فسخ نکاح و شرایط آن|تفاوت طلاق و فسخ نکاح|مهریه در فسخ نکاح|

فسخ نکاح چیست؟

فسخ نکاح
فسخ نکاح

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی فسخ نکاح و شرایط آن پرداخته تا بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه

یکی از شیوه های بر هم زدن نکاح، فسخ نکاح می باشد. وقتی ازدواج سبب ضرر آشکار یکی از زن و شوهر بشود به جهت فارغ شدن شخص از بند ازدواج با در نظر گرفتن شرایطی این امکان وجود دارد که عقد نکاح را فسخ کرد. فسخ نکاح با تشریفات و سختی های طلاق روبرو نمی باشد.

ضرورت دوام و پایداری خانواده ایجاب می کند زن و شوهر این امکان را نداشته باشند که به آسانی بتوانند ازدواج را فسخ کنند. اما قانونگذار به منظور پیشگیری از آسیب و ضرر و زیان کسی که گرفتار عیوب مهمی می‌شود به صراحت و مشخصاً موارد فسخ نکاح را تعیین نموده است.

تفاوت میان فسخ نکاح و طلاق

1- طلاق مشروط به انجام تشریفات خاصی می باشد. مانند قرائت صیغه مخصوص طلاق و این که دو شاهد عادل مرد باید در هنگام جاری شدن صیغه طلاق با حضور داشته باشند اما فسخ نکاح فقط با اراده ذیحق صورت می‌گیرد و همین که به آگاهی شخص مقابل برسد کفایت می کند.

2- در شرایطی طلاق صحیح تلقی می شود که شرایط ویژه‌ای در زن محرز شود. اما رعایت این ترتیبات در فسخ نکاح شرط قرار نگرفته است . مثلاً فسخ نکاح در دوره عادت زنانه و نفاس زن میسر است. اما طلاق زن در این دوره امکان پذیر نمی باشد.

3- قبل از جاری شدن صیغه طلاق باید از دادگاه اجازه یا اذن دریافت شود اما فسخ نکاح نیازی به این موضوع نخواهد داشت و دادرسی دادگاه با تحقق عیوب فسخ آغاز می شود و وظیفه ای در مورد اصلاح زوجین و ارجاع به داوری نخواهد داشت.

4- طلاق، خاص نکاح دائمی می باشد. اما فسخ نکاح در ازدواج دائم و موقت با هم برابر است.

5- طلاق حقی است که به مرد داده شده است. در صورتی که فسخ نکاح امکان دارد از طرف زن هم اتفاق بیفتد.

6- در طلاقی که از نوع رجعی باشد مرد این امکان را دارد که در ایام عده به زن خود برگردد. اما در فسخ نکاح امکان رجوع برقرار نمی باشد و تشکیل دوباره خانواده فقط با ازدواج جدید میسر است.

فسخ نکاح
فسخ نکاح

7- در حالتی که مرد قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن صاحب نصف مهریه می شود اما در فسخ نکاح زن مستحق مهریه نخواهد بود. جز در حالتی که سبب فسخ، عنن باشد. در این حالت زن صاحب نصف مهریه می شود.

8- چنان چه بین زن و شوهر سه دفعه طلاق جاری شود، آن ها بر هم حرام شده و نمی توانند با هم ازدواج کنند. جز این که محلل بین آن ها واقع شود. اما اگر نکاح با فسخ از بین برود، هر چند دفعه که بین زن و مرد جاری شود باعث حرمت آن ها نسبت به هم خواهد شد.

با توجه به موارد فوق شاید مقاله انحلال نکاح نیز برای شما مفید واقع شود.

عیوب مستوجب فسخ نکاح در مرد

بر اساس ماده  ۱۱۲۲ قانون مدنی عیوبی که به مرد اختصاص دارد و باعث فسخ نکاح می شود مقرر شده است و بر اساس آن اگر عیب مرد به سبب ابتلای ناتوانی از انجام عمل نزدیکی باشد قانون این حق  را به زن می‌دهد که نکاح را فسخ کند.

