رضایت پدر در ازدواج چیست؟|نتیجه ازدواج بدون اجازه پدر|

رضایت پدر در ازدواج چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی رضایت پدر در ازدواج پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

همان طور که می دانیم در دوره کنونی ملاک های ازدواج با دوره‌های قبلی بسیار فرق دارد. شیوه زندگی‌ هم در سال‌های اخیر بسیار با تغییرات وسیعی مواجه شده است. همه این علت ها جمع شدند و تفاوت نظرهای بسیاری میان جوانان و پدر و مادر در مورد انتخاب همسر ایجاد شده است.

برخی اوقات پدر و مادرها از خواسته ها و انتظاراتشان گذشت می کنند و نسبت به نکاح فرزند خود رضایت می‌دهند که با شخص دلخواه خود ازدواج کنند. اما در بسیاری از موارد والدین با این موضوع سازگار نمی شوند و در هیچ شرایطی راضی به ازدواج  فرزند خود با شخص دل خواهش نیستند و هر گونه واسطه گری در این مورد بی اثر است.

اگر فرزند دختری در چنین مواردی اصرار به برقراری رابطه زوجیت و انعقاد عقد ازدواج داشته باشد، باید از نظر پدر دریافت کند. البته دریافت این اذن فقط ویژه دختران است و برای مردان دریافت این اذن برای ازدواج ضرورتی ندارد.

رضایت-پدر-در-ازدواج
رضایت-پدر-در-ازدواج

بر اساس ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی می‌خوانیم که نکاح دختر باکره حتی اگر به سن بلوغ را رسیده باشد، منوط به دریافت اجازه پدر و جد پدری او می باشد و اگر این دو به علت موجه از اعطای اجازه دریغ کنند اجازه او ساقط شده و در این صورت دختر این امکان را دارد که مردی را که قصد دارد با او ازدواج کند را به شکل کامل معرفی نماید و شرایط نکاح و مهریه که میان آن ها جاری شده است، را بیان نموده و بعد از دریافت اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج  رجوع کرده و ازدواج خود را ثبت کند.

چگونگی رضایت پدر در ازدواج

دختری که ازدواج نکرده است نیازمند اجازه پدر یا جد پدری می باشد و  دفاتر اسناد رسمی این اجازه را ندارند که ازدواج دختر باکره را بدون رضایت پدر ثبت کنند. بر اساس ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی مقرر شده است نکاح دختری که هنوز شوهر نکرده است، حتی اگر به سن بلوغ رسیده باشد، منوط به اجازه پدر یا جد پدری او می باشد. این ماده به طور صریح گفته است اجازه ازدواج فقط از سوی پدر یا جد پدری قابل اتخاذ است و شخص دیگری حق اذن برای نکاح دختر باکره را نخواهد داشت.

نکاتی در خصوص ازدواج و اذن پدر

در این مورد باید نکاتی را در نظر داشت  از جمله:

1- سن  بلوغ در پسران 15 سال تمام و در دختران ۹ سال تمام است و با توجه به این که موضوع ازدواج یک امر غیر مالی تلقی می‌شود، تحقق رشد در این موضوع ضرورت ندارد. در شرایطی که در موضوعات مالی مثل خرید و فروش الزامی می باشد که رشد محرز شود و گواهی رشد در این خصوص دریافت گردد.

2- نکته دیگر که باید آن را مد نظر قرار داد دوشیزگی زن می باشد.  پس اگر زن قبلا ازدواج کرده باشد و با شوهر خود رابطه نزدیکی داشته است، برای ازدواج دوباره نیازمند اذن پدر نیست.

3- نکته دیگر آنکه در شرایطی که دوشیزگی زن از بین برود و رابطه جنسی به شکل نامشروع برقرار شده باشد اذن پدر به منظور انعقاد عقد نکاح از لحاظ قانونی ضرورت نخواهد داشت.

با توجه به ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی مقرر شده است که در شرایطی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و اذن آن ها هم به شکل عادی میسر نشود و دختر هم نیاز داشته باشد که عقد نکاح را منعقد کند، این امکان را خواهد داشت که اقدام به ازدواج کند. ثبت این ازدواج در دفترخانه مشروط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص است.

