وکیل در خمینی شهر|وکیل خمینی شهر|مشاوره 24 ساعته

وکیل در خمینی شهر

وب سایت حقوقی یاروکیل

وکیل در اصفهان و مشاور حقوقی در اصفهان

(09222652408)

وکیل-در-خمینی-شهر
وکیل-در-خمینی-شهر

به درخواست مخاطبین عزیز از وکیل در خمینی شهر تقاضا کردیم در مورد عقد بیع توضیح دهد:

وکیل در خمینی شهر در زمنیه های مواد مخدر/کیفری/حقوقی/ملکی/تصادفات/خانواده و… فعال است.

بیع چیست؟

در ماده ۳۳۸ قانون مدنی به تعریف پرداخته شده است در واقع همان فروش کالا در برابر ثمن معلوم است.

این عقد از عقود پرکاربرد و مهم در معاملات هر روزه مردم جامعه است و شناختن احکام و مقررات حاکم بر این عقد مفید  می نماید.

چگونگی انعقاد بیع

برای انجام بیع مانند سایر عقود احتیاج به ایجاب از جانب بایع و قبول از طرف مشتری داریم .  این ایجاب و قبول ممکن است به لفظ یا به انجام عملی که مبین  قصد طرفین  باشد ، انجام شود . اگر ایجاب و قبول طرفین با انجام عملی که مشخص انعقاد عقد بیع باشد انجام شود به ان بیع، بیع معاطاتی یا به عبارتی دادوستد میگویند.

برای انعقاد عقد بیع باید عوضین این معامله معلوم باشند.

مراد از عوضین معامله ، همان مبیع و ثمن است و منظور از معلوم بودن آنها مشخص بودن صفات و جنس و مقدار هر یک است .

برای معلوم کردن هر یک از عوضین راهکارهای متفاوتی وجود دارد

به طور مثال در صورتی که بیع عین معین یا کلی در معین باشد می‌توان اوصاف  مورد معامله را از طریق مشاهده یا معاینه و یا ذکر اوصاف از جانب طرف معامله یا حتی شخص ثالث تعیین کرد. در صورتی که اوصاف مبیع از روی نمونه مشخص شود و مبیع تحویل داده شده شباهتی به نمونه نداشته باشد مشتری حق فسخ بیع را  خواهد داشت و اگر بعض مبیع مطابق نمونه نباشد مشتری فقط حق فسخ نسبت به آن قسمت را دارد.

وکیل-در-خمینی-شهر
وکیل-در-خمینی-شهر

و اگر مبیع معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود ، و در واقع از آن جنس نباشد ، به دلیل اشتباه در وصف اساسی مورد معامله ، عقد باطل است.

اما در صورتیکه مبیع کلی فی الذمه باشد الزاماً باید اوصاف مبیع و مقدار و جنس آن در معامله ذکر شود در غیر این صورت آن معامله صحیح نخواهد بود.

در صورتی که مبیع اوصاف ذکر شده در معامله را نداشته باشد برحسب اینکه مال عین معین یا عین کلی باشد، احکام متفاوتی بر آن جاری خواهد شد . به طور مثال در صورتی که مبیع اتومبیل معینی به رنگ سفید مدل ۹۸ باشد اما متعهد اتومبیل به رنگ مشکی را تحویل متعهدله بدهد، متعهدله می تواند به دلیل تخلف از وصف فرعی معامله آن را به استناد خیار تخلف از وصف فسخ کند. و در صورتی که وصف اساسی باشد ،در صورت فقدان آن وصف معامله باطل خواهد بود.

اما اگر مورد معامله عین کلی باشد در صورتی که متعهد مالی خلاف مشخصات ذکر شده در معامله را تسلیم کند ، فی الواقع تسلیم محقق نشده و متعهد له می تواند متعهد را ملزم به تحویل مال موصوف به اوصاف مذکور در معامله کند.

صلح در مقام بیع

عقد صلح ، عقدی لازم است و حتی اگر در مقام سایر عقود هم منعقد شود ، باز هم عقدی مستقل است و احکام خاصه آن عقود در صلح ایجاد نمیشود .

صلح در مقام بیع هم اگر چه دارای اثار بیع است اما احکام خاصه آن را ندارد بطور مثال خیارات مختص بیع و حق شفعه در صلح ایجاد نمی شود .

تلف مثمن قبل از قبض

از اثار عقد بیع صحیح ، تسلیم مبیع توسط بایع به مشتری و پرداخت ثمن توسط مشتری به بایع است .