– عنن ناتوانی مرد در نعوظ، منوط بر آن که بعد از سپری شدن مدت یک سال از زمان رجوع به دادگاه برطرف نشود. این بیماری در شرایطی که بعد از عقد نکاح به وجود بیاید نیز زن  را مستحق حق فسخ نکاح می نماید.

– خصا  این عارضه راجع به اخته شدن مرد می باشد.

– مقطوع بودن آلت تناسلی

عیوب مستوجب فسخ نکاح در زن

با توجه به ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی عیوبی برای زن مقرر شده است که بر اساس آن چنان چه این عیوب در هنگام عقد نکاح در زن جاری باشد و مرد بی اطلاع نسبت به آن ها با زن ازدواج نموده باشد، قانون حق را به مرد می دهد  که نکاح را فسخ کند.

– قرن  استخوانی در فرج زن وجود دارد که مانع نزدیکی زن و مرد به هم می شود.

– جذام بیماری خوره می‌باشد.

– برص  بیماری پوستی که بر اساس آن لکه های بزرگ سفید سیاه در بدن نمودار می شود.

– افضا  وقتی مجاری ادراری و حیض با هم یکی شود . به این گرفتاری و ابتلا افضا  گفته می شود.

– زمین گیری و نابینایی دو چشم

فسخ نکاح
فسخ نکاح

این حقی که در قانون به مرد داده شده است به منظور پیشگیری از  ضرر و زیان مرد می باشد. بنابراین اگر بر اثر عمل جراحی یا به واسطه درمان این عیوب رفع شود حق فسخ ازدواج هم خود به خود ساقط می گردد.

جنون

تنها مصداق عیوب مشترک در زوجین جنون می باشد که سبب فسخ می گردد. بر اساس ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی اگر هر یک از زن و شوهر جنون بیابند، به طوری که این موضوع در هر یک استقرار یابد، فرقی نمی‌کند که این جنون به شکل ادواری یا مستمر باشد، برای شخص مقابل حق فسخ نکاح ایجاد می‌شود. قانون مدنی تعریفی از جنون ارائه نکرده است.

اما بر اساس نظر مشهور فقها جنون به مفهوم اختلال عقل می .باشد پس فراموشی های سریع زوال و بیهوشی های حاصل از هیجانات ناگهانی و همچنین بیماری صرع جنون تلقی نمی شود. مفهوم اختلال عقلی آن است که شخص در اعمال و وظایف عادی و معمول خود تعادل نداشته باشد و کارهایی بی هدف  انجام دهد.

فسخ نکاح  بر اثر فریب در ازدواج

از  جمله مواردی که حق فسخ نکاح را به وجود می‌آورد، تدلیس یا فریب در ازدواج می باشد. یعنی شخص اوصافی را راجع به خود عنوان کند که دارای آن ها نیست. مثلاً خواستگاری خودش را مهندس و دکتر و ثروتمند و هنرمند  و بازیگر معرفی نماید، اما بعد از آن که صیغه عقد نکاح جاری گردید عروس متوجه شود که همه این موضوعاتی که راجع به همسرش در ذهنش تصور کرده است دروغ و فریب بوده است.

فسخ نکاح به علت تخلف از شرط صفت

یکی از   مواردی که به دو  طرف عقد نکاح حق فسخ  می دهد تخلف از شرط صفت است. شرط صفت به این مفهوم است که صفت خاصی در یک شخص شرط شود. اما بعد از عقد روشن شود که شخص آن وصف را نداشته است.

صفتی که شرط شده باید منفعت عقلانی و مشروع داشته باشد و باید صفتی باشد که  شخص با وجود آن صفت تشویق به ازدواج شود. یعنی شخص با وجود آن صفت نسبت به ازدواج اقدام کند. طوری که اگر این صفت وجود نداشت با آن فرد مورد نظر ازدواج نمی کرد. حال این صفت می تواند در مورد مشخصات ظاهری شخصی یا معنوی او باشد.

