رجوع در طلاق|شرایط طلاق رجعی|نکات رجوع در طلاق

رجوع در طلاق چیست

رجوع در طلاق
رجوع در طلاق

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی رجوع در طلاق چیست؟ و شرایط رجوع در طلاق پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

از جمله مهمترین اعمالی که دارای آثار جبران ناپذیر خانوادگی و اجتماعی می باشد، طلاق است به همین سبب همه تلاشش قانون و شرع آن است تا مقرراتی را جاری کند که به دوام بنیان خانواده بینجامد و باعث کاهش طلاق شود و طلاق را به انواع آن تقسیم بندی می کنند تا بتوان مقرراتی را نسبت به آن اعمال کرد. از جمله این تقسیم بندی آن به بائن و رجعی می باشد. در مورد طلاق رجعی امکان برگشتن به زندگی مشترک یا رجوع از طلاق جاری می باشد.

مفهوم رجوع

مقصود از حق رجوع که در طلاق رجعی پیش‌بینی شده است این است که مرد این قدرت را داشته باشد که به سهولت بتواند به همسرش برگردد. بنابراین برای ادامه زندگی احتیاجی به عقد دوباره نیست. مرد قادر است در شرایطی که تصمیم به برگشت به زندگی گرفته باشد با هر سخن عملی که این موضوع را به زن نشان دهد و تفهیم نماید.

بازگشت به زندگی اثرات مثبت بسیاری را به دنبال دارد که از هر گونه از سو استفاده احتمالی از زن مطلقه پیشگیری به عمل می آورد و این یکی از مهمترین نتایج آن خواهد بود. وقتی از رجوع صحبت می‌کنیم مقصود این است که در شرایطی که مرد به شکل مصمم برای ادامه زندگی مشترک خود تصمیم گیری کند و قصد داشته باشد که دوباره زندگی خانوادگی را از سر بگیرد، این امکان را دارد که تقاضای خود را به زن مطلقه اش به شکل گفتاری یا رفتاری اعلام کند. اما اگر قصد بازگشت را نداشته باشد، گفتار و رفتارش به مفهوم رجوع نیست.

بنابراین بر اساس آن چه که صحبت شد اگر در دوره عده طلاق رجعی، بازگشت روی دهد، احتیاجی به عقد دوباره نکاح نخواهد بود. چون در این دوران همه ی آثار زوجیت برقرار می باشد. بر این اساس مرد مکلف است تا در این دوره نفقه زن را بپردازد و اگر مرد از این کار خودداری کند، زن این امکان را دارد که از او به شکل قانونی شکایت به عمل آورد. قانون برای ترک انفاق ۶ ماه تا ۲ سال حبس تعزیری را پیش‌بینی کرده است.

نحوه ی رجوع زوج

قانون گذار به منظور حمایت از کانون خانواده و پیشگیری از فروپاشی آن در طلاق به تقاضای مرد، این موضوع را در نظر گرفته است که همان طور که مرد قادر است زن خود را طلاق دهد این امکان وجود دارد که از اقدام خود نادم گردد.

بنابراین این حق را برای خود در نظر گرفته است که به زن خود رجوع کند و دوباره زندگی مشترک را از سر گیرد. البته این کار نیاز به تشریفات قانونی خاصی نخواهد داشت و همین که قصد رجوع محرز شود با هر حرف یا عملی که اراده ی مرد را مبنی بر رجوع اش نشان دهد، محقق خواهد شد. مثلاً در آغوش گرفتن زن، بوسیدن او، نگاه محبت آمیز یا برداشتن حجاب او.

بر این اساس، رجوع مرد تشریفات خاصی را لازم ندارد. اما با توجه به این که این اقدام و عدم اطلاع دولت از رویدادهای پراهمیتی مانند نکاح و طلاق این امکان را به وجود می‌آورد که نظم اجتماعی را مختل کند، قانونگذار مرد را موظف می دارد که رجوع از طلاق را به آگاهی سازمان ثبت برساند. برای این منظور مرد باید به یک دفترخانه که صورت جلسه ی طلاق در آن مورد تنظیم واقع شده است، رجوع کند و مراجعه ی خود از طلاق را در آن ثبت نماید.

