قتل و مجازات قتل|بررسی تخصصی|مشاوره 24 ساعته

قتل و مجازات قتل

وب سایت حقوقی یاروکیل به تعریف و شرایط قتل و مجازات قتل پرداخته است

انواع جنایت به دو دسته تقسیم میشود

عمدی و غیر عمدی. که قتل غیر عمد خود به دو شاخه تقسیم می شود: شبه عمدی و خطای محض.

گاهی فرد شخصی را می کشد و خودش اعتراف می کند که با قصد و عمد این کار را انجام داده است و رفتار او ممکن است ناشی از خشم و کینه او نسبت به مقتول  باشد.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

تعریف قتل عمدی:

قتل عمد بدین معنا می باشد که فرد از روی عمد و با نقشه ای که از پیش کشیده است اراده به کشتن فرد دیگری می نماید به بیان روشن تر قتل عمد یعنی روح انسانی که تحت حمایت قانون است به طور عمدی و بدون اذن قانون و شرع از جسم او خارج شود.

در قانون مجازات اسلامی قانون گذار تعریف جامعی از قتل را ارائه نکرده است البته این روند صرفاً در مورد قتل جاری نمی باشد در مورد بسیاری از جرایم هم در قانون چنین است. یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده قتل عمد عنصر معنوی یا همان روانی است. ملاک جدا کردن قتل عمد از غیر عمد  عنصر معنوی آن می باشد.که دارای اجزای مختلفی مثل سوء نیت عام و سوءنیت خاص می باشد. در قتل عمد شخص کاملاً به رفتار خود آگاه است و می داند که از رفتار او چه نتیجه ای حاصل می شود

مثل زمانی که فردی با آگاهی از این که فرد در نتیجه خفه شدن جانش را از دست  می دهد ولی سر او را زیر  آب ببرد. و یا شخصی را از ارتفاعی هل دهد که او فوت کند یا با سرعت رانندگی کرده و کسی را زیر کند. عموماً در تصادف های رانندگی اگر کسی سرعتش بالا باشد و خصومتی با فرد داشته باشد قتل عمدی خواهد بود. بر اساس ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی در مواردی که در ذیل شرح می دهیم قتل عمدی خواهد بود. دوستان عزیز مجازات اکراه در قتل چیست؟ شما میتوانید به یک مقاله تحت عنوان اکراه در قتل و اکراه در سایت یاروکیل رجوع کنید.

جرم قتل شبه عمد:

1- اگر مرتکب نسبت به مجنی علیه  هدف رفتاری داشته باشد اما هدفش جنایت صورت گرفته نباشد و مورد از موارد جنایات عمدی نباشد قتل شبه عمد خواهد بود.

2- اگر مرتکب به موضوع نا آگاه باشد مثل این که جنایتی را با باور به این که موضوع رفتار او شی یا حیوان و یا افراد شامل ماده 302 این قانون باشد به مجنی علیه وارد کند و بعد خلاف آن ثابت شود.

3- اگر جنایت به دلیل تقصیر مرتکب صورت گیرد منوط بر این که جنایتی که صورت می گیرد یا مانند آن شامل جنایت عمدی نباشد.

از ماده مذکور چنین برداشت می شود که فردی که اراده به انجام کاری داشته است اما منظور او نتیجه ی آن نبوده است مثل این که فردی در یک تنازع به صورت فردی سیلی می زند و او با همان ضربه می میرد یا با یک هل دادن آرام سر او با یک سنگ اصابت نموده و بشکند و او فوت کند. یا قاتل یا همان جانی هدفش دعوا بوده است یا قصد قتل یا از بین بردن او را نداشته است. پس در نتیجه جرم غیر عمدی می باشد. بر اساس ماده 302 اشخاصی که مهدور الدم می باشند اگر فردی چه عمدی یا غیر عمدی مرتکب قتل آن ها شود جرمی مرتکب نشده و مجازات نمی شود.

مهدور الدم کیست؟

یکی از اصطلاحات رایج در حوزه حقوق کیفری اصطلاح مهدورالدم و قتل مهدور الدم است. مهدور از واژه هدم و به معنای باطل بودن است. کسی که خونش باطل است و در مقابل آن قصاص یا دیه اجرا نمی شود مهدورالدم می باشد. قتل مهدورالدم در مواردی واجب تلقی شده است. مثل قتل ساب النبی. در برخی موارد هم قتل مهدورالدم جایز و مباح است مثل قتل در زمانی که شخص در جایگاه دفاع مشروع قرار داشته باشد. بر اساس ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی افراد  مهدور الدم چنین تعریف شده اند.