اگر بعد از انعقاد بیع و قبل از تسلیم مبیع به مشتری ، مال بصورت قهری و خارج از اختیار بایع تلف شود ؛ اگر مبیع عین معین بوده باشد ، بیع منفسخ و این تلف از مال بایع خواهد بود اما اگر مبیع عین کلی باشد ، بایع الزام می شود که مبیع دیگری به مشتری تسلیم کند (در واقع در اینجا بایع هنوز به تعهد خود عمل نکرده است )

وکیل-در-خمینی-شهر
وکیل-در-خمینی-شهر

عهدی یا تملیکی بودن بیع

عقد بیع از عقود تمکیلی است و به محض انعقاد آن مالکیت هر یک از عوضین به طرف دیگر منتقل می شود .

در مورد عین کلی فی الذمه ، باید از جانب متعهد ابتدا تعیین مصداق صورت گیرد و بعد مالکیت منتقل می شود ، گفته شده است که بیع عین کلی فی الذمه در واقع عقدی عهدی است .به نظر می رسد با توجه به این موضوع که در نهایت نتیجه عقد انتقال مالکیت است با  چشم پوشی  از تعهد ابتدایی بایع بتوانیم بگوییم که بیع مال کلی فی الذمه نیز تملیکی است .

مخارج انعقاد عقد بیع

برای انعقاد عقد بیع ممکن است لازم شود هزینه هایی را متحمل شد . این هزینه ها بر عهده کدام یک از دوطرف است؟

ممکن است برای انعقاد بیع ، مجبور به استخدام دلال شویم ، با توجه به مقررات قانون تجارت ، اجرت دلال با کسی است که او را استخدام می کند البته طرفین می توانند خلاف این امر را تراضی کنند .

ممکن است برای حمل مال به محل تسلیم متحمل هزینه حمل و نقل شویم و یا بخواهیم  مال را  وزن کنیم ؛  یک قاعده ای وجود دارد و آن این است که مخارج انجام تعهد برعهده متعهد است . بایع متعهد به تسلیم مبیع و مشتری متعهد به پرداخت ثمن است فلذا مخارجی که برای تسلیم مبیع لازم است و صورت می گیرد  برعهده بایع و مخارج پرداخت ثمن برعهده مشتری است.

وجود خیار شرط در عقد بیع

در عقد بیع نیز مانند اکثر عقود می توان شرط خیار درج کرد .

این شرط می تواند به نفع هر یک از طرفین یا ها هر دو و یا ثالث و هر سه باشد .

ثالث در اینجا در واقع داور است نه نماینده از جانب طرفین زیرا اگر نماینده بود باید خود طرفین هم می توانستند عقد را فسخ کنند که در حال حاضر این گونه نیست و فقط ثالث این حق را خواهد داشت . پس از مرگ ثالث نیز این حق فسخ به ورثه او منتقل نمی شود  مگر آن که شرط خلاف شده باشد.

برای ایجاد شرط خیار در عقد ، باید مدت اعمال آن نیز مشخص شود در غیر این صورت هم شرط باطل و هم عقد زیرا این شرط در واقع موجب غرری شدن معامله می شود .

در صورتی که برای یکی از طرفین در عقد بیع خیار شرط در نظر گرفته شده باشد ، در واقع عقد بیع با تمام اثار خود ایجاد شده است و مالکیت عوضین به طرفین منتقل شده است اما تا زمانی فرد حق فسخ دارد ، طرف دیگر نمی تواند در مال تصرفات منافی حق او را انجام دهد. برای مثال اگر در عقد بیع برای بایع حق فسخ به مدت یک ماه درج شده باشد ، در این یک ماه مشتری نباید مبیع را به ثالث انتقال دهد یا نزد ثالث به رهن گذارد در غیر این صورت با اعمال حق فسخ توسط بایع  عقد دوم غیر نافذ شده و منوط به تنفیذ بایع است.

وکیل-در-خمینی-شهر
وکیل-در-خمینی-شهر

در حال حاضر با توجه به ماده ۳۴ قانون ثبت ، چنین بیعی که اصطلاحا بیع شرط نامیده می شود و کلیه ی معاملات با حق استرداد ، اثری همچون معاملات رهنی دارند.

به این معنا که این بیع ، موجب مالکیت مشتری نمی شود و در نهایت اگر بایع از حق فسخ و استرداد خود استفاده نکرد ، مشتری می تواند با فروش مال ، ثمن پرداخته شده به بایع را استیفا کند و اگر مبلغ فروخته شده بیش از ثمن پرداختی باشد  اضافه به بایع تعلق دارد . پس با این تفاسیر متوجه می شویم که بیع شرط ، بیع به معنای دقیق کلمه نیست.

ببع و عقد معاوضه

در عقد بیع ، عوضین تحت عنوان مییع و ثمن معامله شده و طرفین هم عنوان بایع و مشتری را دارند؛  اما در عقد معاوضه  بدون این ملاحظات ، هر یک از طرفین مال خود را به دیگری تملیک می کند . اثری که عقد معاوضه دارد همانند عقد بیع است اما در معاوضه احکام خاص و اختصاصی بیع جاری نمی باشد.