دادستان|وظایف دادستان|اختیارات وی|

دادستان کیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی دادستان کیست؟ و نکات مهم دادستان پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه دادستان :

مفهوم دادستان بسیار آشنا می باشد. دادستان معادل مدعی‌العموم یا نماینده مردم جامعه می باشد. از قدیم تا به امروز دادستان دارای مقام والایی بوده است و این جایگاه برای او تکالیف و اختیاراتی را به دنبال داشته است. بسیاری از امور دادسرا زیر نظر دادستان انجام می‌شود و باید به تصدیق او برسد.

اما باید گفت مهم‌ترین تکلیف دادستان آن است که عدالت را به اجرا برساند و حقوق مردم جامعه را محرز دارد. در عین حال این وظیفه انحصاری دادستان نیست و تکالیف دیگری نیز بر دوش خواهد داشت. در این مقاله سعی شده در این خصوص توضیحاتی ارائه شود.

مراتب دادستان :

دادستان از نظر سلسله مراتب به چند دسته تقسیم می شود. دادستان کل و دادستان مرکز استان و دادستان شهرستان. بر اساس این طبقه‌بندی دادستان کل در راس هرم مراتب دادستانی واقع شده است و شیوه فعالیت دادستان‌ها بدین ترتیب است که دادستان شهرستان، زیر نظر دادستان مرکز استان و دادستان مرکز استان زیر نظر دادستان کل انجام وظیفه می نماید.

دادستان کل هم بر اقدامات دادستان مرکز استان نظارت می نماید و هم بر اقدامات و وظایف دادگاه انقلاب و دادسرای امور عمومی و دادسرای نظامی ناظر است. با این آثار باید گفت این اقدامات و وظایف کلی دادستان به شمار می رود و دادستان عهده دار تکالیف دیگری نیز می باشد.

تکالیف دادستان:

با توجه به قانون آیین دادرسی کیفری می توان تکلیف دادستان را شرح داد. بر اساس قانون فوق تکلیف دادستان به دو گروه کلی قابل تقسیم است. تکلیف قضایی و تکالیف اداری.

وظایف قضایی دادستان:

الف- ریاست دادسرا:

دادستان
دادستان

از جمله مهمترین وظایف قضایی دادستان ریاست بر دادسرا می باشد. نخستین تکلیفی که هر دادستان بر دوش دارد آن است که دادسرا را مدیریت کند و  ریاست دادسرا را به عهده داشته باشد.

بدین مفهوم است که کلیه اقدامات باید زیر نظر دادستان انجام شود. دادستان به عنوان یک رئیس باید اقدامات زیر را انجام دهد. ریاست بر ضابطان، مدیریت نمودن ضابطان و نظارت بر اقدامات و درست انجام دادن تکالیف آن ها از وظایف و مسئولیت های  دادستان می باشد.

تعقیب جرایم از هر شکلی که باشد فرقی نمی کند حق الناسی باشد یا حق اللهی در زمره تکالیف دادستان است که آن ها را مورد بررسی و تعقیب قرار می دهد .

-تقسیم کار بین قضات- از جمله تکالیف مهم دیگری که بر دوش دادستان واقع شده است آن است که امور را بین قضات دادسرا به بهترین نحو تقسیم نماید. این تقسیم وظایف باید با توجه به اندازه تجربه و مراتب آن ها انجام شود.

– نظارت بر فعالیت بازپرس- در عین حال که بازپرس مقامی مستقل در بررسی و تحقیقات راجع به جرم به شمار می رود با این وجود قانون به دادستان این اختیار را داده است که با توجه به تحقیقاتی که بازپرس انجام می‌دهد بر آن نظارت داشته باشد و اگر لازم بداند پرونده را از بازپرس گرفته و آن را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد و تکمیل نماید. بازپرس در این مورد قادر نیست از تقاضای دادستان سرباز بزند.