در شرایط ذیل مرتکب قتل مجنی علیه نه  قصاص می‌شود نه محکوم به پرداخت دیه می گردد.

الف) مرتکب جرم حدی که لازمه آن قصاص نفس است.

ب)  مرتکب جرم حدی که باعث قطع عضو میشود  منوط بر آن که جنایتی که بر او وارد شده بیشتر از مجازات حدی او نباشد و الا آن مقدار از جنایت که بیشتر از حد از از قصاص دیه و تعزیر دارد.

ج)کسی که مستحق قصاص نفس یا عضو است فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به میزان آن قصاص نمی شود.

د)کسی که تجاوز و قریب الوقوع است است و خود شخص متجاوز و در دفاع مشروع با توجه به آنکه در ماده ۱۵۶ قانون مجازات  اسلامی بر او جنایت شده باشد.

۱-در مورد موارد( الف و ب و ج)  این ماده لازم به ذکر است است اگر بدون اجازه دادگاه انجام شود جرم خواهد بود و آن کس که مرتکب این جرم شود به مجازات تعزیری که در بخش پنجم تعزیرات قانون مجازات اسلامی تعیین شده است محکوم می گردد.

۲- در مورد (ه) اگر دفاع مشروع باشد و نفس آن صادق اما از مراتب آن افراط شود قصاص زائل می شود اما کسی که به این جرم مرتکب شده است با توجه به قوانین تعیین شده در قانون مجازات اسلامی به دیه و مجازات تعزیری محکوم می گردد.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

جرم قتل خطای محض:

در تعریف قتل خطای محض باید بگوییم قتل خطای محض قتلی است که بدون قصد وقوع فعلی بر شخص حتی اگر قصد فعل وجود داشته باشد و بدون هدف به قتل رسیدن  صورت می گیرد.

پس اگر اراده انجام دادن عمل نسبت به مقتول و نیز نیت وقوع قتل که مجموع قصد فعل و قصد نتیجه است محرز نباشد قتل از نوع خطای محض است نتیجه آن که در این نوع قتل مرتکب نه قصد انجام عمل نسبت به مقتول را داشته و نه هدف از نتیجه واقع شده داشته است. در صورتی فعل از نوع خطای محض است که نتیجه حاصل از فعل هدف نباشد و نه اراده ای برای انجام دادن کاری نسبت به مقتول وجود داشته باشد.

با توجه به قانون در موارد زیر ما با خطای محض مواجه هستیم:

۱-اگر قتل در حالت خواب و بیهوشی و نظیر آن اتفاق بیفتد.

۲- اگر قتل به وسیله صغیر و مجنون اتفاق  بیفتد.

۳- در جنایتی که مرتکب نه اراده بر جنایت نسبت به مجنی علیه  کرده باشد و نه هدف و انجام فعلی بوده باشد که بر او واقع گردیده است مثلاً یک شکارچی تیر را به قصد شکار پرتاب می کند اما به یک شخص برخورد می نماید.

در مورد موارد ۱ و ۲ و ۳ اگر مرتکب اطلاع داشته باشد که عمل او سبب جنایت بر دیگری می شود قطعاً جنایت او عمدی خواهد بود.

این موضوع را هم باید در نظر داشت که اگر شخصی از  عمدا  به دیوانه‌ای چاقویی بدهد و او را مامور کند که کسی را بکشد درست است که او با نقشه قبلی به او چاقو داده است و دیوانه، دیوانه است و مجازات نمی‌شود اما اگر بخواهد قتل را خطای  محض جلوه دهد با توجه به اصل سبب اقوی از مباشر یا به بیان دیگر دلیل قوی تر از فاعل است در این مورد هم فردی که به دیوانه چاقو را داده با اثبات جرم قتل عمد به اعدام محکوم می شود.

بر اساس این ماده اگر فرد صغیر یعنی کودک یا مجنون جنایتی را مرتکب شوند  جرایم آن ها خطای محض است. چنان چه جانی یا قاتل آگاه به این موضوع باشند که فعل او منجر به قتل فرد می شود قتل عمدی خواهد بود اگر رفتاری را انجام دهد که  تقصیر او دخیل باشد جنایت از نوع شبه عمدی خواهد بود. حال اگر نه اراده به آن عمل کرده باشد و نه به نتیجه آن اشراف داشته باشد هیچ کوتاهی  هم نکرده باشد  جرم خطای محض خواهد بود.

