فریب در معامله|غش در معامله|نکات مهم و شرایط آن

فریب در معامله چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی فریب در معامله چیست؟ و نکات مهم فریب در معامله پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه فریب در معامله :

عمل فریب در معاملات یک نوع پدیده مجرمانه تلقی می شود که متاسفانه امروزه به طور گسترده ای در بازارهای کشور به چشم می خورد شکایت‌های با موضوع فریب در معامله به طور معمول با صادر شدن قرار منع تعقیب انجام می شود از نگاه قانون مدنی فریب و تقلبی که در معاملات انجام می شود با عبارت تدلیس یاد می گردد حال می خواهیم بدانیم که تدلیس به چه چیزی گفته می شود ؟

فریب در معامله
فریب در معامله

به طور معمول وقتی که یک طرف معامله عیوب  را قایم می کند و یا این که راجع به مزیت ها و حوزه هایی حرف می زنند که وجود خارجی ندارد

برای این که با جریان فریب در معامله و تدلیس بیشتر آشنا شوید مثالی ساده بیان می کنم

به طور مثال فروشنده یک خودروی تصادفی  ماشین رنگ شده را از این بابت که این ماشین بعد از تصادف رنگ شده است  از خریداران پنهان کند یا این که مثلا بگوید در حالی که خودرو یک خودروی پراید است بیان کند که موتور پژو روی آن است و از این جهت خریداران را به نوعی فریب دهد

طبق ماده ۴۳۸ قانون مدنی تدلیس موقعی انجام می شود که انجام دادن کارهایی باعث فریب خوردن یک طرف معامله گردد در ادامه طبق همین ماده ۴۳۹ قانون مدنی باید گفته شود چنانچه تدلیس یا فریب و تقلب در معامله باعث این مورد گردد که طرف معامله اشتباهی انجام دهد که در معامله کردن یا معامله نکردن او اثرگذار باشد معامله در این صورت باطل اعلام می شود.

همانند وقتی که فروشنده خانه‌ ای خانه را به شکلی رنگ آمیزی کنند که ترک دیوار آن خانه پنهان شود و خریدار از این قضیه با خبر نشود در این حالت موقعی که خریدار از این فریب و تقلب آگاه گردید اجازه دارد که این معامله را مورد فسخ رساند که برای این مورد هم خریدار یا می تواند دادخواست فسخ بیع را به خاطر تدلیس در معامله بدهد و از دادگاه درخواست باطل نمودن معامله کند.

معنای اصطلاحی تدلیس در فقه و حقوق :

معنی اصطلاحی تدلیس در متون فقهی و حقوقی خیلی نزدیک به معنی لغوی آن می‌باشد اما از لحاظ ای گسترده تر از آن بیان می شود در این متون گفته شده تدلیس آن موضوعی است که یکی از دو طرف عقد کارهای فریب دهنده و نیرنگ آمیزانجام دهد یا این که این کارها با آگاهی وی انجام شود و به خاطر همان کارها کالای مورد معامله یا فرد طرف عقد فاقد عیب یا نقص موجود یا واجد کمال غیر موجود نماینده گردد و با اغوای سمت دیگر عقد به انعقاد آن برانگیخته گردد.

طبق این گفته تدلیس به غیر از پوشاندن و قایق نمودن عیب اسحار کمال غیر موجود را هم انجام می دهد هر چند بعضی منابع آن را به همان معنی لغوی می‌دانند و همچنین بر اساس ماده ۴۳۸ قانون مدنی ایران تدلیس در مورد عملیاتی بیان می شود که سبب فریب به شخص معامله گردد در بعضی منابع فقهی اهل سنت و شماری از قوانین بعضی کشور ها در این حیطه اصطلاحاتی همچون تلبیس یا تقریز و یا خداع هم  استفاده شده است اما باید بیان گردد که در فقه شیعه ما بیشتر همان اصطلاح تدلیس بیان می گردد.

فریب در معامله
فریب در معامله

غش  در معامله :

مورد معامله را به شکلی نشان دهند که سبب فریب خوردن فرد خریدار شود به شکلی که چنانچه عمل متقلبانه و فریب دهنده فروشنده نبود خریدار هیچ رضایتی به خرید آن نداشت همانند وقتی که مغازه داری به منظور پنهان نمودن عیب و نقص جنس خود مثلاً با کمک نورپردازی زیاد آن عیب را به گونه ای قایم می کند.

