عقد وقف|ارکان عقد وقف|شرایط عقد وقف|نکات مهم

عقد وقف چیست

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی عقد وقف چیست؟ و شرایط عقد وقف پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

ویدیو مقاله عقد وقف

تعریف عقد وقف

وقف عقدی می باشد که شخص چیزی را از مال خود برمی دارد تا در کارها و امور عام‌المنفعه آن را به کار ببرد. ارکان عقد وقف عبارت است از واقف و موقوف  علیهم و عین موقوفه بدون این موارد عقد وقف صحیح نیست. واقف شخصی می باشد که مال خود را وقف می کند و موقوف علیهم اشخاصی هستند که مال به سود آن ها وقف شده است.

عین موقوفه هم مالی است که وقف می شود. از جمله شیوه هایی که دسته ای از افراد به منظور انجام امور خیر و با هدف محو فقر در جامعه یا یاری رساندن به فقرا انتخاب می نمایند وقف می باشد. در یک تعریف لغوی وقف به این مفهوم است که شخص قسمتی از مال خود را به انجام امور خیریه اختصاص بدهد. بدین شکل که اصل مال به قوت خود سالم و دست نخورده به جای بماند و منفعت ناشی از آن صرف امور اجتماعی و خیریه شود. نام دیگر وقف در اصطلاح عرفی صدقه جاریه نیز می باشد.

عقد وقف
عقد وقف

در وقف اصل مال به جای می‌ماند. اما منفعت آن در طول مدت مورد استفاده قرار می گیرد. از گذشته تا به امروز اشخاص زیادی اراده و انجام کارهای خیر به واسطه نهاد وقف را داشته و دارند. اما انجام عقد وقف اصول و مقرراتی دارد که بدون رعایت آن تشریفات و بدون وجود آن اصول عقد وقف درست نیست و صورت نمی گیرد.

مفهوم کلی عقد و انواع عقد

مفهوم عقد وقف

وقف در لغت به مفهوم منع کردن می باشد. بر اساس ماده ۵۵ قانون مدنی وقف بدین معنا است که این مال حبس و و منافع آن  تسبیل شود. از این تعریف برداشت می شود که اصل مال و عین آن ثابت سپرده شود. در صورتی که استفاده از منافع آن ادامه پیدا کند.

اشخاصی که مال به سود آن ها وقف می گردد موقوف علیهم نامیده می شوند. این اشخاص هم  می‌توانند محدود و مشخص باشند، هم نامحدود و غیر مشخص. منوط به   موقوف علیهم وقف به دو دسته عام و خاص تقسیم می شود. وقف خاص وقتی می باشد که موقوف علیه آن مشخص و معلوم است و محدود هستند و وقف عام وقتی می باشد که موقوف علیهم آن غیر محدود هستند یا وقف بر مصالح آن انجام شده باشد.

ارکان عقد وقف

هر قراردادی اصول و ارکانی دارد. عقد وقف نیز دارای همین اصول است. به منظور ظهور عقد وقف به شکل درست باید همه اصول آن وجود داشته باشد. زیرا در غیر این صورت وقف صحیح نیست.

عقد وقف  سه رکن دارد .هر کدام از این ارکان نیز شرایط ویژه خود را دارا می باشد. واقف یعنی کسی که مالش را وقف می کند. موقوفه مالی است که به وسیله واقف وقف می‌شود. موقوف علیه یعنی اشخاصی که مال به سود آن ها وقف شده است.

واقف

عقد وقف
عقد وقف

اولین رکن  از ارکان عقد وقف واقف می باشد. منظور از واقف وقف کننده است. یعنی شخصی که مالش را وقف می کند. شخص واقف باید دارای اهلیت قانونی و شرعی انعقاد قرارداد باشد که به آن اهلیت انعقاد عقد گفته می شود. منظور از اهلیت انعقاد قرارداد آن است که وقف دهنده باید عاقل و بالغ بوده و قصد و رضا دارا باشد. بر اساس ماده ۵۷ قانون مدنی مقرر شده است که واقف باید مالک مالی باشد که آن را وقف می نماید. پس برای این که شخصی قادر باشد مالش را وقف کند باید مالک ان مال باشد. البته باید مالک عین و منفعت مال باشد. از لحاظ حقوقی واقف باید صالح به این موضوع باشد یعنی عاقل و بالغ و قاصد و راضی بوده باشد. واقف نباید از جمله ورشکستگان باشد وقف از طرف ورشکسته صحیح نیست.

موقوف علیهم

دومین اصل از اصول عقد وقف موقوفه علیه می باشد. منظور از موقوف علیهم اشخاصی هستند که مال به سود آن ها وقف شده است. در حقیقت موقوف علیه اشخاصی هستند که حق برخورداری از منفعت مال موقوفه را خواهند داشت. با توجه به این که موقوف علیه چه افرادی می باشند به دو دسته عام و خاص قابل تقسیم است.  در هر حال و وقف فرقی نمی‌کند عام باشد یا خاص. برای این که شخصی در جایگاه موقوف علیهم قرار بگیرد باید دارای سه خصوصیت باشد:

– اول این که موقوف علیهم باید موجودیت داشته باشد. یعنی به سود شخصی که وجود ندارد مثلاً فوت کرده باشد وقف درست نیست. اما برای معدومی که بعداً به وجود می آید امکان وقف وجود دارد. مثلاً وقف برای جنین درست است منوط بر آن که زنده به دنیا بیاید.