مانند آن چه که در قسمت قبل در مثال گفتیم شکارچی به قصد شکار حیوان تیر می‌اندازد اما  ناگهان مسیر تیر تغییر یافته بر فردی برخورد می‌کند و باعث قتل او می‌شود در این حالت شکارچی نسبت به رفتار و عمل خود آگاه بوده اما هدف او تحقق چنین جرمی نبوده است به همین دلیل رفتار مجرمانه او خطای محض محسوب می شود. از آن جا که قتل از جرایم قابل گذشت می باشد و کافی است اولیا دم رضایت دهند که در این صورت قصاص ساقط می شود

مجرم باید دیه پرداخت کند و مجازات تعزیری جرم را بر دوش بکشد. البته لازم به ذکر است که  کسی جز اولیای  دم حق قصاص نداشته و اگر کسی بدون مجوز آن ها حکم قصاص را جاری کند خودش مستحق قصاص خواهد بود. اگر فردی با یک عمل مجرمانه مثلاً چند ضربه منجر به سلب حیات کسی گردد و مرتکب قتل عمدی باشد بر اساس قانون  مجازاتش قصاص نفس بوده و باید اعدام شود .در جرایم غیر عمد همان طور که قبلا هم اشاره کردیم قاتل قصاص نشده اما باید دیه پرداخت کند و مجازات تعزیری را بر دوش بکشد.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

جرم قتل غیر عمد

از جمله جنایاتی که در جامعه اتفاق می‌افتد و بازتاب گسترده‌ای دارد قتل است. قتل می تواند عمد یا غیر عمد باشد. در قسمت قبل در مورد قتل عمد مشروحا  توضیح دادیم. آن چه با عنوان قتل غیر عمد از آن یاد می شود در حقیقت ترکیبی از از قتل شبه عمد یا خطای محض یا بی احتیاطی و بی مبالاتی یا نداشتن مهارت و عدم رعایت نظامات است این امکان وجود دارد همه این عنوان ها را در یک عنوان جمع نمود و آن را تقصیر تلقی کرد.

در ماده ۱۴۵ قانون مجازات اسلامی جنایات غیر عمد شامل خطای محض و شبه عمد هم تبیین شده است که همه اینها ناشی از تقصیر است البته تقصیر را ناشی از بی احتیاطی و بی مبالاتی بیان نموده و غفلت و عدم رعایت نظامات دولتی و غیر را از مصادیق بی احتیاطی و بی مبالاتی دانسته است

در قتل غیر عمد قاتل  نه قصد قتل داشته  و نه هدف او جنایت بوده است و نه شخص خاصی مورد نظر او قرار داشته است. مثلاً ممکن است فردی با سرعت مقرر در یک خیابان رانندگی کند اما فردی با بی احتیاطی مقابل اتومبیل و قرار بگیرد و منجر به تصادف ناگهانی شده و فوت کند. این مثال از موارد قتل غیر عمد محسوب می شود.

در موارد ذیل قصاص ساقط است:

-چنان چه پدر یا جد پدری وی قتلی را مرتکب شود و مقتول فرزند او باشد قصاص زائل می شود البته این موضوع باید در دادگاه ثابت شود.

-اگر کافری مسلمانی را به قتل برساند قطعاً به قصاص محکوم می گردد اما بر عکس آن صادق نیست یعنی اگر مسلمانی غیر مسلمانی را بکشد قصاص نمی گردد و فقط مجازات تعزیری را تحمل می کند. اگر قاتل و مقتول هر دو غیر مسلمان باشند اما مرتکب پیش از اجرای قصاص مسلمان شود قصاص از بین  می رود. ولی باید دیه پرداخت کند و محکوم به مجازات تعزیری می شود.

-اگر مقتول مهدورالدم باشد بر اساس ماده ۳۰۲ در شرایطی که مجنی علیه  یکی از شرایط زیر را داشته باشد محکوم به قصاص نیست دیه هم پرداخت نمی‌کند.

اگر فردی که حق قصاص دارد قاتل را بدون دستور دادگاه از بین ببرد قصاص نمی شود اما محکوم به حبس تعزیری می شود این موضوع برای حفظ نظم جامعه ضروری است.

