عقد معلق و عقد منجز|شرایط عقد معلق و عقد منجز|نکات مهم آن

عقد معلق و عقد منجز چیست

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی عقد معلق و عقد منجز چیست؟ و شرایط عقد معلق و عقد منجز پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

ویدیو مقاله عقد معلق و عقد منجز

مقدمه عقد معلق و عقد منجز

قرارداد اشکال مختلفی دارد. تقسیم بندی مختلف  قرارداد با در نظر گرفتن راه های مختلف انجام می شود. مثلا قراردادی که فوراً بعد از انعقاد باید به اجرا در بیاید، قرارداد منجز است. قرارداد منجز تا انعقاد یافت، باید اجرا شود و تعهد به دو طرف قرارداد اعمال خواهد شد. در برابر عقد منجز عقد معلق واقع می‌شود. عقد معلق عقدی می باشد که اجرای آن به کار دیگری منوط است. اما آن چه که همواره چالش برانگیز است، شباهت مفهوم عقد معلق با عقد مشروط می باشد. در حالی که عقد مشروط و معلق با هم متفاوت است.

 تعریف عقد معلق

عقد معلق عقدی می باشد که در متن آن منوط به انجام امر دیگری شده است. مثلاً در یک قرارداد اجاره چنین قید شده است که در در شرایطی خانه را به یک نفر اجاره می دهد که آن شخص مجوز آرایشگری را دریافت کند. در این صورت تا زمانی که مستاجر هنوز مجوز آرایشگری و پروانه آن را کسب ننموده است، اصل موضوع قرارداد که اجاره خانه می باشد و  انجام نمی پذیرد. به این شکل از قرارداد، قرارداد معلق اطلاق می شود.

عقد مشروط

منظور از عقد مشروط عقدی می‌باشد که در ضمن آن شرطی برای انجام قرارداد قید شده است. مثلاً در قرارداد اجاره شرط می شود که مستاجر خانه حق ندارد آن را به شخص دیگری اجاره دهد یا در قرارداد خرید و فروش شرط گذاشته می‌شود که به این شرط کالا فروش می‌رود که شیوه کاربرد آن را به دانشجویان فلان دانشگاه آموزش داده شود.

عقد معلق و عقد منجز
عقد معلق و عقد منجز

در حقیقت در قرارداد مشروط شخصی که شرط راجع به او قید شده است قبول می‌کند که شرط را انجام بدهد. البته نکته ای که باید در نظر داشت آن است که قید دسته ای از شروط در قرارداد میسر نیست و آن ها شروط باطل هستند و بخش دیگری از شروط نیز وجود دارد که مضاف بر این که خودشان باطل هستند عقد را نیز باطل می کنند که به آن ها شروط مبطل عقد گفته می شود.

تفاوت عقد معلق و مشروط

با عنایت به آن چه در بالا ذکر شد تفاوت عقد معلق و مشروط را در زیر شرح داده‌ایم. نخستین فرق بین عقد معلق و مشروط در اجرای عقد می باشد. عقد معلق هنگامی قابل اجرا خواهد بود که کاری که قرارداد به آن تعلیق شده است، انجام گیرد و تا هنگامی که این موضوع انجام نشود، قرارداد اجرایی نمی‌شود. اما در قرارداد مشروط عقد همین که انعقاد یا اعمال خواهد شد، فقط در مفاد قرارداد شروطی گنجانده شده است که در زمان اجرای قرارداد باید به آن توجه نمود.

دومین تفاوت قرارداد مشروط و معلق در شیوه ی تعیین آن می باشد. در شکل کلی تشخیص این که یک قرارداد مشروط است یا معلق با عنایت به مفاد قرارداد از تکالیف قاضی می باشد. اما معمولاً قرارداد معلق با عنوان” اگر” آغاز می‌شود اما قرارداد مشروط با عبارت به” شرط این که” نگارش می شود.

عقد منجز

در حقوق اراده ی اشخاص در انعقاد قرارداد نقش اساسی ایفا می‌کند. این حاکمیت اراده سبب می‌شود که آن ها قادر باشند به هر شکلی که تمایل دارند قرارداد را منعقد کنند. اما باید در نظر داشت این عقود نباید با نظم عمومی و اخلاق حسنه در جامعه در تضاد باشد و حتماً باید دارای شرایط اساسی  معامله باشد.

به همین جهت چنان چه اشخاص شرایط اساسی معامله را مورد رعایت قرار دهند، این امکان را دارند که عقد را مشروط و معلق کنند یا آن را به‌ شکلی انعقاد نمایند که اجرای آن منوط به انجام موضوع دیگری نباشد. این مسئله بر طبق سلیقه و اراده دو طرف به منظور انعقاد قرارداد می باشد و در قانون دارای محدودیت نیست. اما باید در نظر داشت که انعقاد قرارداد به این شکل هم دارای شرایط خاص خود می باشد که آن را باید مد نظر قرار داد.

بر اساس ماده ۱۸۹ قانون مدنی عقد منجز تعریف شده است. بر اساس این تعریف عقد منجز در واقع عقدی می باشد که همین که انعقادی آن قطعی تلقی می‌شود ، متعاملین باید نسبت به آن موضوع را عملی کنند. در حقیقت نمونه ی رایج و معمول در انعقاد قرارداد نیز چنین است که همین که منعقد شد، دو طرف ضرورت داشته باشند آن چه را که در مورد آن به تراضی رسیده‌اند عملی کنند.

به شکل کلی در عقد منجز اجرای متن قرارداد منوط و وابسته به این که اتفاق دیگری بیفتد یا عمل دیگری صورت پذیرد، نمی باشد و به محض این که قرارداد منعقد شد، خریدار بر اساس آن قرار داد باید مبلغ را بپردازد و فروشنده نیز طی قرارداد مثلاً باید خودرو را تحویل دهد.

