دعاوی طاری|انواع دعاوی طاری|نکات مهم

دعاوی طاری چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی دعاوی طاری چیست؟ و نکات مهم دعاوی طاری پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

ویدیو مقاله دعاوی طاری

مقدمه دعاوی طاری :

طاری در لغت به مفهوم غیر اصلی و عارضی بیان شده است. دعاوی  طاری دعوایی می باشد که بر دعوای اصلی به ئشکل عارضی واقع می گردد. اگر با آن در ارتباط کامل باشد یا منشا آن قرار بگیرد در همان دادگاه مورد دادرسی واقع می‌شود که به دعوای اصلی رسیدگی شده است. دعوای طاری به چهار بخش، دعوای اضافی، دعوای متقابل، ورود ثالث و جلب ثالث قابل تقسیم بندی می باشد که هر یک باید در فرصت مشخص در قانون بیان شود.

دعاوی طاری
دعاوی طاری

انواع دعاوی طاری :

-دعوای اضافی :

دعوای اضافی دعوای می باشد که خواهان دعوای اصلی نسبت به خوانده دعوای اصلی مطرح می کند. در دسته ای از رسیدگی ها این امکان وجود دارد که خواهان بعد از درخواست خواسته اصلی خواسته دیگری را تقاضا کند پس بهترین روش آن است که نسبت به افزایش خواسته اقدام کند اما برخی اوقات امکان دارد که خواسته دوم خواهان با خواسته ی اول دارای یک منشا باشد یا این که دارای یک منشا بوده اما ارتباط کامل با هم نداشته باشد. در این صورت خوانده قادر است با تقدیم دادخواست نسبت به اقامه ی دعوای اضافی اقدام نماید.

-دعوای متقابل :

مقصود از دعوای متقابل دعوایی می باشد که خوانده ی دعوای اصلی نسبت به خواهان دعوای اصلی مطرح می نماید. در این شکل از دعوا  به خوانده ی دعوای اصلی دعوای تقابل اطلاق می‌شود و به خواهان دعوای اصلی خوانده دعوای تقابل گفته می شود.

-دعوای ورود ثالث :

مقصود از دعوای ورود ثالث دعوایی می باشد که شخص سوم نسبت به خواهان یا خوانده ی دعوای اصلی یا هردو مطرح می کند. خود دعوای ورود ثالث به دو دسته قابل تقسیم خواهد بود: دعوای ورود ثالث اصلی و دعوای ورود ثالث تبعی.

-دعوای ورود ثالث اصلی :

در این شکل از دعوا شخص سوم به شکل مستقل دارای ادعایی می باشد. مثلاً الف دعوایی را با این خواسته که باید خودرویی با توجه به عقد بیع به او تحویل داده شود نسبت به شخص ب مطرح می‌کند و شخص ج با آگاهی از روند این دعوا و با نظر به این که خودرو متعلق به او نمی باشد و به شکل امانی در ید ب قرار داشته است دعوای ورود ثالث را اقامه می‌کند. با این خواسته یعنی تحویل اتومبیل به سبب استرداد مال امانی  و به دعوا ورود پیدا می کند.

-دعوای ورود ثالث تبعی :

در این شکل از دعوا شخص سوم دارای حق مستقلی نمی باشد بلکه خودش را در صاحب حق شدن یکی از از طرفین دعوا صاحب منفعت می شناسد. مثلاً شخص الف حق ارتفاقی را از شخص ب  که موضوع آن  عبور و مرور از ملک او است بر اساس قرارداد دریافت می نماید که به آن ارتفاق قراردادی اطلاق می شود.

شخص ج با این اعتقاد که ملک مورد تصرف  شخص ب در مالکیت او قرار دارد نسبت به اقامه دعوای خلع ید از ملک اقدام می کند. از این رو شما میتوانید با وکیل خلع ید در شیراز یا شهر خود مشورت نمایید.توجه داشته باشید که شخص الف از این موضوع آگاهی می یابد و چنان چه شخص ج در این دعوا غلبه پیدا کند و برنده شود و ملک را از تصرف شخص ب خارج کند به تبع آن حق ارتفاق اش نیز منحل خواهد شد. به همین علت برای بالا بردن کفه  یترازو به سود شخص ب به تبع او به دعوا ورود پیدا می‌کند و دلایل و دفاعیاتی را اقامه می نماید.

