واخواهی|مرجع واخواهی|فرصت واخواهی|نکات مهم

واخواهی چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی واخواهی چیست؟و شرایط واخواهی پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه واخواهی :

بعد از این که محاکمه به صورت غیابی انجام شد و متهم محکوم گردید، برای محکوم علیهی که در غیبت قرار دارد حقی به عنوان حق واخواهی به وجود می‌آید و واخواهی به این مفهوم است که محکوم علیه رای غیابی دارای این حق می باشد که با در نظر گرفتن تشریفات قانونی نسبت به رایی که برای او به شکل غیابی صادر شده است اعتراض نماید و دادگاهی که رای غیابی را هم صادر کرده بر خلاف قاعده فراغ دادرس موظف به رسیدگی دوباره خواهد بود.

مفهوم واخواهی و زمان اقامه آن :

آرا مراجع قضایی در مفهوم عام شامل احکام و قرار می‌شود. آرا از یک جهت به آرا حضوری و غیابی قابل تقسیم خواهند بود. واخواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد که فقط در مورد احکام غیابی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به عبارت ساده‌تر راجع به قرارها و احکام حضوری به هیچ عنوان عمل واخواهی انجام نمی گیرد. این نهاد حقوقی که حاصل حقوق فرانسه می باشد هم در آیین دادرسی مدنی و هم آیین دادرسی کیفری پر استفاده می باشد.

واخواهی
واخواهی

در حوزه ی حقوقی اگر خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی او در هیچ‌کدام از جلسات دادرسی حضور پیدا نکند و به شکل مکتوب نیز از خودشان دفاع نمایند و ابلاغ اخطاریه در مورد زمان جلسه دادرسی نیز به خوانده به شکل ابلاغ واقعی نباشد رای دادگاه نسبت به خوانده غیابی است. در زیر برای درک بهتر مطلب به تعریف ابلاغیه و  دو ابلاغ واقعی و قانونی پرداخته می شود.

مفهوم ابلاغیه :

ابلاغ در لغت به مفهوم رساندن نامه یا پیام به شخص دیگر است. در اصطلاح ابلاغیه به برگه‌هایی گفته می شود که به وسیله آن موضوعی ابلاغ شود. اما در زمینه حقوقی ابلاغیه به ورقه قضایی گفته می شود که با هدف آگاهی رساندن به طرف دعوا از مفاد برگه قضایی فرستاده می شود. مشاهده ی ابلاغیه و موضوع آن در آیین دادرسی  بسیار مهم است.

بر اساس ماده ۳۰۲ قانون آیین دادرسی مدنی هیچ حکم یا قراری را نمی توان  اجرا نمود جز این که به شکل حضوری و یا به شکل دادنامه یا رونوشت گواهی شده آن به دو طرف یا وکیل آن ها ابلاغ شده باشد.

 انواع ابلاغیه قضایی :

بر اساس آن چه از بررسی ماده ۳۰۲ تا ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی برداشت می‌شود

انواع ابلاغیه قضایی را می توان به دو دسته ابلاغ واقعی و ابلاغ قانونی تقسیم‌بندی نمود:

-ابلاغ واقعی :

درابلاغ واقعی برگه ی ابلاغیه به وسیله ی مامور ابلاغ به شکل مستقیم به مخاطب ارسال می‌شود و او دریافت می‌کند. این ابلاغ ابلاغ واقعی محسوب می گردد. حال چنان چه مخاطب شخص حقیقی باشد این تسلم باید به خود آن شخص انجام شود و چنان چه مخاطب شخص حقوقی مثل موسسه و سازمان باشد، تسلیم ابلاغیه به شخصی که دارای صلاحیت است انجام می گیرد.

ابلاغ واقعی به وسیله ی مامور ابلاغ صورت می‌گیرد و مامور ابلاغ باید نهایتا طی مدت ۲ روز برگه ابلاغ را به مخاطب اعطا کند و در ورقی دیگر اخطاریه رسید بگیرد.

-ابلاغ قانونی :

قانون با عنایت به این که ابلاغ واقعی در همه ی موارد ممکن نمی باشد و نیز شروع و ادامه ی دادرسی بدون ابلاغ به دو طرف دعوا امکان پذیر نیست، باید نوع دیگری از ابلاغ نیز برقرار باشد. این شکل از ابلاغ تحت عنوان ابلاغ قانونی در حوزه حقوقی معرفی می‌شود.

در جایی که تسلیم ورقه ی ابلاغیه به مخاطب فرقی نمی کند حقیقی یا حقوقی به شکلی غیر از تسلیم مستقیم به مخاطب به آگاهی او رسانده شود، این ابلاغ قانونی تلقی می شود. با توجه به این که  قانون این ابلاغ را دارای اعتبارمی شناسد امکان دارد به شکل ابلاغیه ی الکترونیکی صادر شود.

رای غیابی و اعتراض نسبت به آن :

واخواهی
واخواهی

بحث واخواهی در آیین دادرسی مدنی در آیین دادرسی کیفری نیز در مورد متهم جاری خواهد بود. یعنی اگر متهم یا وکیل او در هیچ‌کدام از جلسات دادگاه حضور پیدا نکنند و لایحه نیز نفرستند رایی که دادگاه در مورد آن متهم صادر می نماید غیابی است و آن شخص این حق را خواهد داشت که نسبت به آن رای غیابی اعتراض نماید. این اعتراض همان وا خواهی محسوب می شود. در آیین دادرسی کیفری نیز همواره آرا نسبت به شاکی حضوری تلقی خواهند شد. اما غیابی بودن رای فقط راجع به متهم مفهوم می‌یابد.

