وکیل فسخ قرارداد در شیراز+مشاوره تلفنی سریع و تخصصی

وکیل فسخ قرارداد در شیراز

وب سایت حقوقی یاروکیل

وکیل در شیراز و مشاور حقوقی

(0922-519-24-08)

قبول وکالت در دعاوی

حقوقی

خانواده

کیفری

تصادفات

انقلاب

وکیل فسخ قرارداد:

خاتمه بخشیدن به قرارداد از سوی یکی از دو طرف و شخص ثالث فسخ قرارداد گفته می شود. یکی از علت‌هایی که سبب از بین رفتن تعهدات ناشی از قرارداد می گردد اراده ی یک طرفه ی  منحل نمودن قرارداد و تعهد است که به نوعی، ایقاع تلقی می شود.

یعنی یک طرف به شکل مستقل حق فسخ را صورت می دهد بی آن که نیازی به رضایت طرف دیگر باشد. در اصطلاح به این عمل ایقاع گفته می شود. فسخ قرارداد از حقوق مالی می باشد. چون با انجام آن مالی پرداخت می شود. مثلاً چنان چه مشتری در قرارداد بیع با استفاده از این حق عقد بیع را فسخ نماید مبلغی که پرداخت نموده است به او مسترد می‌شود. بنابراین حق فسخ همچون بقیه حقوق به علت قرار داد یا به طور خود به خود امکان دارد مورد انتقال واقع شود.

وکیل فسخ قرارداد در شیراز
وکیل فسخ قرارداد در شیراز

انواع فسخ قرارداد:

بر اساس ماده ۳۹۶ قانون مدنی قرارداد هایی را که شمار آن به ۱۰ عدد می‌رسد ذکر نموده است که سبب می شود خریدار یا فروشنده قادر باشند قراردادی را که در ابتدا و هنگام انعقاد غیرقابل فسخ و بر هم زدن بوده است را فسخ نمایند.

خیار مجلس ،خیار حیوافن خیار غبن، خیار تخلف شرط، خیار تبعض صفقه، خیار عیب، خیار رویت و تخلف وصف، خیار تاخیر ثمن، خیار شرط. در زیر به شرح تعدادی از این خیارات و مفهوم آن ها می پردازیم.

مفهوم خیار و انواع آن :

خیار به مفهوم اختیار فسخ معامله می باشد یا به عبارت دیگر حق فسخ در عقد لازم را خیار گویند

خیار مجلس:

هنگامی که دو نفر با هم عقدی را منعقد می کنند تا وقتی از یکدیگر جدا نشده اند این امکان برای آن ها وجود دارد که قرارداد را برهم زنند. قانون مدنی به این شکل از فسخ خیار مجلس می گوید.

خیار حیوان:

چنان چه موضوع معامله حیوان باشد، مثلاً فروشنده یک راس گوسفند را بفروشد و خریدار در ازای آن پولی به فروشنده پرداخت کند، از روز معامله طی مدت ۳ روز این حق برای خریدار شناخته شده است که معامله را فسخ کند.

اختیار فسخ معامله همان حق بر هم زدن معامله می باشد. اما این حق خاص کسی است که از عقد متضرر شده است در حقیقت اساس فسخ در جهت منفعت متضرر است که به دلیل معامله به خریدار یا فروشنده وارد شده است یا در مواردی به حکم قانون می باشد که یکی از دو طرف اختیار فسخ معامله را خواهند داشت.

خیار شرط فسخ قرارداد:

خیار شرط یا همان شرط نمودن اختیار فسخ معامله عبارت است از این که گاهی اوقات دو طرف اختیار فسخ معامله را برای خریدار یا فروشنده یا هر دو در قرارداد ذکر می کنند. مثلاً امکان دارد در قرارداد شرط شود خریدار برای مدت یک ماه حق فسخ داشته باشد. قابل توجه آن است که در این شکل از فسخ لازم است که مدتی را که خریدار امکان فسخ دارد مشخص گردد و نیز در این نوع  فسخ دو طرف معامله قادرند اختیار فسخ معامله را به شخص دیگری بدهند.