ب – صدور کیفرخواست:

دومین تکلیف دادستان صدور کیفرخواست می باشد. پس از آن که تحقیقات راجع به یک جرم انجام شد چنان چه دادستان رای بازپرس را در این مورد تصدیق کرد نسبت به آن جرم کیفرخواست صادر می‌کند. در مورد صدور کیفرخواست فرقی نمی‌کند که جرم از دسته جرایم عمومی باشد یا خصوصی و برای هر دو نوع جرم، کیفرخواست صادر خواهد شد.

اما سوالی که در این جا به ذهن متصور می شود این که  چه مواردی  درکیفرخواست درج می شود؟ در کیفرخواست  موضوعاتی مانند مشخصات دو طرف پرونده و دلایل ارتکاب جرم و نوع جرم ارتکاب شده و تقاضای کیفر درج می‌شود.

نکته‌ای که باید به آن توجه داشت آن است که کیفر خواست موقعی به دادگاه فرستاده می‌شود که دادستانی و معاونش آن را امضا و مورد تصدیق قرار داده باشند و نیز باید این موضوع را در نظر داشت که تا زمانی که کیفرخواست صادر نشود دادگاه قادر نیست به بررسی پرونده  بپردازد.

ج- اظهار نظر راجع به قرار نهایی بازپرس:

از دسته قرارهای نهایی که بازپرس اقدام به صدور می نماید و قانونی بودن آن نیازمند تایید و تصدیق  آن است قرار منع تعقیب و توقف تعقیب و قرار مجرمیت می باشد. اگر دادستان با صدور این قرارها از طرف بازپرس توافق نکند و بازپرس از دستور دادستان پیروی ننماید، پرونده برای ملاحظه و تعیین تکلیف به دادگاه فرستاده می شود.

دادستان
دادستان

چنان چه موضوع پرونده ،جرم های با اهمیتی مانند قتل عمد و غیره باشد، بازپرس تحقیقات لازم را انجام می‌دهد و نظارت بر آن نیز بر دوش دادستان می‌باشد اما در بقیه ی جرایم تحقیقات بازپرس کفایت می‌کند و ضرورتی به نظارت دادستان نیست.

د – حضور در دادگاه جزایی:

تکلیف چهارم دادستان آن است که حضور او در دادگاه جزایی لازم است. به بیان دیگر به منظور آن که جلسات دادگاه رسمی باشد و قانونی تلقی شود، حضور دادستان در آن ضرورت دارد. البته اگر دادستان خودش قادر نباشد به شکل شخصی حاضر شود و در جلسات دادگاه جزایی حضور داشته باشد، می تواند معاون یا دادیار خود را به منظور حضور در جلسه معرفی نماید.

دادستان تکلیفی در این جلسات دادگاهی بر دوش دارد که عبارت است از ارائه درخواست تجدید نظر در آرای محاکم جزایی. دادستان قادر است هنگامی که در دادرسی به پرونده و رعایت قوانین  مربوطه کوتاهی انجام شده باشد، تقاضای تجدید نظر کند.

ه- اجرای احکام جزایی:

تکلیف دیگری که بر دوش دادستان است آن است که وقتی از دادگاه کیفری احکام جزایی صادر می شود زیر نظر دادستان و با دستور او به اجرا می رسد. این تکلیف دادستان به جرم ویژه‌ای محدود نخواهد شد و کلیه جرایم را شامل می شود. به بیان دیگر تفاوتی ندارد که جرم واجد قصاص باشد یا مجازات آن اندک. در هرحال با نظر و فرمان دادستان عملی خواهد شد.

تکالیف اداری دادستان:

دادستان مضاف بر تکالیف قضایی که بر دوش دارد درمورد وظایف اداری نیز مسئول است که باید به انجام برساند. این تکالیف اداری در برگیرنده ی حفظ حقوق مجانین و سفیه و غائبین مفقودالاثر می باشد. دادستان به منظور انجام این تکالیف، از واحد امور سرپرستی محجوران  و زیر نظر آن که اقدامات لازم را انجام می دهد، یاری می گیرد.

دادستان در امور حسبی:

دادستان
دادستان

با توجه به قانون امور حسبی، مضاف بر تکالیفی که در بالا ذکر شد،

از دیگری مسئولیت‌هایی که بر دوش دادستان قرار دارد:

– از جمله جمع‌آوری و گردآوری اسناد و مدارک ضروری به منظور ثبوت سفیه بودن و صغیر بودن برای سفیه یا صغیری که دارای ولی نیست و به منظور ثبوت جنون.