-موقوف علیهم باید مشخص باشد. یعنی در عقد وقف باید معلوم شود که وقف برای چه کسی صورت گرفته است. به بیان ساده تر باید گفت که اسم و صفت و مشخصات موقوف علیه باید تعیین شود. به شکلی که مشخص نمودن آن به سهولت میسر باشد. مثلاً وقف برای مسجد باید تعیین شود که مقصود کدام مسجد در کدام مکان و محله می باشد و الا این شکل از وقف باطل می باشد.

– موقوف علیهم باید از اهلیت  تملک برخوردار باشد. یعنی شخصی که مال برای او وقف می شود باید از لحاظ عقل و بلوغ و قانون قادر باشد مالک منفعت عین موقوفه شود. این موضوع در ارتباط با همان موضوع اهلیت است.

عقد وقف
عقد وقف

عین موقوفه

سومین پایه عقد وقف عین موقوفه می باشد. عین موقوفه منظور مالی است که به وسیله واقف وقف می گردد و همانند بقیه ارکان وقف شرایطی دارد. مال موقوفه باید دارای سه خصوصیت باشد تا امکان وقف کردن آن میسر شود:

-مال موقوفه باید عین باشد. یعنی این امکان وجود ندارد که منفعت مالی را وقف کرد یا دین را وقف کرد و باید بر مال عینی که نمای خارجی و بیرونی دارد و قابلیت لمس را دارد، صورت گیرد. مثل خانه یا زمین.

-مال موقوفه باید قابلیت بهره برداری و نفع بردن داشته باشد. مالی که برای وقف سپرده می‌شود باید به شکلی باشد که ادامه دار باشد و بقا دارا باشد تا امکان سود بردن از منفعت آن میسر شود. یعنی مال باید به شکلی باشد که امکان نفع بردن از آن  ممکن باشد  مثل ساختمانی که برای مدرسه وقف می شود.

-مال موقوفه باید قابل قبض باشد. یعنی به شکلی باشد که بتوان آن را به دیگری تسلیم نمود تا در آن دخل و تصرف کند.

تسبیل در عقد وقف

منظور از تسبیل منفعت آن است که اولا مال در مسیری به مصرف برسد که امکان دارد این مسیر امور اجتماعی باشد یا امور خیریه. بر اساس ماده ۵۵ قانون مدنی مقرر شده است که لازمه ی وقف حبس عین و تسبیل یا فک منفعت می باشد. بنابراین مال مورد وقف باید باقی بماند و با بقاء آن بتوان از آن بهره برد.

مقصود از حبس عین مال آن است که مالک، مال را از ملکیت خود بیرون کند و از نقل و انتقال آن در امان باشد. پس با وقف مال دیگر قابل انتقال نیست. این موضوع حبس عین مال باعث می شود که فقط اعیان اموال را وقف نمود و منفعت و دین و حق را نمی توان موضوع وقف قرار داد. چون قابل دریافت و لمس نیست.

شرایط فروش مال موقوفه

بر اساس ماده ۸۸ قانون مدنی جواز فروش مال موقوفه منوط است به این که مال موقوفه خراب شود یا ترس از آن باشد که سبب خرابی شود. به شکلی که منفعت آن غیرممکن شود. آن هم در حالتی که آبادسازی آن میسر نباشد یا شخصی برای آبادسازی آن حضور پیدا نکند.

نکته مهم در مورد ماده ۸۸ باید ذکر شود این که کلمه خراب به معنای تباه و ویران در لغت گفته شده اما معنایی که در این ماده ذکر شده است جواز فروش مال وقفی را می‌دهد و ضرورتاً  ویرانی یا تباهی مال موقوفه مد نظر نمی باشد و در بسیاری از موارد اصولاً مال موقوفه عینی است که نسبت صفت خراب در مفهوم ویران و تباه برای آن میسر نیست.

بنابراین درست است که بنا را بر قسمت پایانی از شرط اول ذکر می کنیم اما در ماده ۸۸ قانون گذار می گوید به شکلی که منفعت بردن از آن میسر نباشد. بنابراین شرط نخست برای فروش مال موقوفه آن است که به هر شکلی در یک شرایط غیرقابل منفعت واقع شود یا خطر قرار گرفتن آن در شرایطی باشد که دیگر امکان منفعت بردن از آن میسر نیست. شرط دوم این است که امکان آن وجود نداشته باشد که مال مذکور را در شرایط قابل نفع بردن قرارداد. البته لازم به ذکر است که عدم انتفاع از مال وقفی در مورد هر وقف معنای ویژه خود را دارد که باید مورد بررسی واقع شود.

تفاوت وقف عام و خاص در فروش مال موقوفه

عقد وقف
عقد وقف

در مورد تفاوتی که بین فروش مال موقوفه در دو وضعیت عام و خاص وقف برقرار است باید گفت هر زمان واقف تسبیل منافع مال موقوفه را با هدف نفع بردن به  اشخاص محدود و مشخص نکرده باشد و امکان تسبیل منافع به هدف انتفاع اشخاص غیر محدود یا عواید حاصله به منظور مصالح عام تعیین شده باشد به ان وقف عام گویند.

بنابر این ماهیت تاسیس حقوقی بنیاد وقف عام وقف خاص فرقی نمی‌کند و فرق آن ها در حصر و غیر حصری بودن  موقوف علیهم است. جز در قسمتی از ماده ۳۴۹ قانون مدنی که فروش مال موقوفه را در شرایطی که بین موقوف علیهم اختلاف به وجود بیاید. به شکلی که ترس از جراحت یا خرابی مال موقوفه برود فروش مال وقفی تجویز می شود که اصولاً در وقف خاص موضوع آشکارتر است.