غش در معامله با سکوت کردن و ترک فعل :

به این شکل است که عیب مال یا دستکاری آن مال را که سبب کم شدن قیمت آن می‌گردد را پنهان نماید همانند خودرویی که به خاطر تصادف شکل ظاهری آن متغیر گردیده و به وسیله یک صافکار خبره دوباره مثل اول شده است ولی خریدار از این قضیه بی خبر است و به اسم یک ماشین سالم و نو آن را خرید کرده است.

اظهار خلاف واقع جنس مال مورد معامله

مثالی که در این مورد معامله کردن می توان زد مسئله نقره دادن به جای طلا دادن است البته تنها مربوط به طلا نیست هر فروشنده ای که راجع به ماهیت مال فریبکاری نماید به گونه ای غش  انجام داده است همانند سرویس مبلمانی که به شکل چوب طراحی شده است اما به طور واقع جنس آن پلی استر می باشد در مثال دیگر لباسی‌ که جنس آن پلاستیک می باشد اما به عنوان یک لباس نخی معرفی و جا زده می شود.

گرانفروشی در معامله :

چنانچه فردی معامله‌ای را پیش ببرد و پس از چندین ماه در خصوص قیمت آن مشکوک شود و تقاضای تامین دلیل بدهد و پس از تامین دلیل مطلع شود که دچار تفاوت قیمت زیادی گردیده است و به طور مثال مبلغی دوبرابر مبلغ واقعی آن پرداخت نموده است در این حالت قادر است به عنوان غبن فاحش شکایت نمایند.

ویژگی های فریب در معاملات :

خیلی مهم است که عملیات تدلیس بایستی فریب کارانه انجام شود و همچنین که تدلیس به لحاظی باشد که سبب رغبت شخص فریب خورده به انجام دادن آن معامله گردد به بیان دیگر ضرر بزرگی به وی وارد شود.

انجام دادن هر عملیاتی که باعث فریب طرف مقابل در خصوص ویژگی‌های مورد معامله گردد که از سمت بایع یا همان فروشنده باشد و یا این که چه از طرف خریدار باشد باعث به وجود آمدن تدلیس و همین طور ایجاد حق فسخ برای معامله گر می شود که در این حالت اثر فوری به همراه دارد و بایستی فوراً اجرا شود.

اثر تدلیس بر معاملات ملکی :

چنانچه بر اثر فریب فرد معامله را پیش ببرند و در این میان دچار ضرر قابل توجه شود در این حالت قادر است که معامله را مورد فسخ رساند.

چنانچه طرفین بر سالم بودن ملک موافقت نمایند اما به طور واقع ملک عیوبی به همراه داشته باشد  اما در مورد آن حرفی زده نشود تدلیس اتفاق می‌افتد.

چنانچه فریب باعث شد که سبب ایجاد اشتباه تأثیرگذار در عقد گردد قرارداد باطل اعلام می شود و دیگر نوبت به فسخ هم نمی رسد.

فریب در معامله
فریب در معامله

خیار تدلیس :

در این قسمت می خواهیم بدانیم که خیار تدلیس به چه چیزی گفته می شود اول بیان می‌کنیم که تدلیس در معنی لغوی به معنای پنهان نمودن عیب کالا بر مشتری می باشد خیار تدلیس در ماده ۴۳۸ قانون مدنی تعریف گردیده است

بر اساس این ماده همانطور که در قبلا اشاره کردیم تدریس عبارت است از عملیاتی که سبب فریب طرف معامله گردد با نظر به ماده ۴۳۸ می‌توانیم بگوییم که در حالتی که فروشنده یا خریدار صفتی را به مالی وصل دهند که به طور واقع مال از آن صفت برخوردار نباشد و وجود آن صفت باعث گردد که خریداران مال را خریداری کند برای خریدار یا فروشنده حق فسخ قرارداد بر اساس خیار تدلیس فراهم می گردد.

به طور مثال در معامله بیعی بین دو نفر فروشنده جوری رفتار کرده است که ماشین مورد معامله صفر و نو و سالم است و خریدار هم با این برداشت که خودرو نوع است آن را خریده است به طور واقع فروشنده با فریب دادن خریدار به وی حق فسخ قرارداد را داده است که این را هم اضافه کنیم مبنای این حق فسخ اختیار ناشی از فریب مشتری می باشد.

برای شرایط به وجود آمدن خیار تدلیس باید بگوییم که عقود لازم قابل فسخ نیستند و به جز موضوعاتی که در قانون گفته شده است قابل بر هم زدن هم نیستند که یکی از این موارد فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس می باشد امکان دارد.

