عقد صلح|شرایط عقد صلح|نکات عقد صلح|ارکان عقد صلح

عقد صلح چیست

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی عقد صلح چیست؟ و شرایط عقد صلح پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مفهوم صلح

صلح به معنای آشتی است.  اما در حوزه علم حقوق منظور عقدی می باشد که جایز نیست، بلکه لازم است. صلح بر اساس قانون مدنی و در معنی عامه اش به معنی از بین بردن اختلاف و درگیری می باشد اما کارایی دیگری هم دارد. به تعریف قانون مدنی صلح دو کاربرد دارد یا در مورد رفع تنازع استفاده می شود یا در مورد معامله. در مورد تنازع افراد با هم به توافق می رسند که در صورتی که در آینده با هم منازعه نمودند با صلح و سازش آن را رفع و رجوع کنند. پس صلح به دو نوع صلح در معامله و صلح در منازعات قابل تقسیم بندی می باشد.

صلح در دعاوی

این نوع از صلح در آیین دادرسی مدنی دارای کاربرد می باشد .و بر دو قسم است:

یا دعوایی که ایجاد شده با صلح از بین می رود و ساقط می شود یا با یک قرارداد صلح از دعوایی که در آینده ممکن است ایجاد شود خودداری می شود.

در مواد 752 و 766 قانون مدنی به طور خلاصه چنین بر می آید که: صلح یا امکان دارد رفع تنازع کند یا از درگیری در آینده جلوگیری کند. اگر دوطرف همه دعواهای حقیقی و فرضی خودشان را با صلح پایان دهند همه آن دعاوی داخل درصلحند هرچند که منشا ان دعوا مشخص نباشد جز موردی که دلایلی نشان بدهد که آن دعوا شامل صلح نمی شود

عقد صلح
عقد صلح

صلح در دعوا و معوض بودن آن

اگر در یک دعوا شخصی منکر آن دعوا ود این شخص منکر هم قادر است درخواست صلح کند و این اقرار نمی باشد.

به همین موضوع در ماده 755 و 756 قانون مدنی هم اشاره شده است. که صلح لا منکر شدن به دعوا هم مجاز شناخته می شود. پس ای نکه کسی تقاضای صلح کند در واقع اقرار ننموده است. و این که می دانیم حقوق خصوصی ناشی از وقوع جرم است و همین حقوق خصوصی هم می تواند به صلح ختم بشود. حتی اگر جرم واقع شده منجر به ورود خسارت شود اما آن کس که به او زیان وارد شده ممکن است که تقاضای صلح نماید. جرم یک جنبه خصوصی دارد یک جنبه عمومی. جنبه خصوصی آن می تواد مورد صلح واقع شود اما جنبه عمومی ان نمی تواند قابل صلح باشد.

در صلح دو طرف  باید اهلیت و شایستگی صلح را داشته باشند. این موضوع در ماده 753 قانون مدنی مورد اشاره واقع شده است. این که برای این که صلح صحت یابد دو طرف باید شایستگی معامله و اهلیت تصرف در مورد صلح داشته باشند. همه موارد صلح درست هستند جز مواردی که بر امری غیر مشروع صلح شود در ماده 754 هم به این نکته اشاره شده است که هر صلحی نافذ می باشد مگر این که بر موارد غیرمشروع صلح شده باشد.

صلح در معاملات(صلح بدوی)

صلح بدوی یا صلحی که در معاملات اجرا می شود.صلحی که در معامله واقع می شود عقدی است که در جای برخی از اعمال حقوقی قرار می گیرد و اثر همان اعمال حقوقی را دارد با این تفاوت که احکام مخصوصآن را نخواهد داشت. به عنوان مثال از آثار بیع تملک می باشد  و نیز احکام خاصی هم بر آن جاری می باشد اما وقتی صلح در بیع جاری می شود  می توان با صلح مال را به تملک دیگری در آورد بی آن که احکام خاص بیع را در نظر داشت.

در مواد  345 و 796قانون مدنی  و 210ف.قم و 10 قانون مدنی به این موضوعات اشاره شده است. این که هریک از بایع و مشتری باید اهلیت قانونی برای معامله داشته باشند . این که کسی که هبه می کند باید اهلیت و اراده تصرف در مال خود را داشته باشد. این که طرفین یک معامله باید اهلیت استیفا در یک معامله را داشته باشند و این که قراردادهای خصوصی در حالتی که مخالف نص صریح قانون نباشند نافذند.