جرم قتل در حالت مستی:

یکی از اساسی ترین پایه های مسئولیت کیفری وجود اراده و اختیار در مجرم است به طوری که  کسی که مرتکب جرم می شود در هنگام ارتکاب اراده نداشته باشد

.سقوط اراده و اختیار ممکن است جهات مختلفی داشته باشد یکی از علت های آن مصرف مواد مخدر یا استعمال مشروبات الکلی به ویژه روانگردان‌ها به جهت اثر مخربی که بر روی افراد می‌گذارد می باشد. علی رغم این موضوع در قانون مجازات اسلامی که در سال ۱۳۷۰ به تصویب رسیده بود در مورد سلب اراده‌ای که ناشی از اثر مصرف مواد مخدر باشد صحبتی به میان نیامده بود. و قانون گذار فقط در مواد ۵۳ و ۲۲۴ قانون مذکور صرفاً در مورد عنوان مستی به عنوان یکی از جهات رفع مسئولیت کیفری اشاره‌ای کرده بود. قانون سبب شد که آرا و نظرات متعارضی در این زمینه منتشر شود.

همین موضوع سبب شد تا قانونگذار در ماده ۱۵۴ قانون مجازات اسلامی می که در سال ۱۳۹۲ تصویب شد مضاف بر مستی مصرف مواد مخدر و روانگردان را هم به عنوان یکی از عوامل مسئولیت کیفری مطرح نماید اما در کل در زمینه ارتکاب جرم به خصوص قتل در شرایط سلب اراده که ناشی از مصرف مواد مخدر و روانگردان باشد هم چنان اختلاف نظر وجود دارد. که همین موضوع منجر به صدور آرای مختلف و رویه های متعدد در مراجع قضایی شده است.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

 مجازات مستی و استعمال مسکر

بر اساس ماده ۲۴۶ و ۲۶۵ قانون مجازات اسلامی استعمال هرشکل از مشروبات الکلی جرم می شوی محسوب می شود و مجازات آن  بر اساس قانون مجازات اسلامی ۸۰ ضربه شلاق می باشد. بر طبق قانون مذکور استعمال مسکر چه از طریق خوردن یا تزریقی یا تدخین آن به صورت کم یا زیاد و یا جامد یا مایع باشد  چه مست کند چه نکند و یا  آمیخته به مدلی از آن باشد که حالت مسکر بودن را داشته باشد سبب مجازات حدی می شود .

در مورد اکراه در قتل هم میتوانید در وب سایت حقوقی یاروکیل بدانید اکراه در قتل یکی از زیرشاخه های قتل است که مطالعه ان میتواند بسیار مفید واقع شود!

حکم قتل توسط شخص مست

با توجه به این که بعضی از فقها عذر مست بودن را از عوامل رافع مسئولیت کیفری نسبت به قتل در حالت مستی می دانند. اما قانون مجازات اسلامی با تبعیت از  عده ای دیگر از فقها قتل در حالت مستی را با وجود دو شرط باعث قصاص نمی داند. یکی این که مست کاملاً اراده‌اش سلب شده باشد دیگر آن که برای  ارتکاب به قتل مست کرده باشد. قانون گذار در قانون مجازات اسلامی در برخی از مواد این حکم شرعی را منعکس نموده است اما دقت کافی را به خرج نداده و در نتیجه نتوانسته قانون این کاملی که بر اساس شرع باشد به رشته تحریر درآورد.

مثالی را در این مورد با هم مرور می کنیم. فرهاد در خانه مشغول مصرف مشروبات الکلی است است بعد از این که مقادیر زیادی از الکل را مصرف می کند چاقوی را در همان حال و هوا در جیب خود می گذارد و از خانه خارج می شود. در راه با دوستش سعید مواجه می شود سعید و فرهاد قبلاً بر سر مشکلات مالی اختلافاتی داشتند . بعد از احوال پرسی سعید کاملا نسبت به مست بودن فرهاد آگاه می شود و با اصرار او را به خانه می برد. اما فرهاد با عصبانیت راجع به بدهکاری  سعید صحبت می کند و در شرایطی که کنترل عصبی خود را از دست می دهد

به کتک زدن سعید می پردازد. سعید چون می‌داند که فرهاد در حالت طبیعی خود نیست سعی می کند جلوی کتک زدن او را بگیرد و او را به سمت خانه هدایت کند اما بلاخره فرهاد سعید را هل می دهد و سر سعید به جدول برخورد کرده بیهوش می شود فرهاد هم از جیب خود چاقو را در می‌آورد و در نهایت با چند ضربه سعید را به قتل می رساند آیا فرهاد باید قصاص شود یا نه؟