این سوال برای طرفین قرارداد در حین معامله انجام شود که شرایط به وجود آمدن خیار تدلیس چه چیزی می باشد برای به وجود آمدن خیار تدلیس که در مال مورد معامله یا ثمن وجود ندارد درخصوص آن گفته شود یا این که اعمال متقلبانه ای نسبت به آن مال صورت بگیرد و عیب های آن قایم شود یعنی این که یا امتیاز به مال داده شود با این وجود که آن امتیاز در آن مال وجود خارجی ندارد یا عیبی از مال پنهان گردد.

فریب در نکاح :

باید بیان شود که فریب در نکاح هم همان عنوان تدلیس را به همراه دارد به این منظور که طرفین یا شخص ثالثی به منظور به دست آوردن رضایت فرد دیگر برای عمل ازدواج خود را دارای صفت یا عنوانی بیان می کند که در اصل فاقد آن می باشد مثالی برای این موضوع می زنیم که هضم آن راحت تر شود.

فریب در معامله
فریب در معامله

مثلا مردی قصد ازدواج با زنی را دارد برای این که توجه زن و رضایت او را برای ازدواج به دست آورد خود را دارای یک حرفه و تحصیلات عالی معرفی می کند مثلاً خود را پزشک معرفی میکند که در حال حاضر این عناوین را ندارد یا این که شخص از بیماری روانی رنج می برد

اما این مشکل را به طرف مقابل نمی گوید و از او پنهان می کند در این حالات می گویم که فریب اتفاق افتاده است لازم به ذکر است که موارد تدلیس به شکل محدود نیست و هر موقع صفتی به شکل صریح گفته شود یا این که اصلاً بیان نشود اما عقد  وابسته بر آن وصف استوار باشد باز هم باید گفت که تدلیس محقق شده است

 مقدمه فریب در معامله

بر اساس قانون همه  ی عرضه کنندگان کالا و خدمات به شکل انفرادی یا اشتراکی  در برابر صحت و سلامت کالا و خدمات ارائه شده مسئولیت دارند. با توجه به ضوابط و  شرایط درج شده در قوانین یا مندرجات قرارداد مربوطه یا عرف در معاملات، اصل بر این می‌باشد اگر موضوع معامله کلی باشد در صورت وجود عیب یا عدم هماهنگی کالا با شرایط تعیین شده مشتری  این حق را می یابد فقط  عوض  کالای سالم را درخواست کند و فروشنده باید آن را تهیه نماید و اگر موضوع معامله جزئی یعنی عین معین بوده باشد، مشتری قادر است معامله را فسخ نماید یا ارش کالای معیوب و سالم را درخواست کند و فروشنده مکلف به پرداخت می باشد.

در صورتی که معامله از طرف مشتری فسخ شود پرداخت خسارت از طرف عرضه کننده صورت نخواهد گرفت. زیرا خسارتی که حاصل از عیب یا عدم کیفیت وارد شده است و عرضه کننده نسبت به آن آگاه باشد مضاف بر جبران خسارت به مجازات تعیین شده در این قانون محکومیت می یابد.

غش و انواع آن

غش به مفهوم فریبکاری و به اشتباه انداختن شخص مقابل می باشد. غش نمایش چیزی خارج از واقعیت موضوع است یا موردی می باشد که عیب یک جنس پنهان می شود و بیان می گردد و دارای انواع مختلفی در معامله می باشد.

غش در معامله

غش یعنی مورد معامله به شکلی نمایش داده شود که سبب فریب شخص خریدار شود. به شکلی که چنان چه  عملیات فریب کارانه ی فروشنده در کار نبود، خریدار راضی به خرید آن مال نمی شد. مثل این که مغازه داری به منظور پنهان کردن عیب کالای خود با نورپردازی بسیار، آن را مخفی کند.

سکوت و ترک فعل

غش در معامله  با ترک فعل و سکوت کردن هم اتفاق می‌افتد. به این ترتیب که عیب مال با دست بردن در آن سبب کاهش قیمت آن شده و این موضوع از سوی فروشنده ابراز نشود .مثلا ماشینی که بر اثر تصادف ظاهرش تغییر کرده و دوباره صافکار آن را به حالت اولش در آورده است اما خریدار نسبت به این موضوع بی اطلاع باشد و ماشین در قالب سالم به او فروخته شده باشد.