از طرفی در مواد 758و759 قانون مدنی هم به این موضوع اشاره شده است که صلح در هر معامله ای نتیجه ان معامله را ناشی می شود اما احکام خاص آن معامله را شامل نمی شود مثلا برای عقد بیع اگر عقد صلح جاری شود مبیع به خریدار و ثمن به فروشنده می رسد اما احکام خاص بیع را شامل نمی شود. و این که در صلح ما حق شفعه نداریم حتی اگر به شکل بیع باشد.

در ماده 182 و183 هم به طور خلاصه می خوانیم که:اگر در دادگاه صلح و سازش صورت گیرد  همین موضوع هم صورت جلسه می شود و همین موضوع به امضای دادرسان هم می رسد اگر هم سازش بیرون از دادگاه انجام بشود و نامه ی سازش به صورت غیر رسمی بین طرفین ردو بدل بشود باید ان به دادگاه برده  به صحت ان صلح ی که میان آن ها واقع شده اقرار کنند و در نهایت این اقرار باید به امضای دادرس یا دادرسان باسد در دادگاه برسد و اگر طرفین دردادگاه حاضر نشوند و عذرشان هم موجه نباشد دادگاه هم بدون در نظر گرفتن آن چه در نامه سازش درج شده به رسیدگی ادامه می دهد.

عقد صلح
عقد صلح

صلح معوض و صلح مجانی

در معاملات اگر صلحی انجام شود با توجه به نوع عقد اگر به جای  عقد معوض صلح شود صلح هم به تبع عد معوض است اگر هم به جای عقد مجانی صلح بشود مجانی خواهد بود. اگر معامله با غبن توام باشد علم تفصیلی می خواهد اگر معامله مسامحه ای باشد علم مختصری کافی می باشد.. بر اساس ماده 757 قانون مدنی صلحی که بلاعوض می باشد جایز خواهد بود.

مواردی که می توان صلح را فسخ نمود به شرح ذیل است:

خیارات یا اقاله. صلح بر اساس ماده 760 قانون مدنی همان طور که می دانیم جزوعقود لازم است و هرگز ساقط نمی شود جز در مورد اقاله یا خیار.

صلح در دعوا به دو شکل زائل می شود: اگر در صلح خیار شرط بشود یا اگر خیار تخلف از شرط.

صلح در منازعه صلحی لازم است حتی اگر مبتی بر مساحمه باشد و هیچ کدام از طرفین نمی توانند آن را فسخ نمایند . اگر هم در صلح ادعای غبنی بشود فقط با وجود خیار شرط یا اشتراط خیار می توان صلح را برهم زد.

اکراه  و تدلیس و  اشتباه و اثر آن در صلح

صلح از عقدهایی می باشد که در ان شخصیت طرف عقد بسیار اهمیت دارد و علت همان عقد است اشتباه در این موضوع باعث ابطال عقدخواهد شد. بر اساس ماده 762 قانون مدنی باید بدانیم که اگر در صلح یا مصالحه اشتباه بشود ان صلح باطل خواهد بود.

صلح و اکراه

اگر صلحی واقع شود که با اکراه باشد آن صلح نافذ نیست که غیرنافذ است. این موضوع در ماده 763 قانون مدنی مورد اشاره قرار گرفته است. اکراه هم منظور اکراه معنوی می باشد. این اکراه معنوی است که منجر به غیرنافذ بودن صلح می شود حتی اگر از طرف شخص باشد که این را هم در ماده 203 قانون مدنی می خوانیم همچنین میتوانید در مورد اکراه در قتل نیز بیشتر بخوانید.

صلح و تدلیس

همان طور که می دانیم بر اساس قانون در ماده 764 قانون مدنی وقتی در صلح تدلیس صورت گیرد این امر منجر به خیار فسخ در صلح می شود.تدلیس همان موارد فریب طرف معامله  می باشد که این تعریف از تدلیس از ماده 438قانون مدنی برمی آید.