گفتیم در نظام حقوقی ایران سه نوع قتل داریم قتل عمد که مجازات آن قصاص است. جزء این که ولی دم رضایت دهند و دیه پرداخت شود و یا حتی دیه را هم ببخشند. قتل شبه عمد که باعث پرداخت دیه و حبس می شود و قتل خطای محض است که فقط مجازات آن پرداخت دیه می باشد.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

این نکته لازم به ذکر است که در مورد قتل عمد حتی اگر ولی دم هم گذشت نمایند و هم چنین در مورد قتل شبه عمد  بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی مرتکب باید به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم شود. در مورد مثال بالا در ماده ۱۵۴ قانون مجازات اسلامی می توانیم حکم آن را برداشت کنیم. در این ماده بین فردی که بر اثر استفاده از مشروبات الکلی مواد مخدر و روانگردان تعادل روحی روانی نداشته باشد نسبت به فردی که بر اثر مصرف به طور کامل بی اراده شده باشد فرق می گذارد. این نکته را هم باید مد نظر داشت که شخص با اختیار خود اقدام به خوردن مشروبات الکلی کرده است .

بنابراین اگر کسی را مجبور به خوردن مشروب کند یا حتی روانگردان به او تزریق نمایند دیگر مسئول شناختن فرد در جرم موضوعیت ندارد. چون در این مورد اجبار و اکراه به مصرف مواد در میان بوده است. بر اساس ماده مذکور اگر فردی فقط تا حدی از حالت عادی خارج شده باشد یعنی کاملاً بی اراده نشده باشد نمی‌توان گفت که مرتکب جرم نشده است.

در مثال ما قتل بدون امر و اراده بوده است. در ماده ۳۰۷ قانون مجازات اسلامی درباره جرم قتل در حالت مستی یا عدم تعادل روحی به دلیل مصرف روانگردان همین حکم جاری است اما چنان چه شدت مستی به اندازه‌ای باشد که فرد اراده اش را از دست بدهد و متوجه اطراف خود نباشد در این حالت جرم با اراده و انجام نشده و قتل را نمی توان عمدی و منجر به قصاص دانست. سوالی که به ذهن متبادر می‌شود این است که با توجه به این که مصرف مشروب الکلی ایا مواد مخدر و روان گردان خود به تنهایی جرم است آیا در فرض مذکور این جرایم مجازاتی ندارد ؟در پاسخ باید بگوییم خیر.

کسی که به این جرایم مرتکب شده است است به مجازات تعیین شده در قانون محکوم می شود اما اراده او مورد اشکال است چون یکی از ارکان اصلی در قتل عمد اراده می باشد پس نمی‌توان آن را قتل عمد دانست. در مثال بالا فرهاد مست و بی اراده بود و چون اراده او کاملاً از بین رفته بود

بر اساس ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی می‌توان آن را قتل شبه عمد تلقی نمود و بر اساس ماده ۲۹۲ قانون مجازات اسلامی نوعی خطای محض است نکته دیگر که باید آن را مورد نظر داشت این که اگر فرهاد با توجه به تجارب قبلی خود آگاه بر این بود که در هنگام مستی جانی می‌شود و به اعمالی دست می‌زند که قابل کنترل نیست

و یا اگر قرار بود سعید به خانه او بیاید و فرهاد دانسته به این موضوعات اقدام به مصرف مواد الکلی و روانگردان می نمود باز هم از مصادیق قتل عمد محسوب می شد چرا که با اراده اراده خودش را سلب نموده است .

فقها در مورد من استعمال مشروبات الکلی و مواد مخدر به طور قطعی نسبت به حرام بودن این مواد و استعمال و تناول آن فتوا داده اند. اما با توجه به ممنوع بودن مشروبات و مسکرات و با توسل به قیاس منصوص العله و اطلاق اخبار وارده حرام بودن شرب خمر را به مواد مخدر مختلف هم سرآیت داده‌اند.

هرچه حرام بودن شراب را شدیدتر از مصرف موادمخدر می‌دانند. اما این نکته را هم باید مورد نظر قرار داد که همانطور که پیش‌تر هم اشاره کردیم اگر مستی حاصل است علت هایی مثل اکراه اشتباه یا اضطرار باشد و جرمی ارتکاب یابد کیفری نخواهد داشت. یا اگر کسی اجبارا شراب بخورد و در این حالت کسی را به قتل برساند قصاص نمی شود.