دعاوی طاری
دعاوی طاری

-دعوای جلب ثالث :

مقصود از دعوای جلب ثالث دعوایی می باشد که خواهان با خوانده دعوای اصلی نسبت به شخص ثالث مطرح می‌کند. در دعوای جلب ثالث به خواهان دعوای جلب ثالث و به خوانده دعوای جلب مجلوب ثالث اطلاق می شود.  مثلاً شخص الف ادعای مالکیت ملکی را دارد.

دعوا بر اساس اعلام مالکیت و خلع ید از اعیان خود نسبت به شخص ب که متصرف ملک است مطرح می کند. شخص ب در نخستین حضورش در جلسه ی دادرسی دادخواستی را به عنوان جلب ثالث به دادگاه ارائه می کند و شخص ج را که ملک به او فروخته شده است به دادرسی جلب کرده تا جوابگو باشد.

در این دعوا شخص الف خواهان دعوای اصلی با خوانده دعوای اصلی و خواهان دعوای جلب ثالث می باشد. شخص ج خوانده ی دعوای جلب ثالث می باشد. عده‌ای از حقوقدانان بر این باورند که دعوای جلب ثالث  به دو دسته اصلی و تبعی قابل تقسیم است اما در قانون ازدعوای جلب ثالث اصلی یاد نشده است.

شرایط دعاوی طاری :

به منظور آن که امکان آن وجود داشته باشد هم زمان با طرح دعوای اصلی به دعوای مطروحه طاری نیز رسیدگی کرد یا به عبارت جزئی تر برای آن که این امکان باشد که بتوان دعوای مطروحه از طرف یکی از دو طرف دعوا یا شخص سوم را دعوای طاری قلمداد نمود، باید یکی از شرایطی که در زیر به آن اشاره شده است محرز شود:

-دعوای طاری با دعوای اصلی دارای یک منشاء باشد.

-بین دعوای طاری با دعوای اصلی ارتباط کامل برقرار باشد

* نکته ای که باید به آن توجه داشت آن که هر دو شرط ضرورتی ندارد که با هم وجود داشته باشد. بلکه چنان چه یکی از شروط فوق  به وجود بیاید که کفایت می کند که دعوای طرح شده طاری تلقی شود.

مفهوم منشاء واحد بین دعوای اصلی و تاریخ :

منظور از منشاء یکسان همان علت یکی می باشد. به این مفهوم که علت دعوای اصلی با علت دعوای طاری مطرح شده باید یکی باشد.

مفهوم ارتباط کامل بین دعوای اصلی و دعوای طاری

منظور آن است که زمانی بین دو دعوا رابطه ی کامل وجود خواهد داشت که تصمیم گیری در هر یک از دعاوی در دعوای دیگر اثر داشته باشد. به بیان دیگر هنگامی که بین دو دعوا رابطه کامل برقرار باشد که صدور رای در یکی از دو دعوا سبب شود که در دعوای دیگر نیازی به قرائت رای نباشد. در نتیجه باعث می شود ثبات یکی از دو دعوا دعوای دیگر را اثبات یا رد کند. این رابطه را ارتباط کامل تلقی می‌کنند.

دعاوی مرتبط مصداق های متعددی را دارا می باشد که قابل محصور نمی باشند. اما در این خصوص مثال هایی از آن را یادآور می شویم مثلاً موضوع  ثمن یک معامله  در مال غیر منقول که پرداخت نشده باید به منظور درخواست ثمن در دادگاه محل اقامت مشتری دعوا را مطرح کند هم زمان مشتری هم در مکان وقوع ملک در دعوای فسخ معامله را اقامه می نماید. این دو دعوا با هم در ارتباط کامل هستند.