تفاوت تدلیس با تخلف از شرط صفت

تفاوت این دو در این است که در تدلیس شخص قصد فریب و حیله دارد. اما در شرط تخلف از شرط صفت شخص قصد و نیت ان  را ندارد و خودش را صاحب آن صفت می شناسد. اما بعد از نکاح آگاه می شود که از آن صفت برخوردار نیست. مثلاً دختر یا پسر خودش را واجد خانواده ثروتمندی بداند اما بعد از نکاح متوجه گردد که با آن خانواده دارای نسبت نمی باشد.

 مقررات فسخ نکاح

– فسخ نکاح و طلاق به دو سبب منجر به  منحل شدن عقد ازدواج می‌شوند و از نظر عده نگه داشتن زن فرقی باهم نمی کنند.

– حق  فسخ بلافاصله عملی می‌شود و اگر شخصی که حق فسخ را دارد پس از آگاهی نسبت به  واجد حق فسخ بودن آن را عملی نکند حق او از بین خواهد رفت. منوط بر این که نسبت به حق فسخ نکاح و فوریت آن آگاه باشد.

– تعیین مدتی که برای فسخ نکاح ضرورت دارد بسته به نظر عرف می‌باشد

– حق فسخ نکاح ساقط شدنی نمی باشد. یعنی اشخاص قادرند از حق فسخ چشم‌پوشی کنند.

– حق فسخ نکاح قابل انتقال به ورثه نمی باشد. چون بر اثر فوت نکاح منحل می گردد و حقی برای فسخ نکاح و به ارث رسیدن به جای نخواهد ماند.

– فسخ عقد نکاح نیازمند رضایت دو طرف نیست و شخصی که حق فسخ دارد قادر است آن را به طور یک طرفه اعمال کند.

فسخ نکاح
فسخ نکاح

– فسخ کننده باید عاقل و بالغ و رشید باشد.

-در مورد جنون، فسخ نکاح در مواردی میسر است  که در هنگام نکاح یکی از زن و شوهر از جنون شخص دیگر مطلع نباشد. چون اگر با آگاهی نسبت به جنون طرف مقابل تن به عقد ازدواج داده باشد، نسبت به ضرر و زیان خود اقدام نموده است و باید تحمل نماید. مثل موردی که با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود چشم پوشی کند.

– چنان چه بعد از عقد ازدواج مرد مجنون شود ، زن دارای حق فسخ می‌شود. اما اگر زن بعد از نکاح مجنون شود مرد قادر نیست که ازدواج را فسخ کند.

ثبت رسمی فسخ نکاح

فسخ نکاح از اعمال یک طرفه می باشد و صاحب حق فسخ برای اعمال آن نیازمند تشریفات خاصی نمی‌باشد و کافی است لفظ یا عملی که بر آن دلالت کند را انجام دهد تا ازدواج فسخ شود. اما ثبت رسمی آن در دفتر ثبت ازدواج و طلاق ضرورت دارد و به همین جهت باید به دادگاه رجوع کرد و بعد از صدور حکم مربوط از سوی دادگاه فسخ نکاح را در دفتر ازدواج طلاق  ثبت نمود.

مهریه در فسخ نکاح

چنان چه از طرف دادگاه حکم فسخ نکاح صادر و رای قطعی نسبت به این موضوع داده شود و بین زن و شوهر رابطه زناشویی و نزدیکی برقرار نشده باشد، زن مستحق مهریه نمی شود. جز این که فسخ نکاح به سبب ناتوانی جنسی مرد و عدم نعوظ او باشد و اگر بین زن و شوهر رابطه نزدیکی برقرار شده باشد و عقد ازدواج فسخ شود. زن مستحق مهرالمثل می شود و مهریه ای که در قباله ازدواج بر سر آن توافق شده یا اصطلاحاً مهرالمثل ما به او تعلق نمی گیرد. پس مهریه در فسخ نکاح منوط به رابطه نزدیکی زن و شوهر می باشد.