خیار عیب|مدت خیار عیب|شرایط اعمال خیار عیب|

خیار عیب چیست

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی خیار عیب چیست؟ و شرایط خیار عیب پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

ویدیو مقاله خیار عیب چیست

مقدمه خیار عیب

بعد از آن که عقدی انعقاد یافت بر اساس قانون شرایطی در نظر گرفته شده که در آن وضعیت افراد قادرند بدون آن که رضایت طرف مقابل را دریافت کنند عقد انعقاد یافته را فسخ نمایند به این موارد خیار یا همان اختیار فسخ معامله اطلاق می شود. قراردادهایی که در قانون مدنی وجود دارد وقتی از دسته عقود جایز باشد به منظور فسخ ، اشخاص نیازمند خیار نیستند. زیرا این عقود در شرایط عادی از طرف دو طرف معامله قابل فسخ می باشد. مثلاً وقتی که دو طرف معامله با هم عقد وکالتی منعقد می کنند، در این قرارداد هم وکیل و هم موکل قادر هستند به شکل یک طرفه هر موقع که تمایل داشتند عقد را فسخ نمایند.

 

این در صورتی است که در عقد های لازم در شرایط معمولی قابلیت فسخ از سوی دو طرف وجود ندارد و به منظور منحل شدن عقد نیاز به اراده و رضایت دو طرف قرارداد می باشد و یا این که باید شرایطی به وجود بیاید که قانونگذار اختیار فسخ را در این حالت به یکی از دو طرف یا هر دو واگذار کرده باشد. از خیاراتی که در قانون مدنی وجود دارد در حقیقت اختیار فسخ قراردادی است که به وسیله قانون گذار در یک شرایط ویژه برای فسخ  عقد لازم به یکی از متعاملین و یا هر دوی آن ها ارائه شده است.

با توجه به این مطلب باید گفت در همه قراردادهای لازم مثل عقد بیع یا همان خرید و فروش بعد از آن که عقد منعقد شد هیچ کس از دو طرف منفرداً قادر نیست عقد را فسخ کند. جز با جلب رضایت دو طرف قرار داد یا این که خیار فسخ در عقد را داشته باشد. از جمله خیاراتی که در قانون مدنی آمده است بر اساس ماده ۳۹۶ قانون مذکور عبارت  هستند از جمله خیار حیوان و خیار شرط  و خیار مجلس و خیار تاخیر ثمن و خیار رویت و خیار تخلف وصف و خیار غبن و خیار تفلیس و خیار تبعض صفقه و خیار تخلف شرط و خیار تدلیس و خیار  عیب.

خیار عیب
خیار عیب

با توجه به ماده ۱۰ قانون مدنی باید قبول کرد که در حقیقت ۱۲ نوع خیار یا اختیار فسخ قرارداد برای افراد پیش بینی شده است. خیار تعذر تسلیم و خیار تفلیس نیز از جمله خیارات است.

مفهوم خیار

خیار به مفهوم یک حق مالی است و در واقع اختیار و قدرت بر هم زدن قراردادهای از نوع لازم از طرف فرد صاحب خیار می باشد که در حوزه حقوقی به آن ذوالخیار گفته می شود. خیار برابر با یک حق است و مثل هر حق دیگری قابلیت انتقال و صلح و اسقاط را خواهد داشت .هر خیار اثری را به دنبال دارد که مهمترین اثر آن از بین رفتن قرارداد است.برای مطالعه بیشتر میتوانید مقاله خیارات در قانون مدنی را مطالعه کنید.

خیار عیب

بر طبق ماده ۴۲۲ قانون مدنی در مورد خیار عیب چنین مقرر شده است که چنان چه پس از معامله معلوم شود مبیع معیوب بوده است، مشتری در پذیرش مبیع با دریافت ارش یا فسخ معامله  مختارخواهد بود.

با توجه به این ماده قانونی می توان دریافت که خیار این حق را  به وجود می‌آید که چنان چه بر اساس یک قرارداد کالای معیوبی به شخص مقابل معامله واگذار شود در حالتی که او از آن عیب در هنگام معامله ناآگاه باشد با توجه به آن عیب شخص مقابل ضرر و زیان می‌بیند که به منظور خودداری از آن ضرر، قانون اختیار فسخ معامله را به او داده است و قادر است با استناد به عیب موجود در مبیع معامله را فسخ کند یا کالای  عیب دار را بپذیرد و ارش را دریافت نماید.

عموما وقتی دو فرد با هم قراردادی را منعقد می‌کنند اصل را بر صحت و سلامت کالا می گذارند و با این  فکر قرارداد را منعقد می‌کنند که جنس مورد معامله سالم و بدون نقص و عیب است. اما اگر پس از انعقاد قرارداد مشخص شود که در واقع آن جنس سالم نبوده و معیوب بوده است معامله بر عکس تفکر دوطرف انعقاد پیدا کرده است.

به همین سبب شخصی که بر اساس قرارداد مالک کالای معیوب شده است به شکل ناخواسته متحمل زیان خواهد شد. که برای پیشگیری از آن ضرر با به کار بردن خیار عیب قادر است به فسخ معامله مبادرت کند. یا این که جنس را به همان شکلی که هست بپذیرد و به خاطر عیبی که در آن وجود دارد از شخص مقابل ارش دریافت نماید.

خیار عیب
خیار عیب

مفهوم ارش

در مورد ارش باید بگوییم که بین حقوقدانان در تعیین معنای آن اختلاف عقیده وجود دارد. عده ای از آن ها بر این باورند که ارش بخشی از ثمن می باشد که به سبب عیبی که در کالا وجود دارد به خریدار مسترد می‌شود. اما عده دیگری از حقوقدانان اعتقاد دارند که ارش ابزاری برای جبران ضرر و زیان است.