مخالفت بی دلیل پدر برای ازدواج

با توجه به ماده ۱۰۴۳ اگر پدر بی آن که دلیل موجهی داشته باشد با نکاح دختر خود سر مخالفت بگذارد، دختر این حق را دارد که تقاضای حقوقی بر اساس صدور تجویز نکاح ارائه کند و مردی که قصد دارد با او ازدواج کند را  در دادخواست مذکور معرفی کند و شرایط نکاح و مهریه ای که میان آن ها مورد توافق قرار گرفته است را در مفاد آن ذکر نماید.

رضایت-پدر-در-ازدواج
رضایت-پدر-در-ازدواج

بعد از آن به دادگاه خانواده محل سکونت خود رجوع نموده و به دنبال آن دادگاه خانواده، پدر دختر را از احضار کرده و علت مخالفت او را دنبال می‌کند. چنان چه آن دلیل را موجه تلقی کرد، تقاضای دختر را رد نموده و اگر مخالفت پدر مبتنی بر دلیل موجهی نباشد، اجازه ثبت ازدواج دختر را صادر می نماید و پدر را ملزم می‌کند تا اجازه ثبت ازدواج دختر را بدهد.

عدم وجود پدر یا جد پدری

دختر باکره مکلف است به منظور ازدواج اذن پدر یا جد پدری خود را دریافت کند. اگر آن ها وجود نداشته باشند لزومی ندارد که اجازه برادر و حتی مادر را دریافت کند.، اما در این حالت که پدر و پدربزرگ دختر در دسترس نیستند دختر ناگزیر باید از دادگاه ازم لازم به منظور ازدواج را دریافت کند.

شیوه دریافت اجازه از دادگاه

اگر دختر پدر و جد پدری به منظور دریافت اجازه برای ازدواج در دسترس نداشته باشد، باید از محاکم قضایی برای نکاح خود اجازه دریافت کند. برای اخذ اجازه از مرجع قضایی به منظور ازدواج دختر باکره باید دادخواستی را تحت عنوان اذن و اجازه به ازدواج به طرفیت دادگاه خانواده محل اقامت دختر، در دفتر خدمات الکترونیک قضایی تنظیم نماید و آن را ثبت کرده و به دنبال دادخواست، اجازه برای ازدواج با مردی را که منظور او ازدواج با ایشان است، را معرفی کند و در شرایطی که دادگاه وضعیت مرد برای ازدواج را مناسب تلقی کند، اجازه به نکاح دختر بدون حضور پدر و جد پدری را صادر می نماید.

نکته قابل توجه آن که در هنگام نکاح دختر بدون اجازه پدر در شرایطی که پدر به دلایل موجهی مثل سفر و اسارت و جنگ و این دسته از علت ها قادر نباشد اجازه ازدواج بدهد، در این صورت دختر قادر است به دادگاه رجوع کرده  و دادخواست خود را ارائه کند و دلیل غیبت پدر را تصریح نموده و با یاری یک وکیل خانواده اجازه نکاح را دریافت دارد.

باکرگی و اجازه پدر

در موضوع نکاح دختر بدون اذن پدر، باید این نکته را مدنظر قرار داد؛ چنان چه دختری به سبب روابط بیرون از عقد نکاح، باکرگی خود را ساقط کرده باشد، اذن پدر برای ازدواج از بین خواهد رفت. با توجه به رای وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور مطلق دخول مسقط ولایت پدر است. اما چنان چه دختری باکرگی خود را به سبب بیماری یا فعالیت‌های ورزشی یا علت های مشابه به این دلایل، زایل کرده باشد، در این حالت به منظور عقد نکاح دختر اذن و اجازه پدر ضرورت دارد.

رضایت-پدر-در-ازدواج
رضایت-پدر-در-ازدواج

موارد ازدواج دختر بدون اذن پدر

ماده ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ قانون مدنی در مورد اجازه پدر برای عقد نکاح سه دسته از دختر ها هستند که این امکان را دارند که بدون اجازه پدر و صدور حکم قضایی مبادرت به عقد نکاح ورزند. این افراد باید همه شرایط زیر را در اختیار داشته باشند

-داشتن سن ۲۸ سالگی منوط به تحقق رشد از طرف مرجع قضایی

– داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد.