وکیل فسخ قرارداد در شیراز
وکیل فسخ قرارداد در شیراز

نمونه ای از خیار شرط:

شخص فروشنده یک اتومبیل را به شخص دیگری می فروشد. خریدار این شرط را قرار می‌دهد که چنان چه خواهرم اتومبیل را نپسندید، حق بر هم زدن معامله را دارد و فروشنده قبول می کند. اما سوالی که در ذهن ایجاد می شود آن است که خریدار تا چه زمانی اختیار فسخ معامله را دارد و این همان زمانی است که در هنگام ایجاد شرط باید تعیین شود و الا هم شرط هم معامله باطل خواهد بود.

بنابراین خریدار شرط می‌گذارد برای مدت سه ماه حق فسخ داشته باشد یا برعکس فروشنده قادر است چنین شرطی را بگذارد و همچنین هر یک از دو طرف قادرند اختیار فسخ معامله را  که به عنوان شرط قرار دادند به شخص دیگری غیر از خودشان این حق را بسپارند. مثلاً خریدار بگوید طی مدت سه ماه خواهرم حق دارد معامله را فسخ کند.

خیار تاخیر ثمن:

هنگامی که موضوعی را مورد معامله قرار می دهید یا مال معین است یا در حکم مال معین و نباید غیر از آن باشد. مثل این که اتومبیلی را بخواهیم بفروشیم و در ازای فروش آن مبلغی پول دریافت کنیم و به منظور پرداخت پول یا تسلیم خودرو زمان تعیین نشده باشد و خریدار و فروشنده هیچکدام مورد معامله را با هم مبادله نکرده باشند و یک هفته از تاریخ قرارداد بگذرد، بعد از این یک هفته هم هنوز خریدار مبلغ پول مورد توافق را به فروشنده نداده باشد. در این حالت فروشنده حق فسخ معامله را خواهد داشت.

خیار تاخیر ثمن در قراردادی ایجاد می‌شود که حائز شرایط زیر باشد:

1- مورد معامله یک مال مشخص باشد. اولاً اتومبیل دست دوم یا صفر را قانون گذاریک مال کلی و مثلی قلمداد نموده است که اشتباه در آن بسیار پیش می‌آید. اما خودروهای کارکرده حتی اگر سال و مدل تولیدشان یکی باشد، اما هیچکدام مثل هم نباشند و خصوصیات خاص خود را داشته باشند. مثلاً کیلومتر آن ها مساوی نباشد. حتی اگر هم باشد در ویژگی یکی در ضربه  خورده باشد در دیگری ایینه شکسته باشد. باز هم با هم تفاوت خواهند داشت. بنابراین چنان چه خودروی صفر خرید و فروش شود، اختیار فسخ معامله با تاخیر ثمن وجود ندارد.

همه ی پول معامله به فروشنده پرداخت نشده باشد. بنابراین چنان چه نصف پول را بدهد و سه روز از معامله بگذرد، باز فروشنده اختیار فسخ را دارد.

2- فروشنده خودرو را از قبل به خریدار تحویل نداده باشد.

باید سه روز از تاریخ معامله گذشته باشد تا حق فسخ به وجود بیاید و در آن سه روزه حق فسخ وجود ندارد.

کسی که حق بر هم زدن معامله را دارد در این حالت فروشنده است و خریدار نیست.

وکیل فسخ قرارداد در شیراز
وکیل فسخ قرارداد در شیراز

خیار مایفسد لیوم فسخ:

آن چه مورد معامله قرار می‌گیرد از کالاهای فاسد شدنی می باشد. مانند میوه و سبزی که در کمتر از ۳ روز فاسد  یا بی قیمت شود. در این حالت خیار تاخیر ثمن از تاریخ کالا رو به ضایع شدن و یا بی ارزش شدن می‌رود، انجام می گیرد.