دعاوی طاری
دعاوی طاری

زیرا اگر خرید و فروش فسخ شود . مشتری نیز نسبت به ثمن بری می شود . هم چنین دعوای مالکیت و خلاقیت بطلان و الزام اجرای تعهد دعوای نسبت به ضامن و مدیون اصلی از دسته دعاوی مرتبط تلقی می‌شود .

مثالی در خصوص دعوای با منشا واحد

برخی اوقات امکان دارد ۲ دعوا حاصل از یک منشا باشد اما بین آن ها رابطه ی کاملی برقرار نباشد مثلاً  موجر دعوای را به خواسته ی  الزام به استرداد عین مستاجره به سبب خاتمه مدت اجاره نسبت به خوانده یعنی مستاجر مطرح می کند و در میان جلسه ی اول دعوای الزام به تحویل اجاره های به تعویق افتاده را بر علیه همان خوانده مطرح می‌کند. منشا این دو دعوا هر دو عقد اجاره بوده و یکسان می باشد.

بنابراین در صورت رعایت بقیه شرایط دادگاه باید به هر دو دعوا هم زمان رسیدگی نماید. در صورتی که بین آن دو رابطه برقرار نیست. زیرا امکان آن وجود دارد که دادگاه در دعوای اول خوانده را محکوم نموده و در دعوای دوم خوانده را برنده بشناسد. بنابراین تصمیم گیری در هر یک از دو دعوا اثری در دعوای دیگر ندارد.

به بیان دیگر چنان چه دادگاه در دعوای مطالبه عین مستاجره خواهان را برنده بشناسد این پیروزی اثری در دعوای دیگر یعنی درخواست اجاره های به تعویق افتاده نخواهد داشت. چون این امکان وجود دارد مدت اجاره به شکل صحیح خاتمه یافته باشد. اما در مقابل مستاجر اجور  عین مستاجره را قبلا پرداخت کرده است.

مرجع صالح به رسیدگی در دعوای طاری :

در مطرح نمودن دعوای طاری صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده را باید در نظر داشت. اما صلاحیت محلی مورد توجه واقع نمی شود. دعوا در دادگاهی مطرح و قابل رسیدگی است که به دعوای اصلی رسیدگی شده است. حتا اگر دارای صلاحیت محلی برای رسیدگی به دعوای طاری نباشد. اما در هر صورت صلاحیت ذاتی باید مورد رعایت قرار بگیرد.

چنان چه دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی صلاحیت ذاتی به ‌منظور دادرسی به دعوای طاری را دار نباشد، قادر نیست نسبت به قانون دادرسی کند و خواهان دعوای مذکور باید دعوای خود را در دوره ای که دارای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی می باشد طرح نموده و پیگیری کند.

برخلاف آن چه که رایج به تصور است دادخواست در هر صورت باید به دادگاه دادرسی کننده به دعوای اصلی ارائه شود. چون این دادگاه باید از اقامه ی دعوای تاریخ آگاه باشد تا چنان چه رسیدگی به دعوای اصلی را منوط بر تشخیص نتیجه دعوای طاری  نمایند رسیدگی به دعوای اصلی را تا تعیین تکلیف و نتیجه دعوای طاری متوقف کند.

دعاوی طاری
دعاوی طاری

زمان اقامه ی دعوای طاری :

طرح   دسته ای از دعاوی مشروط به رعایت زمان تعیین شده در قانون می‌باشد. دعوای اضافی و دعوای متقابل باید تا نخستین جلسه دادرسی مطرح شود. درخواست دعوای جلب ثالث نیز باید تا نخستین جلسه دادرسی به دادگاه ارائه شود و دادخواست ماهوی نیز طی سه روز باید مطرح گردد.دعوای ورود ثالث زمان مقرر ندارد و ورود ثالث می تواند تا هنگامی که رسیدگی به دعوا به اتمام نرسیده است با ارائه دادخواست صورت پذیرد.