رجوع در طلاق
رجوع در طلاق

حق رجوعی که مرد از آن برخوردار است، حتی با وضع قرارداد هم قابل ساقط شدن نیست. در رجوع نیازی به عقد نکاح مجدد و جاری شدن صیغه ازدواج نمی باشد. یعنی مرد زمانی که رجوع می‌کند همان ازدواج اول با همان وضعیت و مهریه قبلی استمرار می‌یابد. در قانون، شرایط ویژه‌ای برای رجوع پیش‌بینی نشده است.

در حقیقت هر لفظ یا اقدامی که نشان دهنده ی رجوع مرد به زندگی مشترک باشد، کافیست. بر اساس ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده اگر مردی بدون آن که در دفتر اسناد رسمی  سندی را به ثبت برساند، ازدواج دائمی یا طلاق یا فسخ نکاح را سبب شود یا بعد از رجوع تا یک ماه از ثبت آن دریغ نماید یا موضوعاتی که ثبت ازدواج موقت برای آن الزامی می باشد، انجام ندهد، ضمن آن که به ثبت واقعه ضرورت دارد،  محکوم به جزای نقدی درجه پنج یعنی از ۸۰ میلیون ریال تا ۱۸۰ میلیون ریال و یا حبس تعزیری درجه هفت ۹۱ روز تا ۶ ماه  خواهد شد.

این مجازات در موضوعی که مرد از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان ازدواج یا طلاق هم خودداری کند، مقرر شده است. بنابراین ثبت الزامی می باشد.

طلاق بائن

طلاق بائن برعکس طلاق  رجعی می باشد. در این شکل از طلاق به مرد اجازه بازگشت در دوره عده نمی داده نمی‌شود. در طلاق بائن زوجیت جاری نمی باشد. و زن همسر مرد نمی باشد و رابطه زوجیت خاتمه یافته و زن و مرد بر هم حرام خواهند شد. بر اساس قانون، زن در طلاق بائن حق درخواست و تقاضای نفقه را ندارد و اگر یکی از آن ها در دوره عده فوت کند به شخص دیگر ارث نمی رسد. بنابراین در شرایطی که بعد از طلاق زن و مرد تصمیم بگیرند که مجددا ازدواج کنند برای ازدواج آن ها باید دوباره عقد نکاحی منعقد شود.

موارد احراز طلاق بائن

بر اساس ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی کشور در مواردی اگر زن و شوهر از هم جدا شوند، طلاق با این خواهد بود که در زیر به آن ها اشاره می کنیم:

1- طلاق قبل از نزدیکی

اگر طلاق در دسته ی طلاق های باکره باشد و دخول بین زن و شوهر انجام نشده باشد، طلاق بائن خواهد بود.

2- طلاق زن در دوره یائسگی

دوران یائسگی عبارت است از دوره‌ای که زنان در حدود ۴۵ تا ۵۵ سالگی دیگر عادت ماهانه نمی شوند و از دوران طبیعی زندگی زنان محسوب می‌شود. خونریزی ماهیانه آن ها برای همیشه قطع می شود. در شرایطی که زنان به دوران یائسگی وارد شوند دیگر شرایطی برای بارداری ندارند. بنابراین وقتی زنان یائسه طلاق داده می‌شوند طلاق آن از نوع بائن است.

3- طلاق خلع و مبارات

رجوع در طلاق
رجوع در طلاق

اگر زن نسبت به بازگشت کاری انجام ندهد طلاق بائن انجام داده است و به سبب نفرت از شوهرش حاضر شود مالی را به او بپردازد و در ادامه، شرایط لازم برای طلاق فراهم شود به آن طلاق خلع اطلاق می شود. زن قادر است عین مهریه یا برابر مهریه یا مبلغی بیش از آن یا کمتر از آن را به عنوان مال به شوهرش پرداخت کند و بدین ترتیب زن با پرداخت همه یا بخشی از مهریه حق رجوع را از مرد می گیرد. طلاق خلع در زمره طلاق‌های باین می باشد. در شرایطی که زن تصمیم بگیرد و مالی را که به همسرش اعطا کرده است، پس بگیرد طلاق بائن به طلاق رجعی تبدیل می شود.