خیار رویت و تخلف وصف:

چنان چه دو طرف بی آن که مورد معامله را رویت کرده باشند از روی توصیفاتی که از کالا بیان شده است اقدام به خرید و فروش کنند آن شخصی که مال را رویت نکرده و فقط با توجه به تعریف و وصف معامله کرده باشد و بعدا مشاهده کند که بر اساس آن وصف و تعریف نیست، حق را خواهد داشت که معامله را فسخ نماید.

در این شکل از فسخ  فرد امکان دارد فروشنده و خریدار بگوید؛ باغ مرا که درختان  پر ثمری دارد را به تو می فروشم و خریدار هم قبول کند و بعد از خرید مشاهده کند درختان از بین رفته اند و ثمری ندارند و هرگز بر اساس گفته های فروشنده و توصیفات او نیست.

در این حالت خریدار این حق را می یابد که قرارداد معامله باغ را فسخ کند گاهی هم امکان دارد این باغ متعلق به پدری بوده است و فروشنده آن را ندیده باشد و خریدار بگوید باغی که از پدرت به تو به ارث رسیده و درختانش از بین رفته‌اند و کهنه شده‌اند و بی‌ثمر هستند را از تو می خرم و فروشنده با این ذهنیت که خریدار از باغ توصیف نموده است آن را به زیر قیمت می‌فروشد و بعد می‌رود می‌بیند

مکان باغ بسیار پررونق و باغ دارای درختان پر ثمر برخلاف گفته خریدار است و در این حالت فروشنده حق فسخ می یابد. بنابراین خیار  رویت به کسی امکان فسخ معامله را می دهد که مال را مشاهده نکرده و بر اساس توصیفات آن دست به معامله زده است.

خیار غبن:

این شکل از معامله بسیار در جامعه به وفور یافت می‌شود. افراد در هنگام عقد قرارداد از قیمت ها ناآگاه هستند اما به سبب فوریت و اضطرار مجبور به انعقاد معامله می شود. چنان چه یکی از دو طرف در هنگام معامله غبن فاحش کرده باشد حق دارد که قرارداد را فسخ کند. به غبنی فاحش گفته می‌شود که عرفا قابل گذشت نباشد.

مفهوم غبن:

در بیشتر اوقات دو طرف معامله با در نظر گرفتن نوسان قیمت ها از قیمت اصلی و واقعی  بی خبر هستند. در این حالت امکان دارد یکی ارزان بفروشند دیگری گران تر از قیمت اصلی بخرد در این حالت گفته می‌شود که فرد مغبون شده است.

سوال این جاست که اگر دو طرف قیمت را اصلی و منصفانه را بدانند و نسبت به آن آگاهی داشته باشند که مالی را که می فروشند یا می خرند ارزان ‌تر یا گران تر می خرند، آیا باز هم قبل امکان فسخ معامله را می دهد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که حق فسخ در معاملات  فقط خاص شخص متضرر از معامله می باشد. بنابر این شخصی که به قیمت‌ها آگاهی دارد به ضرر خودش عمل نموده و حق فسخ معامله را با استناد به غبن ندارد حتی اگر غبن بسیار فاحش باشد.

چنان چه یکی از دو طرف که به طرف دیگر قرارداد زیان وارد کرده و در اصطلاح شخص را مغبون نموده است مابه التفاوت قیمت را بدهد با این استناد حق فسخ طرف زیان دیده ساقط نمی گردد. جز این که به دریافت مابه التفاوت قیمت توافق کنند.

خیار عیب:

خیار عیب راجع به زمانی است که در حین قرارداد در مورد معامله ای عیب وجود داشته باشد که شخص مقابل از آن نا آگاه باشد .در این صورت شخصی که مال معیوب را اخذ نموده است دو حق می یابد: یعنی هم قادر است معامله را فسخ کند هم قادر است معامله را به هم نزند و ما به  التفاوت مال معیوب را دریافت کند. البته این موضوع و مابه التفاوت مال در زمان بی عیبی را باید از طرف قرارداد درخواست نماید.

