خیار شرط|شرایط اعمال خیار شرط|بررسی نکات خیار شرط

خیار شرط چیست

خیار شرط
خیار شرط

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی خیار شرط چیست؟ و شرایط خیار شرط پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

 

مفهوم خیار

مفهوم خیار یعنی فسخ معاملات که در مواد ۳۹۶ تا ۴۵۶ به این موضوع اختصاص داده شده است. بر طبق ماده ۳۹۶ قانون مدنی ۱۰ مورد از مواردی که افراد در آن اختیار فسخ معامله را دارند تعیین شده است . خیار یک حق است و به مفهوم اختیار و توانایی به هم زدن عقد لازم.

یعنی عقدی که دو طرف قادر نیستند آن را به شکل یک طرفه هر موقع که خواستند فسخ کنند و فقط امکان فسخ آن با وجود اقاله و خیار  از طرف صاحب خیار می باشد که به او ذوالخیارگفته می‌شود.

پیش از خواندن مقاله خیار شرط برای درک بهتر مفهوم خیار میتوانید مقاله خیارات در قانون مدنی را مطالعه کنید.

مفهوم خیار شرط

از جمله خیار هایی که در قانون مدنی مورد عنایت قرار گرفته خیار شرط است که در ماده ۳۹۹ قانون مدنی مقرر شده است. در عقد بیع امکان دارد شرط شود که در زمان مشخص برای بایع و مشتری یا هر دو یا فرد خارجی اختیار فسخ معامله در نظر گرفته شود.

بر اساس مفاد ماده خیار شرط حقی است که به وسیله متعاملین در عقد در نظر گرفته می شود و بر اساس آن یکی از دو طرف یا هر دو آن ها یا حتی شخص ثالث که جزو طرفین عقد نیست، اختیار فسخ معامله را دارا می شود. در شرایطی که در عقدی شخص ثالث یعنی شخصی که بیرون از عقد است، دارای خیار شرط باشدف چنین خیاری خیار موامره نامیده می شود.

نکته‌ای که باید به آن دقت نمود آن است که شخص خارجی که صاحب خیار است، معتمد و داور متعاملین خواهد بود و نمی‌توان او را نماینده دو طرف برای فسخ معامله محسوب کرد.

۷  حالت مفروض در مورد خیار شرط

– امکان دارد که در عقد فقط شخص فروشنده خیار داشته باشد.

– امکان دارد فقط مشتری دارای اختیار فسخ معامله باشد.

– ممکن است شخص ثالثی دارای خیار شرط باشد.

– امکان دارد شخص ثالث و بایع هم زمان با هم حق خیار داشته باشند.

– امکان دارد شخص ثالث به همراه خریدار صاحب خیار فسخ باشند.

– ممکن است بایع یا مشتری خیار فسخ را دارا باشد.

خیار شرط
خیار شرط

-مضاف بر فروشنده و خریدار شخص ثالث نیز هر سه نفر با هم دارای خیار شرط باشند. پس از این حالات می‌توان به این نتیجه دست یافت که خیار شرط مختص به یک طرف معامله نیست و امکان دارد برای هر دو طرف یا شخص ثالث یا حتی هر دو طرف به انضمام شخص ثالث پیش بینی شود. به خیار شرط ، شرط خیار نیز اطلاق می‌شود.

ویدیو حق فسخ قرارداد

 خصوصیات خیار شرط

-با توجه به این که مبیع می‌تواند به سه شکل باشد، خیار شرط تعیین می شود. یعنی می‌تواند عین معین واقع شود.

عین: یعنی مال محسوس و مستقلی که چیزی از مبیع در خارج قابل تصور باشد.

مبیع کلی در معین : یعنی عین کلی در معین که قانون مدنی در ماده ۳۵۰ به آن اشاره کرده است . مقدار مشخصی به شکل کلی از چیزی به صورت متساوی الاجزا. مثل ۱۰۰ کیلو گندم از ۱۰۰۰ کیلو گندم موجود در انبار.

مبیع کلی فی الذمه: که مصداق های مختلف دارد. مانند هزار دستگاه خودرو صفر کیلومتر ۲۰۶ . خیار شرط راجع به هر سه شکل از مبیع قابل تصور است. یعنی حتی در شرایطی که مورد معامله به شکل کلی فی الذمه باشد می ‌توان در معامله خیار شرط قرارداد.

-خیار شرط ویژه یکی از متعاملین نیست و امکان دارد برای هر دو طرف این معامله یا شخص ثالث و حتی طرفین معامله و به اضافه شخص ثالث تعیین شود. از نظر عده‌ای فقط خیاری که امکان دارد به طور مستقل برای شخص ثالث واقع شود، خیار شرط خواهد بود. در صورتی که بقیه خیارات به منعقد کنندگان عقد مختص است و در صورت انتقال به ثالث، ثالث جانشین انتقال دهنده تلقی می شود.

-خیار شرط امکان دارد در عقد معوض یا عقد غیر معوض و مبتنی بر مصالحه جاری شود. اما این نکته را باید در نظر داشت که در عقد نکاح و عقد وقف و در  ایقاعات یعنی اعمال حقوقی یک طرفه و نیز در اقاله،  بر هم زدن قرارداد به شکل دو جانبه صورت می‌پذیرد. خیار شرط به شکل مطلق راهی ندارد. و در عقد اجاره ای که از قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال ۱۳۵۶ تبعیت می کند خیار شرط فقط به نفع موجر وضع می شود.