-دارا بودن ۵ سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی.

-اگر باکرگی دختر به هر علتی حتی رابطه نامشروع زایل شده باشد نیازی به اذن پدر نخواهد داشت.

روند رسیدگی رضایت پدر در ازدواج

دختری که هدفش مبادرت به عقد نکاح می باشد و مرد مورد نظر او از دختر خواستگاری نموده باشد، اما هم اکنون به علل متفاوتی مثل در دسترس نبودن پدر یا به سبب مخالفت بی علت و غیر منطقی پدر امکان نکاح ندارد، این امکان را خواهد داشت که با یاری وکیل دادگستری در محاکم قضایی خانواده درخواست و دادخواست ازدواج خود را به ثبت برساند و با وقت رسیدگی که دادگاه تعیین می کند، در جلسه دادگاه، مرد مورد نظر خود را که مایل است با او ازدواج کند، معرفی نماید.

اگر دادگاه صلاح بداند و مرد را قادر به ازدواج با وی بشناسد اجازه ازدواج را به او اعطا می‌کند و بعد از آن دختر به دفترخانه ثبت ازدواج می رود و ازدواج خود را به شکل کتبی با اجازه رسمی دادگاه به ثبت می‌رساند.

تفاوت اذن و اجازه

-کلمه اذن و اجازه از لحاظ مفهومی و استفاده بسیار به هم مشابه هستند و در خیلی از موارد به جای هم استفاده شده یا اصلاً فرقی میان آن ها انگاشته نمی شود. در این مورد باید گفت که اذن پیش از انجام یک عمل صادر می گردد و اجازه بعد از انجام یک عمل.

مثلاً تا زمانی پدر اذن به ازدواج  دختر خود ندهد، عملی محرز نمی گردد و نیز اگر شخصی بدون آگاهی مالک یک خانه از آن استفاده کند، در شرایطی که مالک اقدامات شخص را اجازه بدهد و تنفیذ کند، اثر قانونی برای آن به وجود نمی آید.

رضایت-پدر-در-ازدواج
رضایت-پدر-در-ازدواج

-نکته دیگر قابلیت رجوع و استرداد در اذن و اجازه است. این موضوع در اذن  میسر است. اما در اجازه امکان پذیر نمی باشد.

نحوه رسیدگی به دعوای ازدواج دختر بی اذن پدر

شخص خواهان دادخواستی به خواسته ازدواج دختر بی اذن پدر به علت آن که پدر مجهول المکان بوده است، تنظیم نموده بعد از آن که تمبر ابطال می‌کند، دعوای غیر مالی خود را به مجتمع قضایی دادگاه خانواده تسلیم می نماید. این پرونده در مجتمع قضایی ثبت می‌شود و از سوی معاونت مجتمع به یکی از شعبات خانواده به منظور دادرسی ارجاع می گردد.

بر اساس دستور رئیس مجتمع قضایی جلسه رسیدگی با تعیین وقت مشخص می گردد و دو طرف دعوت می‌شوند. دادگاه به موضوع رسیدگی می کند و به علت آن که پدر دختر مجهول المکان بوده است و دختر بدون اجازه پدر ازدواج کرده است، آگهی در روزنامه کثیرالانتشار نشر می کند که این موضوع به درخواست خواهان انجام می شود.

در وقت مقرر خواهان حاضر می‌شود. اما خوانده با وجود آن که به او ابلاغ قانونی صورت گرفته  ممکن است حاضر نشود. خواهان بیان می کند که خواسته او با توجه به دادخواست تقدیمی می باشد. دادگاه بر اساس دستوری اعلام می دارد که دختر به دنبال شرح دستور به واحد مددکاری ابلاغ شود که از محل اقامت پدر خواهان و همچنین وضعیت اجتماعی اخلاقی و تحقیق حاصل شود و در نتیجه به دادگاه اعلام گردد و مطابق آن رای صادر می‌کند.