قتل و مجازات قتل
قتل و مجازات قتل

استفاده مسکر در حالت مجرمانه

اگر فردی با اراده و اختیار خود مردم مواد مسکر را استفاده کند در مورد مسئولیت او او هنگام ارتکاب جرایم اختلاف نظر است.  عده ای معتقد هستند به دلیل اینکه رکن روانی شخص زائل شده است نمی‌توان او را قصاص کرد زیرا شرط اصلی در ارتکاب جرم اراده و قصد است و در فردی که مست می باشد اراده‌ای وجود ندارد. اما بیش تر فقها مستی را دلیل عدم اثبات قصاص نمی دانند و در مورد مسئولیت نداشتن فرد تردید دارند.

چون شارع مقدس فرد مست را مطلقاً معذور نمی داند و برای او حکمی چون غیر مست قرار داده است. بنابراین به دلیل جامعیت احکام بر فرد مست او هم مانند سایرین محکوم به قصاص است از نظر این دسته از فقها بر اساس قاعده عقلانی الامتناع بالختیار لاینآفی الاختیار شخص مرتکب جنایت با وجود منع شدیدی که از سوی شارع  مقدس در مورد استفاده از مواد مسکر شده است با فرض استفاده از مسکرات آگاهانه، اراده را از خود سلب کرده بنا براین مسئولیت او در حالت مستی نسبت به جرم ارتکابی مانند شخص غیر مستقیم خواهد بود .

اما در همین موضوع برخی دیگر از فقها بر این باورند وقتی شخص مست جرمی را مرتکب می شود اگر شرب خمر او به اندازه‌ای باشد که اختیار را از او سلب کند پس شخص مسلوب الاراده شده است و ضمانتی بر عهده او نخواهد بود. در ادامه باید بگوییم اگر در زائل شدن قصد و اراده جانی شک شود سلب اختیار او عمدی تلقی شده و محکوم به قصاص خواهد بود. از طرفی مسئولیت مرتکب جنایت در شرایطی که کاملاً اراده اش را از دست داده است مشروط به عدم تصمیم و قصد قبلی  او نسبت به جرم ارتکابی در حالت مستی می باشد.

بنابراین اگر کسی قصد قتل فرد دیگری را بکند و برای این که جسورتر شود و جرات بیشتری پیدا کند اقدام به شرب خمر نماید و بعد اراده او به طور کامل سلب شود و اقدام به جرمی نماید که نتیجه ی آن  قتل باشد محکوم به قصاص می شود. اما اگر در همین فرض در مرجع قضایی ثابت شود که بر اثر مستی اراده اش کاملا زایل شده است و از قبل برای ارتکاب به این جنایت عمداً مست نکرده باشد اما اقدامات او باعث اخلال در نظم جامعه و یا واهمه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود باعث حبس او خواهد شد.

قانون گذار هم در پیروی از رای عده‌ای از فقها مستی را در زائل شدن مجازات قصاص بی اثر دانسته است. جزء این که دو شرط محرز شود یکی این که شخص کاملاً اراده اش را از دست داده باشد، دوم این که با قصد قبلی اراده خود را عمدا زائل نکرده باشد تا به جرم صورت گرفته مرتکب شود. حال اگر فردی هدفش  سرقت باشد و با قصد سرقت برای اینکه جسورتر شود مست کند اما در حین مستی به علت اینکه مسلوب الاراده می شود مرتکب قتل گردد از آن جایی که به قصد عمل ارتکابی یعنی قتل خود را مست نکرده است محکوم به قصاص نیست.

و این نکته هم قابل ذکر است که اگر خود جانی آگاه  بر حالت های کشنده بودن خود بعد از استعمال مواد مسکر باشد در اثبات عمدی یا غیرعمدی بودن جنایت  او و محکوم شدن وی به  قصاص کفایت می‌کند. به همین دلیل فقهایی که در ابتدای این مطلب از آن ها یاد کردیم محکومیت افرادی را که در حالت مستی مرتکب جنایت می گردد به سبب آن که آگاهانه اقدام به شرب مسکر می نمایند دور از ذهن نمی دانند. از نظر آنان وقتی فردی می داند اگر شراب بنوشد و مست شود

در معرض ارتکاب جنایت قرار می گیرد ولی اقدام به آن عمل کند مثل آن است که ضمن شرب خمر و مسکر قصد جنایت هم داشته است. علاوه بر این وقتی فردی مست شده و اراده او از بین می رود این موضوع فقط قصاص را از او سلب می نماید اما مانع از آن نمی‌شود که جانی را نسبت به عنوان‌های مجرمانه دیگر مثل اخلال در نظم اجتماعی مسئول ندانست.