کند .اما اگر عین معین تلف شده یا به دیگری انتقال داده شده باشد، طرف معامله تنها می تواند برای اخذ عوض کلی وارد غرما شود .

  • خیار تعذر تسلیم

زمانی که در هنگام انعقاد عقد ، متعهد توانایی تسلیم مورد معامله را داشته باشد اما مس از آن ، توانایی تسلیم را از دست بده  ، متعهدله می تواند عقد را برهم زند .

اگر اشکار شود که در هنگام انعقاد عقد  مورد معامله مقدور التسلیم نبوده ، عقد باطل است و اگر در هنگام عقد مقدورالتسلیم بوده اما بعد از آن بطور کلی توانایی تسلیم از بین رفته باشد ، عقد منفسخ می شود .

مثلا مورد تعهد ، تسلیم یک عدد ماشین پراید مدل ۹۹ است . در هنگام عقد توانایی تسلیم مال برای متعهد وجود داشته است اما پس از عقد ، متعهد نمیتواند مال را تسلیم کند . متعهدله می تواند یا عقد را بر هم زند و یا صبر کند تا متعهد توانایی تسلیم را پیدا کند .

  • خیار غبن

در هر معامله معوضی این شرط ضمنی وجود دارد که عوضین باید از نظر ارزش دارای همسانی تقریبی باشند . حال اگر پس از عقد مشخص شود  این تعادل در ارزش موجود نبوده و یکی از طرفین با انجام عقد دچار غبن و ضرر فاحش شده است، در صورتی در هنگام عقد هم به قیمت و ارزش واقعی کالا واقف نبوده است ، میتواند برای جلوگیری از متحمل شدن ضرر خود ، عقد را فسخ کند.

در صورتی که تفاوت ارزش دو کالا به گونه ای باشد که بتوان ان را نادیده گرفت فرد حق فسخ نمی یابد و باید غبن قابل مسامحه نباشد.

اگر طرف دیگر معامله (غابن)  حاضر شود تفاوت قیمت را به مغبون بدهد ، حق فسخ ساقط نمی شود و باز هم مغبون می تواند عقد را فسخ کند .

معیار تشخیص غبن ، عرف و شرایط معامله است .

ممکن است در شرایط عادی ، عقد متضمن غبن باشد اما در شرایط قحطی ، غبنی وجود نداشته باشد مثلا در شرایط عادی یه قرص نان که قیمت آن پانصد تومان است اگر به پنج هزار تومان فروخته شود ، اینجا خریدار مغبون شده و می تواند عقد را فسخ کند اما در شرایط قحطی ، غبنی موجود نیست . و یا در مثالی دیگر ، کسی که دارای کلکسیونی از تمبر هاست ، برای خرید یک تمبر که در کلکسیون خود ندارد شاید حاضر باش  قیمتی بسیار بیشتر از قیمت واقعی آن را بپردازد . پس در هر معامله باید عرف و شرایط آن معامله را در نظر داشته باشیم .

  • خیار شرکت

در صورتی که پس از انجام عقد و قبل از تسلیم مال  ، مورد معامله به گونه ای با کالای دیگر مزج و مخلوط شود که نتوان بدون تحمل مشقت آن را جدا کرد ، طرف معامله برای احتراز لز این شرکت ناخواسته در کالا ، میتواند عقد را فسخ کند.