دریافت ارش از مقررات عمومی عقود می باشد و مختص به عقد بیع نیست و در هر قرارداد معوض و تملیکی جاری خواهد بود. اما به شکل استثنا در عقد اجاره مستاجر قادر نیست ارش دریافت کند. پس باید نتیجه گرفت که چنین نمی توان برداشت کرد که چون خیار عیب ذیل عنوان عقد بیع قابل طرح است مخصوص عقد خرید و فروش می باشد.

مفهوم عیب در خیار عیب

ممکن است این سوال در ذهن ایجاد شود که مقصود از عیب چه چیز می باشد و به چه چیزی عیب تعلق می گیرد؟ بر اساس تعریف یکی از حقوقدانان مشهور، عیب در حقیقت شرایطی است که در معامله‌ای پیش می آید که در واقع بر خلاف شرایط عادی و سلامت آن معامله صورت بگیرد و بر طبق ماده ۴۲۶ قانون مدنی تعیین عیب با توجه به زمان و مکان صورت می پذیرد. به دنبال مفهوم خیار عیب این را هم اضافه کنیم که بر طبق ماده ۴۳۷ قانون مدنی از نظر مقررات ثمن شخصی مثل مبیع شخصی می باشد. یعنی در حالتی که ثمن عیب داشته باشد همه مقررات راجع به خیار عیب برای فروشنده جاری خواهد شد.

شرایط ضروری برای خیار

درماده ی 423 قانون مدنی چنین مقرر شده است که عیب کلا باید پنهان باشد و در هنگام عقد وجود داشته باشد. بر طبق این ماده می خوانیم که خیار عیب هنگامی برای مشتری ثابت خواهد شد که عیب مخفی و در هنگام عقد وجود داشته باشد. پس بر طبق این ماده اول عیب کالا باید مخفی باشد. اما باید آگاه بود که مقصود از عیب مخفی آن نیست که به شکلی پنهان شده باشد و از دید مستتر باشد. در واقع مقصود این ماده آن است که عیب کالا به طریقی باشد که خریدار قادر نباشد از آن آگاهی پیدا کند.

خیار عیب
خیار عیب

فرقی ندارد که عیب واقعاً مستتر باشد یا این که در واقع مخفی نبوده است اما خریدار نسبت به آن بی اطلاع بوده است. پس حتی اگر عیب آشکاری در جنسی وجود داشته باشد و خریدار به علت بی دقتی یا عدم آگاهی کافی نسبت به آن مطلع نشود باز هم در این حالت خیار عیب دارد. حتی در شرایطی که کوتاهی و قصور او در ملاحظه کالا صورت گرفته باشد باز هم از خیار عیب برخوردار می شود. برخی اوقات هم امکان دارد که خریدار بر عیب کالا مطلع باشد اما نداند که این عیب در مصرف جنس مشکل ایجاد می کند.

در این صورت نیز باید گفت که او از خیار عیب بهره‌مند می‌شود. چنان چه خریدار شخصی غیرمتخصص باشد اصل بر عدم اطلاعات او نسبت به عیب است. اما چنان چه خریدار متخصص و حرفه‌ای باشد اصل بر اطلاعات  او نسبت به عیب جنس است و باید ثابت کند که آن عیب  از دید او مخفی مانده و نسبت به آن بی اطلاع بوده است. در صورتی که در قسمت اول فروشنده باید اثبات کند که خریدار در تشخیص عیب موجود در کالا مطلع بوده است.

شیوه تشخیص عیب

با توجه به ماده ۴۲۶ قانون مدنی در این خصوص چنین مقرر شده است که تشخیص عیب با توجه به عرف و عادت صورت می پذیرد. پس باید زمان و مکان را در نظر گرفت و بر این اساس موضوع فرق می کند. عیب در حقیقت شرایطی در مورد قرارداد است که برخلاف شرایط عادی و سلامت آن ها نمی باشد.

فرقی نمی‌کند چه نقص از اصل خلقت باشد چه اضافه بر اصل خلقت باشد، در هر حال عیب تلقی شود. به بیان دیگر هر آن چه که از بهای کالا یا منفعت عمومی آن کم کند عیب تلقی می شود و فرقی ندارد که حاصل از کاستی باشد یا فزونی. اما آن چه ملاک تشخیص عیب است عادت محل انعقاد عقد و زمان آن می باشد. نکته‌ای را باید بر این نوشتار اضافه نمود  و آن این که در هنگام انعقاد قرارداد امکان دارد دو طرف عقد وجود صفت ویژه‌ای را در مورد معامله شرط کنند و بعداً معلوم شود که این صفت شرط شده در معامله وجود ندارد. در این حالت مقررات موضوع راجع به خیار تخلف شرط  جاری خواهد بود نه خیار عیب و مطالبه ارش.

شیوه تعیین مقدار ارش در خیار عیب

هنگامی که یک مشتری با عیبی در یک جنس روبرو می شود و تصمیمش بر آن است که جنس را با عیبش قبول کند و از فروشنده دریافت کند مقدار ارش با توجه به ماده ۴۲۷ قانون مدنی تعیین می شود.

خیار عیب
خیار عیب

در این ماده چنین مقرر شده است که چنان چه راجع به موضوعی ، مشتری اختیار ارش کند ما به التفاوتی که باید به آن پرداخته شود به این شکل تعیین می گردد قیمت واقعی مبیع در حالت طبیعی و قیمت واقعی آن در حالت معیوب و به وسیله متخصصان مشخص می شود. چنان چه قیمت آن در حالت طبیعی برابر با قیمتی باشد که در هنگام خرید و فروش بین متعاملین تعیین شده است  مابه التفاوت این قیمت و قیمت مبیع در حالت معیوبی میزان ارش می باشد.