پرونده های مورد واخواهی :

-رای غیابی در آیین دادرسی مدنی :

ابتدا باید پاسخ به این پرسش داد که واخواهی در چه پرونده هایی انجام می شود. در این مورد باید گفت که بین موضوعات حقوقی و کیفری باید تفکیک نمود و در آیین دادرسی مدنی همان طور که قبلاً هم ذکر شده در هر پرونده‌ای که در دادگاه قانون می‌شود، اگر خوانده یا نماینده ی او در جلسه دادرسی حضور به هم نرساند و لایحه هم نفرستد از واخواهی می توانند بهره ببرد.

به بیان دیگر در آیین دادرسی مدنی در هر موضوعی امکان صدور رای غیابی برقرار است. این موضوع از مفادی که در ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی درج شده است برداشت می‌شود.

-رای غیابی در آیین دادرسی کیفری :

بر اساس آن چه که در ماده ی ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری مندرج شده است در کلیه ی جرم های راجع به حقوق الناس و نظم عمومی که دارای وجه ی الهی نباشد چنان چه متهم یا وکیل او در جلسه ی دادگاه حاضر نشوند و لایحه نیز نفرستد دادگاه این امکان را دارد که رای غیابی راجع به آن ها صادر نماید و پیرو آن شخصی که محکوم شده است نیز این امکان را دارد که به این رای غیابی صادر شده اعتراض نماید که همان واخواهی مفهوم می گیرد.

اما در حقوق راجع به فقه در اصل امکان صدور رای غیابی برقرار نمی باشد. مثلاً در هیچ کدام از حدود الهی این امکان وجود ندارد که رای غیابی مبتنی بر محکومیت اشخاص صادر نمود. به طور کلی نه جرم حدی در قوانین مجازات اسلامی جاری می باشد.

مثلاً در هیچ کدام از این نه جرم مثل زنا و لواط و تفخیذ و مساحقه و قوادی و قذف و شرب خمر و محاربه و افساد فی الارض و در آخر شکل خاصی از سرقت نمی توان رای غیابی صادر نمود. اما مراجع قضایی این امکان را دارند که در مورد حق الله به شکل غیابی رای به برائت متهم صادر نمایند. ولی به شکل غیابی امکان صدور رای محکومیت در این گروه از آن ها وجود ندارد.  بنابر این موضوع واخواهی در این خصوص منتفی خواهد بود.

واخواهی
واخواهی

در آیین دادرسی کیفری باید این نکته را نیز مد نظر قرار داد که حضور یا حضور نیافتن متهم یا وکیل او در مرحله ی دادسرا و تحقیقات مقدماتی ملاک مشخص نمودن حضوری و غیابی بودن رای صادره از دادگاه نمی باشد. بلکه معیار حضور یا غیابی بودن رای حضور یا عدم حضور متهم یا وکیل او در دادگاه می‌باشد.

در نتیجه باید بین دادسرا و دادگاه قائل به تفکیک شد. نتیجه آن که چنان چه متهم در دادسرا حضور پیدا کند اما در هیچ کدام از جلسات دادگاه حاضر نشود و وکیل او نیز نباشد و لایحه نیز نفرستد در این خصوص باز هم رای صادره غیابی می باشد.

واخواهی و دادرسی :

در مورد واخواهی بین علمای حقوق اختلاف نظر وجود دارد . عده ای  آن ها  یک مرحله جدید از دادرسی را واخواهی می‌شناسند. اما عده‌ای دیگر با عنایت به این که واخواهی در ادامه ی دادگاهی که حکم غیابی را صادر می‌کند رسیدگی می‌شود این رسیدگی را مرحله جدیدی ندانسته بلکه آن را ادامه داد رسی قبلی محسوب می دانند.

مرجع واخواهی از آراء غیابی :

در این خصوص باید بین آیین دادرسی مدنی و به دادرسی کیفری شباهت هایی را بیان نمود. با توجه به ماده  ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست واخواهی واخواهی به همان مرجعی تسلیم می گردد که رای غیابی را صادر نموده است.

رسیدگی به موضوع نیز در همان دادگاه انجام می‌شود و به اضافه باید گفت بر طبق ماده ی ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری واخواهی در همان دادگاهی انجام می‌شود که رای غیابی را صادر نموده است بنابراین در هیچ کدام از دو مورد بالا نیازی به رجوع به محاکم کیفری و حقوقی بالادست وجود ندارد.

فرصت واخواهی پس از ابلاغ رای غیابی :

در مورد اخیر بین موضوعات حقوقی و کیفری فرق وجود دارد که باید مد نظر واقع شود. در موضوعات حقوقی فرقی ندارد که واخواهی از حکم غیابی دادگاه بدوی انجام شده باشد یا واخواهی از حکم غیابی دادگاه تجدید نظر صورت گرفته باشد.

در هر دو فرض بالا برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از زمان ابلاغ واقعی رای غیابی فرصت پیش‌بینی شده است. این زمان ها به شکل شفاف در ماده  های  ۳۰۶ و ۳۶۴ و ۴۴۶ قانون آیین دادرسی مدنی شرح داده شده است.

واخواهی
واخواهی

اما در آیین دادرسی کیفری مهلت واخواهی از آراء غیابی مراجعه بعدی ده روز از تاریخ ابلاغ واقعی حکم می باشد و در مورد احکام غیابی دادگاه تجدید نظر استان این فرصت ۲۰ روزه خواهد بود و زمان نظر گرفته شده در ماده های ۲۱۷ و ۲۶۰ قانون آیین دادرسی کیفری صراحتاً ذکر شده است.

در قانون آیین دادرسی مدنی بین اشخاص مقیم ایران و خارج از ایران فرقی در نظر گرفته است. در شرایطی که این تفکیک در آیین دادرسی کیفری ملاحظه نمی‌شود و به همین سبب بین علمای حقوقی اختلاف نظر به وجود آمده است.