-خیار شرط از جمله خیاراتی است که باید در آن مدت تعیین شود. یعنی این امکان وجود ندارد که تا ابد برای صاحب خیار این حق را متصور شد. نکته قابل توجه این که در شرایطی که ابتدای مدت خیار مورد توجه واقع نشود، باید آغاز آن را از تاریخ قرارداد تلقی نمود. این موضع یعنی عدم درج ابتدای خیار نباید باعث باطل شدن عقد شود ، بلکه باید آن را از زمان انعقاد عقد تعیین نمود. ولی وقتی خیار شرط منقضی می شود باید حتماً معین باشد. بر اساس ماده ۴۰۱ قانون مدنی در شرایطی که مدت تعیین نشده باشد هم خیار شرط و هم بیع باطل خواهد بود . اما ضرورتی ندارد که تعیین مدت به صورت صریح ذکر شده باشد بلکه اراده ضمنی هم کفایت می کند.

به منظور ایجاد خیار شرط در هر عقدی ضرورت ندارد که لفظ خیار شرط در متن قرارداد گنجانده شود. بلکه هر عبارتی که این مفهوم را برساند خیار شرط است و حق فسخ قرارداد را ایجاد می کند. مثلاً درج عبارتی مثل اختیار انصراف از معامله و یا حق سرپیچی از معامله در قرارداد از مصداق های خیار شرط خواهد بود . مثلا اگر متعاملین در قرارداد چنین درج کنند که هر یک از طرفین قادر است با پرداخت ۲۰۰ میلیون تومان به شخص مقابل از عقد منصرف شود، خیار شرط ذکر شده است.

ارتباط خیار شرط با شرط فاسخ

در دسته ای از قراردادها شرطی به نام شرط فاسخ وضع می شود. شرط فاسخ به مفهوم آن است که اگر سببی اتفاق افتد که باعث شود عقد به صورت خود به خود از بین برود، مثلاً هنگامی که در یک عقد بیع یک اتومبیل شرط شود که در شرایطی که فروشنده در آزمون استخدامی قبول شود، قرارداد منفسخ می شود این شرط فاسخ است که به محض آن که فروشنده در آزمون استخدامی قبول شد قرارداد ازبین خواهد رفت.

خیار شرط
خیار شرط

بنابراین این شرط با شرط خیار فرق می کند. زیرا در این شرط از بین رفتن و منحل شدن قرارداد منوط به اراده هیچ یک از متعاملین نمی باشد و به محض جاری شدن شرط عقد منعقده از بین می رود. در صورتی که در خیار شرط هر مشروط له  حق دارد که در صورت تمایل قرارداد را منحل کند. بنابراین خیار شرط باشرط فاسخ فرق می‌کند. چون خیار شرط به مشروط له یعنی شخصی که به نفع او شرط شده حق می دهد که در صورت خواستن عقد را فسخ نماید. اما نتیجه شرط فاسخ از بین رفتن خود به خودی عقد است و اراده کسی در آن دخالت ندارد.

تفاوت خیار شرط و خیار اشتراط

خیار اشتراط خیاری می باشد که با تخلف از شرط واقع می شود. مثلاً وقتی در قراردادی شرط شود که  موضوع معامله  صفت خاصی را دارا باشد، در صورتی که موضوع مذکور آن صفت را دارا نباشد، شخصی که شرط به نفع او درج شده است حق فسخ قرارداد را دارد که به آن خیار اشتراط می گویند. پس خیار شرط با خیار اشتراط فرق می‌کند.

زیرا خیار شرط فقط نتیجه توافق متعاملین است و جاری ساختن آن مشروط به تخلف از انجام تعهد نمی باشد. در صورتی که خیار تخلف از شرط یا همان خیار اشتراط حاصل تخلف است و خودداری از انجام تعهد حاصل از آن است. به علاوه خیار شرط از مصداق‌های شرط نتیجه می باشد. اما خیار تخلف از شرط امکان دارد حاصل از تخلف از شرط صفت یا نتیجه صورت گرفته باشد.

شیوه اعمال خیار

شخصی که خیار شرط را دارا است به منظور آن که بتواند حق خود را اعمال کند باید اراده خود را که فسخ قرارداد است اعلام نماید و همین بیان نمودن اراده برای فسخ کفایت می کند و نیازی به ابلاغ به طرف معامله نخواهد داشت. او قادر است اعلام فسخ خود را با هر گفتار یا عملی که نشان دهنده فسخ است بیان کند. یعنی می‌تواند صراحتاً اعلام کند که قرارداد را فسخ نموده یا عملاً کاری را انجام دهد که فسخ قرارداد از آن دریافت شود. پس اعمال حق فسخ  با اراده ی دارنده خیار اتفاق می‌افتد و نیازمند صدور رای دادگاه نمی باشد.

خیار شرط
خیار شرط

بر این اساس وقتی عقد مورد فسخ قرار گرفته که صاحب خیار اراده خود را اعلام کرده است. نه زمانی که دادگاه برای فسخ حکم صادر می کند. دوم این که اگر اختلافی بین دو طرف معامله ایجاد شود  مدعی، اول باید حق خیار خود را اعمال کند و بعد از دادگاه درخواست تایید فسخ انجام شده را بنماید .  چون دادگاه تنها وظیفه ای که دارد آن است که حق خیار و اجرای آن به شیوه صحیح را احراز نماید و به منظور فسخ قرارداد صالح نمی باشد. بعد از آن که فسخ محقق شد خریدار باید مورد معامله را به فروشنده مسترد کند.

خیار شرط یک حق تلقی می‌شود و هر صاحب حقی قادر است حق خود را ساقط کند. پس خیار شرط هم قابل اسقاط است.  اسقاط خیار شرط امکان دارد به شکل صریح یا به شکل ضمنی صورت پذیرد.