در ماده 765 قانون مدنی به یک نکته پر اهمیت اشاره شده است  و آن این که اگر دعوایی بر مبنای معامله باطل باشد و در آن صلح شود این صلح باطل خواهد بود اما بلعکس آن یعنی صلح بر دعوایی که ناشی از باطل شدن معامله ای باشد درست است.

در ذیل  به شرح ماده 765 قانون مدنی می پردازیم :

اگر صلحی در دعوایی انجام می شود و این دعوا مبنی بر معامله باطل باشد معامله باطل خواهد بود. اما صلحی که در مورد معامله باطل انجام می شود درست است.

عقد صلح
عقد صلح

بند اول: در قسمت اول ماده می خوانیم که صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله ، باطل است. فرض می کنیم معامله ای باطل است ولی دو طرف معامله بر این باورند که صحیح است و تعهدات خود را انجام می دهند و در حین آن میانشان دعوا اتفاق می افتد. اگر این دعوا با صلح پایان یابد این صلح باطل می باشد. چون در اصل معامله باطل بوده است به بیان شفاف تر می توان گفت که بند اول ماده 765 قانون مدنی مصداق ماده 767 قانون مدنی می باشد.

بند دوم ماده مزبور را تفسیر می ماییم بدین ترتیب که می گوید صلح دعوا ناشی از بطلان معامله صحیح است. فرض کنیم معامله ای باطل است و دو طرف هم از این موضوع آگاه هستند و بر این باورن که باید عوضیت را مسترد گردانند  حال اگر در موقع استرداد دعوایی اتفاق افتد  دو طرف در نهایت دعوا را با صلح پایان دهند این صلحی که ناشی از این دعوا می باشد درست است. در ماده 767 به این نکته اشاره شده است که اگر بعد از صلح روشن شود که موضوعی که باعث صلح شده است منتفی بوده است صلح باطل خواهد بود.

اصل نسبی بودن قراردادها استثنایی دارد که ان را مورد بررسی قرار می دهیم:

در ماده 768 قانون مدنی هم می خوانیم که این امکان وجود دارد که در قرارداد صلح یکی از دو طرف در مقابل مال الصلح که دریافت می کند این تعهد را می نماید که نفقه معینی یا همه ساله یا همه ماهه تا زمان معینی پرداخت نماید  که حال امکان دارد این تعهد به نفع دو نفر باشد یا طرف مصالحه یا شخص یا اشخاص ثالث.

در ماده 769 قانون مدنی هم می خوانیم که در تعهدی که در بالا اشاره کردیم در نهایت به سود هرکس که واقع شود امکان دارد این شرط درج شود که نفقه بعد از فوت کسی که نفقه به سود در حال پرداخت است به ورثه او پرداخت شود. علیت این که به این موضوع  در این ماده تاکید شده چون تعهدی که در سود شخص ثالث می باشد به سود اوست و برای ورثه ثالث نمی باشد جز این که بر خلاف آن شرط شده باشد.

اگر شخص ثالث این تعهد را رد نماید یا این که ثالث متوفی شود یا اصلا وجود نداشته باشد یا به هر مناسبتی تعهد مزبور به در سود ثالث نباشد تعهد حاصله ساقط نمی شود و باید به سود طرف دیگر معامله مورد اجرا قرار بگیرد و اگر در این شرایط او هم فوت کرده  به نفع وراث او خواهد بود نه وراث شخص ثالث طرف معامله.

عقد صلح
عقد صلح

پس در کل باید این نتیجه را گرفت که تعهد به سود شخص ثالث استثنا می باشد  و این امکان وجود ندارد که آن را به موارد مشابه تسری داد. هر ان چه که به سود شخص ثالث است باید مورد قبول واقع شود مگر تعهد ی که به نفع ثالث باشد. پس برای این که تملیکی به سود شخص ثالث باشد نیاز به قبول وی خواهد داشت.

در ماده 770قانون مدنی می خوانیم که آن چه از صلح بر اساس دو ماده مذکور در بالا ایجاد شود در شرایط ورشکستگی یا افلاس تعهد کننده فسخ نخواهد شد جز این که در صلح این شرط شده باشد. در نهایت  به این موضوع هم باید توجه داشت که در بسیار ی از موارد که عقد مشخص نباشد ماده 10 قانون مدنی مورد استناد حقوق دان ها و عقد صلح که مورد استناد فقها می باشد.