در این حالت مرد قادر است در دوره عده به همسر خود مراجعه کند. در طلاق مبارات شرایط آشنایی متفاوت می باشد. در این شکل از طلاق مضاف بر این که زن از همسرش بیزار است مرد هم همین احساس را نسبت به زن خود دارد و تداوم زندگی برای هر دو  آن ها سخت و دشوار شده است. در این شکل از طلاق مبارات زن قادر است بخشی از مهریه خود را با هدف خاتمه بخشیدن به ازدواج به مرد  پرداخت نموده که البته این مبلغ نباید از کل مهریه بیشتر باشد. به منظور این که این تنفر و بیزاری علت پایان دادن به زندگی مشترک است و  دو طرفه بوده و مرد هم همین احساس را  دارد به آن طلاق مبارات گفته می شود.

4- سه طلاق پشت سر هم

در شرایطی که  طلاق بعد از نکاح پشت سر هم انجام شود، آن طلاق هم بائن است. نکته قابل توجه این که نکاح مجدد و پشت سرهم واقع شود خواه در شکل عقد جدید خواه  رجوع باشد باین است. طلاقی که بعد از سومین ازدواج با همسر اتفاق می‌افتد  باین می‌شود و مرد اذن بازگشت در دوره عده را ندارد. در شرایطی که زن و مرد تصمیم بگیرند دوباره بعد از سومین طلاق ازدواج کنند، زن اول باید با مرد دیگری نکاح کند. بعد از این که رابطه زناشویی میان آن ها برقرار شد، از او جدا شود تا این امکان برای آن وجود داشته باشد که با همسر سابقش مجددا ازدواج کند. در غیر این حالت زن و مردی که سه بار از هم طلاق گرفتند برای همیشه به هم حرام خواهند شد.

رجوع از بذل

پیش تر گفتیم که طلاق خلع یکی از انواع طلاق بائن می باشد و بعد از آن که احراز شد مرد قادر نیست در دوره عده به زن خود برگردد.  اما زن می تواند به فدیه پرداختی به مرد در زمان عده مراجعه کرده و آن را مسترد کند حتی اگر مرد راضی نباشد. در این شرایط مرد قادر است به زن برگردد. نکته قابل توجه این است که اذن رجوع زن منوط به امکان درستی رجوع مرد می باشد یا نه بحثی است که مورد اختلاف می باشد.

یک عده معتقدند که در شرایطی که مرد امکان برگشتن به زن را نداشته باشد درست مثل این است که زن عده ندارد یا سه طلاقه بوده  و رجوع زن هم درست نیست. در این موضوع که درستی بازگشت زن منوط به اطلاع مرد از آن می باشد یا نه اختلاف عقیده وجود دارد.

با توجه به این که رجوع به بذل یک امر حقوقی یک طرفه محسوب می شود که فقط با ارده و قصد زن انجام می گیرد اما با آن که یک طرفه می باشد اما باید شرایطی داشته باشد. اولا زن فقط در دوره عده  این امکان را دارد که به فدیه رجوع نماید. ثانیا مرد بای در دوره عده از بازگشت زن به بذل مطلع باشد تا این امکان را داشته باشد که حق خود را متقابلا اعمال نماید.

بنابر این اگر مرد از این مطلب آگاه نباشد یعنی رجوع زن به بذل، این رجوع زن باطل است. پس رجوع باید طوری باشد که مرد هم قادر به رجوع به ازدواج باشد. این را هم باید در نظر داشت که وقتی زوجه به بذل رجوع می کند باعث سقوط بائن بودن طلاق خواهد شد بنابر این طلاق رجعی شده و شوهر در دوره عده قادر است به زن برگردد.

رجوع در طلاق
رجوع در طلاق

پس در طلاقی که خلع است اگر زن به بذل برگردد طلاق از بائن به رجعی تبدیل می شود و مرد می تواند به زن برگردد حتی اگر زن راضی به این موضوع نباشد و در حالتی که خشنود به رجوع باشد مرد این امکان را دارد که رجوع نماید حتی اگر زوجه نسبت به بذل رجوع نکرده باشد.

در این مطلب می توان به این نتیجه رسید که در حقیقت زن بذل را به مرد بخشیده است چون رضایت داده که مرد بدون استرداد بذل به او برگردد. با رجوع مرد همان ازدواج پیشین زنده می شود و همان مهریه قبلی به عنوان صداق نکاح جاری می شود. نکته مهم این که مهریه جدید مشروط به عقد جدید بعد از پایان مدت عده قرار می گیرد.