-معین نمودن قیم برای محجوران

-تقاضای عزل قیم

-نگهداری دارایی مجانین و صغار و غیر رشید تا زمان تعیین تکلیف قیمومت

-درخواست تعیین امین برای جنین

-محافظت از دارایی اشخاصی که نیازمند امین هستند تا موقع تعیین تکلیف امین

– تقاضای تعیین امین به منظور  حفظ اموال شخص غایب مفقود الاثر

اجازه ازدواج و طلاق به افراد مجنون

-نگهداری اموال مجهول المالک

-نگهداری ترکه متوفی بدون وارث

آگاهی دادستان از ارتکاب جرم:

شیوه‌هایی که دادستان به واسطه ی آن از ارتکاب جرم آگاه می شود در زیر شرح داده شده است:

-شاکی به شکل حضوری به دادسرا رجوع می کند و شکایت خود را طرح می نماید.

-وقتی که ضابطان دادگستری خودشان نسبت به وقوع یک جرم شهادت بدهند.

– هنگامی که متهم در پیشگاه دادستان اقرار به ارتکاب جرم نماید.

– دادستان یا بازپرس خود به شخصه شاهد وقوع جرم باشند.

– شخصی که شاهد وقوع یک جرم است در دادسرا شهادت به احراز آن بدهد.

نکته‌ای که باید راجع به دادستان مطرح نمود آن است که مقام دادستان را نمی‌توان هم مسئول پیگیری جرم و هم تحقیقات کیفری به شمار آورد و به همین جهت در بسیاری از موارد تکلیف تحقیقات کیفری و نظارت بر تحقیقات و شیوه اقدامات اشخاص تحقیق کننده بردوش بازپرس واقع شده است.

چون بازپرس برخلاف دادستان این امکان را می یابد که از سیستم دادسرا بیرون رود و پس از آن که تحقیقات و نظارت خاص را انجام داد وارد دادگاه شود.

تفاوت دادستان و قاضی:

دادستان نماینده جامعه و اشخاصی است که قدرت بهره‌مندی از حقوق خود را ندارند و تکلیف او آن است که به منظور ثبوت و احراز حقوق و پیشگیری از ضایع شدن حق در دادگاه ها حضور یابد و به منظور اثبات دعاوی خود بر اساس قانون موجود اسنادی را ارائه نماید و حتی در مواردی نسبت به حکم صادر شده در دادگاه اعتراض کند.

اما دعوا و تکلیف او رسیدگی به مدارک دو طرف دعوا و دادستان می باشد و نیز دارای یک تکلیف شرعی و قانونی است که حقوق هر دو طرف دعوا را ضمانت کند و با استقلال کامل به اتهام انتسابی اشخاص رسیدگی نموده و تصمیم نهایی را اتخاذ نماید.

دادستان
دادستان

بنابراین دادستان حق ندارد که حکمی را صادر کند و تنها به منظور اثبات دعاوی و خود دلایل و مدارکی را ارائه می نماید.

اما بر عکس در مورد وظایف قاضی باید گفت که تکلیف قاضی صدور حکم با توجه به دلایل و مدارک و اسناد دو طرف دعوا می باشد و او حق ندارد به منظور اثبات یا ثابت نشدن موضوع دعوا سندی را ارائه کند.به علاوه هر قاضی با توجه به صلاحیت و مقررات در نظر گرفته شده در قوانین حق رسیدگی به موضوع را دارد.

مثلاً قاضی دادگاه کیفری تنها به جرم های موجود در پرونده ی جزایی رسیدگی می کند و حکم مقتضی را صادر می نماید و در مورد امور خانواده مثل طلاق و تمکین صالح به رسیدگی نمی باشد.

در صورتی که دادستان با توجه به این که نماینده ی جامعه و مقام تعقیب تلقی می‌شود حق ورود به بسیاری از دعاوی چه حقوقی و چه کیفری را خواهد داشت.