اگر در مورد مال مورد معامله در حین قرارداد عیبی جاری باشد اما خریدار نسبت به آن آگاه نشده باشد، اصل بر این است که خریدار ناآگاه به عیب معامله بوده و می تواند یا فسخ کند یا ارش بگیرد. یعنی مابه التفاوت قیمت مال معیوب و بی عیب را بگیرد اما در جایی که خریدار قادر به فسخ نیست و فقط می تواند ما به التفاوت را مطالبه کند، در زیر به آن ها اشاره شده است:

-چنان چه کالای معیوب در دست خریدار از بین برود، حق فسخ ندارد و باید ارش بگیرد.

-چنان چه خریدار کالای معیوب بعد از خرید کالا آن را به دیگری بفروشد، حق فسخ ندارد و فقط ارش می گیرد.

-چنان چه کالای معیوب دچار تغییری شود اعم از آن که این تغییر را خریدار ایجاد کند یا خیر.

در جایی که پس از آن که جنس به خریدار داد تسلیم شد  عیب دیگری در جنس جاری شود.در این صورت هم خریدار حق فسخ ندارد و فقط باید ارش بگیرد. اما در این مورد یک استثناء جاری می‌باشد که چنان چه خریدار خیار مختص رویت داشته باشد. در این حالت می تواند از ۲ حقی که خیار عیب  به او داده است بهره ببرد. یعنی هم می تواند فسخ کند یا ارش دریافت نماید. اما اگر عیب جدید ناشی از عیب قدیم حاصل شده باشد ،خریدار باز هم حق فسخ خواهد داشت.

مفهوم تدلیس:

مفهوم تدلیس را به نقل از وکیل فسخ قرار داد در اصفهان باز گو میکنیم: تدلیس به معنای آن است که اقداماتی را بر روی مورد معامله انجام داد که سبب فریب طرف دیگر معامله شود یعنی مصداق ضرب المثل بسیار معروف  گنجشک را رنگ کردن و جای قناری فروختن.

در این حالت اگر فروشنده خریدار را فریب دهد دچار تدلیس کند، خریدار قادر است معامله را فسخ کند و در مواردی هم که خریدار به جای پول، مال معینی را به فروشنده تسلیم می‌کند. اگر خریدار در آن مال تدلیس نماید، فروشنده حق فسخ دارد.

وکیل فسخ قرارداد در شیراز
وکیل فسخ قرارداد در شیراز

خیار تبعض صفقه:

صفقه به مفهوم عقد و معامله و مفهوم دیگر آن کالا می باشد.  تبعض هم به معنای تیکه تیکه و پاره پاره شدن می باشد.

تبعض صفقه یعنی عقد دو تکه شود. یک قسمت عقد از بین برود. بر اساس ماده ۴۴۱ قانون مدنی خیار تبعض صفقه زمانی حادث می‌شود که یک بخش از معامله به سببی از اسباب باطل شود. اما در واقع باید اذعان  نمود که یک بخش از عقد اگر به علتی از علل زایل شود، در این حالت خیار تبعض صفقه به وجود می‌آید. مثلاً شخصی دو اتومبیل را به فروش می رساند به یک قیمت مشخص و برای هر کدام از ماشین ها قیمت مختص همان اتومبیل را تعیین نمی کند.

در این حالت کاشف به عمل می آید که یکی از ماشین ها مال دیگری بوده و فروشنده فضولی آن را به خریدار واگذار کرده و صاحب خود  اتومبیل معامله فضولی فروشنده را تصدیق نمی نماید. پس معامله یکی از خودروها باطل می شود. در این حالت گفته می شود معامله تکه تکه شده است.

معامله نسبت به خودرو غیر، باطل و نسبت به خودرو خود، صحیح می باشد. در این حالت خریدار که خودرو را خریده بود این امکان را دارد که آن قسمت معامله که درست است  با استناد به تکه تکه شدن معامله، فسخ نماید یا به  نسبتی که بیع باطل بوده است پول خود را مسترد کند.