اظهار خلاف واقع

بیان خلاف واقع جنس مال مورد معامله از دیگر موارد غش در معامله می باشد که از آشکارترین مصداق آن در این حوزه معامله نمودن نقره در قالب طلا می باشد. اما فقط به طلا اختصاص ندارد. هر فروشنده ای که در مورد ماهیت مال فریب کاری و تقلب کند ،غش را انجام داده است. مثل مبلمانی که به شکل چوبی باشد اما در حقیقت چوبی در آن استفاده نشده است و پلاستیکی است. یا لباسی که جنس اش پلاستیکی است اما به عنوان نخی به فروش می‌رود.

ترکیب کردن چیزی به مال

ترکیب نمودن هر چیزی به مال فروش، این نیز نوع دیگری از غش می باشد که فروشنده اراده کند  وزن آن را بیشتر نماید و به همان قیمت اصلی فروخته شود مثل ترکیب آب به شیر.

حکم شرعی غش در معامله

با عنایت به این موضوع که مخفی نمودن عیب کالا اقتصاد جامعه را دچار اختلال می نماید و همه معاملات در یک مسیر بی‌اعتمادی صورت می‌گیرد حکم شرعی و تکلیف این اقدامات حرام می باشد و از جمله گناهان کبیره است و بر اساس نظر پیغمبر راجع به اشخاصی که مثلاً خرمای مرغوب و نامرغوب ترکیب کرده بود آن شخص از کافران بوده و غیر مسلمان شمرده می شد.

قطعا پیامبر از ترکیب کردن شیر با آب برای فروش نهی نموده است. اما این که تکلیف و وضعیت معامله ی انجام شده به چه صورت در می آید با عنایت به نوع غش فرق می کند. راجع به فروشنده ای  که ماهیت مال را چیزی غیر از حقیقت مال اظهار می دارد از آن جایی که ماهیت معامله  تغییر می کند این معامله باطل خواهد بود . اما در موضوعات دیگر بین فقها اختلاف نظر وجود دارد و بر این باور هستند که این معامله درست است و طرف دیگر اختیار فسخ معامله را خواهد داشت.

فریب در ازدواج

فریب در ازدواج همان تدلیس می باشد. به این مفهوم که دو طرف و شخصی سوم به منظور دریافت رضایت شخص دیگر به ازدواج، خصوصیات یا عنوانی را اظهار دارد که آن را نداشته باشد. مثلاً خود را دکتر معرفی کند. یا متخصص مغز و اعصاب بشناساند. یا این که  بیماری های خود را مخفی نماید. مثل بیماری جنون که اگر شخص به آن عیب و نقص آگااهی داشت  با شخص مقابل اقدام به ازدواج نمی کرد. در این صورت موارد زیادی اتفاق افتاده است و موارد تدلیس محدودیت ندارد و هر گاه صفتی به طور واضح اظهار شود یا اصلاً اظهار نشود و عقدی که صورت گرفته بر آن صفت بنیان گذاشته شده باشد تدلیس صورت گرفته است.

موارد فریب در ازدواج

بر اساس ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی چنان چه صفتی در یکی از دو طرف ازدواج شرط قرار بگیرد و بعد از آن که عقد نکاح صورت گرفت شخص ان صفت را داران نباشد، طرف مقابل این امکان را می یابد که عقد ازدواج را برهم زند. فرقی نمی کند که چه موقع آن صفت در هنگام عقد ذکر شده باشد و یا اصلاً تصریح نشده باشد اما نکاح بر پایه آن جاری گردد.

بر اساس این ماده قانونی چنان چه برای یکی از دو طرف بر اساس صفتی که دیگری خود را با آن معرفی کرده است عقد نکاح را منعقد کند، اما پس از آن بفهمد که آن صفت را ندارد این موضوع برای او باعث حق فسخ خواهد شد. بعضی از مواردی که بر اساس آن امکان فسخ نکاح هم ایجاد می شود در مواد ۱۱۲۱ و ۱۱۲۲ و ۱۱۲۳ قانون مدنی ذکر شده است که در زیر به آن ها می پردازیم:

1- دیوانگی زن برای مرد و دیوانگی مرد برای زن. البته  منوط به آن است که پیش از عقد نکاح نسبت به آن آگاه نبوده باشند در این صورت برای او   حق فسخ را به وجود می آید.

2- عیوب مرد شامل خصا یعنی ناتوانی در نزدیکی و عنن یعنی ناتوان بودن در عمل زناشویی و مقطوع بودن آلت تناسلی منوط بر عدم آگاهی زن قبل از عقد برای او حق فسخ را به وجود می آورد. نکته قابل توجه آن که این دو مورد دیوانگی و عنن چنان چه بعد از عقد هم ایجاد شود حق فسخ را برای زن ایجاد می کند.