موارد عقد معلق

عقد معلق و عقد منجز
عقد معلق و عقد منجز

عقد معلق در ازای عقد منجز واقع می شود. مثلاً فرض کنید خرید و فروش خودرو انجام شده است. فروشنده به خریدار بگوید در شرایطی این خودرو را به تو می فروشند که در آزمون ورودی دانشگاه پذیرفته شوید. چنان چه خریدار این امر را قبول کند، اجرای قرارداد فروش وابسته به پذیرش شخص در آزمون دانشگاه می‌باشد. بنابراین عقد معلق آن است که متعاملین قرارداد اثر آن را منوط به موضوع دیگری می‌نمایند و وقتی قرارداد اجرا می شود که آن موضوع اتفاق افتاده باشد.

مثلاً در مورد بالا تا وقتی که خریدار در آزمون دانشگاه قبول نشود، قرارداد فروش اتومبیل بی اثر است و نمی‌توان آن را اجرا نمود. البته باید این موضوع را در نظر داشت که در عقد نکاح و ضمان، امکان تعلیق وجود ندارد. مثلاً نمی توان عقد ازدواج را منوط به قبولی در آزمون استخدامی کرد و شخصی نمی‌تواند ضمانت را تعلیق به کاری نماید.

قبول ناقص و ایجاب ناقص در تعلیق

اگر شخصی قراردادی را با تعلیق منعقد کند به شکلی که در صورت تحقق، شرط عقد صورت پذیرد بعد از به دست آمدن شرط عقد یا قرارداد به شکل کامل محقق می‌شود و اگر بعد از آن که شرط محقق شد، ضرورت بروز آثار قرارداد و انجام کارهایی از روی طرف دیگر قرارداد باشد او ضرورت دارد که آن کار را انجام دهد و این قرارداد از نظر عرفی و قانون مدنی درست است.

حال اگر عاقد اراده یعنی ایجاب و قبول خودش را معلق بر احراز شرطی در خارج کند و در حقیقت انشای عقد معلق شود، بنابراین قصد ناقص و انشا محقق نشده است و این قصد امکان ندارد عقدی را  محرز نماید. به بیان دیگر انشایی که به شکل معلق انجام می‌شود، عقدی را محقق نمی کند تا اثرات حقوقی آن به بار بیاید. چون تعلیق سبب می‌شود تا اثر عقد به محض وقوع آن به وجود بیاید. بنابراین تعلیق با قصد انشا قابل تجمیع نیست.

عقد معلق و عقد منجز
عقد معلق و عقد منجز

شرایط اعتبار تعلیق و نفوذ عمل حقوقی

-به شکل کلی وقوع اثر عقد معلق نباید منوط به اراده و خواست متعهد باشد. اگر در قراردادی احراز ماهیت عقد وابسته به در خواست متعهد شود، در حقیقت تعهدی در کار نمی باشد. زیرا تکلیف و الزام ذات تعهد است. مثلاً در قراردادی که یک تعمیرکار چنین مطرح کند که خودروی تو را در برابر این قیمت تعمیر می کنم. در حقیقت این شکل از تعلیق عقد را هم باطل می نماید. زیرا در آن متعهد اراده اصلی برای انعقاد عقد را دارا نبوده است و این با قصد انشا در تضاد است و باعث بطلان عقد و سقوط تعهد شخص مقابل می شود.

-شرط تعلیق نباید نامشروع و ناممکن باشد. تعهدی که بر موضوع ناممکن تعلیق شود، باطل خواهد بود. فرقی نمی‌کند که آن موضوع از نظر طبیعی امکان ناپذیر باشد یا از نظر حقوقی. مثلاً شخصی بگوید خانه خود را به تو می بخشم اگر خورشید را به زمین بیاورید یا فرزند خود را از ارث محروم کنید. امکان دارد این انتقاد وارد شود که قانون مدنی در ماده ۲۳۲ شروطی بیان داشته است که از آن جمله ناممکن بودن و نامشروع بودن شرط است. در صورتی که این شروط عقد را فاسد نمی کند.

عقد معلق و عقد منجز
عقد معلق و عقد منجز

پس سوال است که چرا شرط تعلیق باعث فساد عقد می شود؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت در عقد معلق اراده مشترک این موضوع را تمنا کرده است که اصلا اگر معلق علیه احراز نشد، عقد ایجاد نشده است. به عبارت دیگر در این موضوعات ادامه عقد با اراده مشترک دو طرف در تضاد است. بنابراین در این موضوع بحث فساد شرط به قرارداد هم سرایت خواهد کرد و اگر فقط بگوییم که شرط فاسد است و قرارداد سالم، از اراده تابعیت نکرده است و این با اصول صحت عقد در تضاد قرار می‌گیرد .

-از سوی دیگر در موردی که عقد به شرطی معلق شود که با نظم عمومی و اخلاق حسنه در تضاد باشد و شرط بر خلاف ذات عقد می باشد و باعث جهل به عوضین خواهد شد. مثلاً فروشنده ی خانه بگوید خانه را به تو می فروشم اگر بعد از فروش آن یک بخشی از آن را مالک شوم. در این صورت چون مقدار و اندازه حقیقی موضوع معامله مشخص نیست. جهل در شرط، سبب جهل به دو از هم خواهد شد. بنابراین هنگامی که شرط تعلیقی قرار بگیرد عقد را هم باطل می نماید. چون شرطی که ذات عقد بر آن استوار شده است، سبب اصلی قرارداد تلقی می شود.