3- بعضی از عیوب مثل قرن یعنی آن حالتی که در آلت  تناسلی زن باعث منع رابطه می شود و جذام یعنی بیماری پوستی و افضا یعنی واژن و مقعد یکی شدن و برص به مفهوم پیسی و نابینایی دو چشم و زمین گیری با این فرض که مرد نسبت به این موضوع آگاهی ندارد، قبل از عقد برای او حق فسخ را به وجود می آورد.

البته باید دقت داشت که برخی از این موارد در قانون تعیین نشده است. اما چنان چه بر اساس ماده ۱۱۲۸ شرط گردد یا عقد بر اساس آن صورت پذیرد از جمله موارد فسخ  می باشد. مثلاً مواردی چون عدم برخورداری از تحصیلات در مرد یا تاهل  او باعث فسخ نکاح است و نیز  فقدان بکارت زن و مخفی نمودن ازدواج قبلی از موارد فریب در ازدواج از سوی زن محسوب می شود.

مفهوم خیار تدلیس

به منظور دریافت معنی خیار تدلیس در معامله اولاً باید توضیح داد که مفهوم خیار چیست و منظور از تدلیس چیست ؟خیار در حوزه حقوقی از نظر لغوی به مفهوم اختیار می باشد. با توجه به عقیده دکتر کاتوزیان خیار اختیاری دانسته شده است که یکی از متعاملین برای فسخ معامله در اختیار دارد. این اختیار امکان دارد با تراضی دو طرف صورت گیرد و اساس آن در قرارداد ذکر شده باشد.

یا به منظور جبران ضرر حاصل از معامله انجام شود. در قانون مدنی ایران به انواع عقد و معامله پرداخته شده و یکی از این عقود، عقد خیاری می باشد. بر اساس ماده ۱۸۸ قانون مدنی در تعریف خیار چنین مقرر شده است که عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آن ها یا برای شخص ثالث اختیار فسخی گذاشته شده  باشد.

انواع مختلف خیار در ماده ۳۹۶ قانون مدنی به ۱۰ بخش تقسیم شده است که از جمله آن ها خیار تدلیس می باشد.

مفهوم تدلیس و خیار تدلیس

تدلیس در لغت به مفهوم نیرنگ و مخفی کردن و حقه بازی و فریب می باشد و بر اساس ماده ۴۳۸ قانون مدنی مقرر شده است که تدلیس یعنی عملیاتی که سبب فریب طرف معامله گردد. سرانجام می توان در توضیح خیار تدلیس این چنین گفت که هر زمان یکی از متعاملین با بهره‌گیری از فریب و مخفی کردن طرف دیگر معامله را مجبور به معامله نماید آن طرف حق فسخ معامله را خواهد داشت.

زیرا با آگاهی از آن فریب و نیرنگ و اختفاء حاضر به معامله نمی شد. با این توضیح به این نتیجه می توان دست یافت که خیار تدلیس برای خریدار ان است که در صورت آگاهی از فریب بایع قادر است معامله را فسخ نماید که البته این موضوع برای فروشنده نیز جاری خواهد بود.

کم فروشی  گران فروشی

عرضه ی کالا یا خدمات به ارزش بیشتر از قیمت های مشخص شده به وسیله ی مرجع رسمی به شکل قطعی یا علی الحساب و عدم اجرای قوانین قیمت‌گذاری و هر شکل از از عملیات دیگر که سبب افزایش قیمت کالا یا خدمات برای خریدار شود گرانفروشی خواهد بود.

کم فروشی هم با اقداماتی مثل حساب کردن جعبه ی کالا و پلاستیک و بسته ی روی محصول اصلی و دست کاری نمودن ترازو و مانند آن انجام می شود.

مرجع رسیدگی به گرانفروشی و کم فروشی

مرجع صالح به رسیدگی به جرم گرانفروشی کم‌فروشی و احتکار سازمان تعزیرات حکومتی است. رسیدگی و دادرسی به این شکل از جرایم وقتی آغاز می‌شود که گزارشی از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی و یا گزارشی از طرف اتحادیه و سازمان های بازرگانی و واحدهای بازرسی و نظارت مجامع امور صنفی و گزارش انجمن های حمایت از حقوق مصرف کنندگان و سازمان بازرسی کل کشور و بقیه مراجع قضایی و دولتی و انتظامی در هیئت سازمان تعزیرات و با حضور فرد متخلف و اخذ دفاعیات او صورت گیرد. اما این موضوع حضور یا عدم حضور  باعث عدم رسیدگی نخواهد شد و رای به شکل غیابی صادر می شود.