ورشکستگی به تقلب|مخفی نمودن دارایی از سوی تاجر|ورشکستگی به تقلب در قانون

ورشکستگی به تقلب چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی ورشکستگی به تقلب چیست؟ و نکات مهم ورشکستگی به تقلب پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه ورشکستگی به تقلب

ورشکستگی به تقلب
ورشکستگی به تقلب

برخی اوقات مشکلات اقتصادی و عدم مدیریت صحیح و کوتاهی خود فرد سبب ورشکستگی خواهد شد. ورشکستگی مضاف بر بی اثر کردن اعتبار شخص در جامعه آثار قانونی زیادی را نیز به دنبال خواهد داشت.

بنابراین هر تاجری در زندگی خویش امکان دارد و اسباب از پرداخت بدهی های خود در زمان موعد مقرر عاجز شود، این موضوع امکان و مشکلات زیادی را برای اشخاصی که با توجه طرف معامله قرار گرفتند به بار آورد.

در حقیقت مقررات ورشکستگی برای حمایت از این اشخاص به وجود آمده است . قبل از ورشکستگی به هر سببی که ایجاد می شد که گناه بخشیده نشدنی محسوب می گردید و با ورشکسته رفتار خشونت آمیز می شد. امروزه در موضوع ورشکستگی تجار و شرکت های تجاری با  قانون روبه‌رو هستیم .

مفهوم ورشکستگی

به طور کلی عدم قدرت توجه به پرداخت بدهی های خود باعث تعریف ورشکستگی خواهد شد. در ماده ۴۱۲ قانون تجارت در تعریف این موضوع گفته شده که ورشکستگی تاجر شرکت تجاری به سبب توقف پرداخت بدهی‌ها صورت می گیرد و ورشکسته به تاجر و شرکت های تجاری و بازرگانی گفته می شود که قادر به پرداخت بدهی ها و تعهدات خود نیستند.

بنابراین با عنایت به ماده فوق باید اشاره داشت که برای احراز ورشکستگی  وجود دو شرط ضرورت دارد؛ یکی این که تاجر باشد. دوم این که از پرداخت مبالغی که بر دوش او قرار دارد عاجز شده و نتواند بپردازد. پس شرط ورشکستگی توقف از پرداخت دیون می باشد. کمتر بودن میزان دارایی از مقدار بدهی دارایی تاجر کمتر باشد اما قادر شود با بهره گرفتن از اعتبارش بدهی‌ها را پرداخت کند یا بالعکس. امکان دارد که دارایی او از بدهی هایش بیشتر باشد. اما وقفه در پرداخت بدهی‌های به وجود بیاید با این حال خیلی از حقوقدانان نسبت به این موضوع اختلاف نظر دارند.

مفهوم ورشکستگی به تقلب

سوالاتی که در این خصوص بیان می شود. این که ورشکستگی به تقلب چیست و آیا ورشکستگی به تقلب با ورشکستگی به تقصیر فرق می کند؟ مجازات هر یک به چه ترتیب است و چگونه این امکان وجود دارد که از شدت مجازات کم کرد؟ شاید وقتی که راجع به موضوع ورشکستگی صحبت به میان می آید خیلی از افراد به طور واضح متوجه نشوند که این عبارت امکان دارد در برخی از موضوعات جرم محسوب شود. در بیشتر موارد افراد بر این تصورند که تاجر ورشکسته از آن جایی که دچار خسارات مادی هنگفتی شده است و دارایی خود را از دست داده ، امکان ندارد که جرمی مرتکب شده باشد. اما باید دانست که در همه این موارد این گونه نیست. با توجه به این که ورشکستگی در قانون تجارت پیامدهای سنگینی را به دنبال دارد خیلی از اشخاص تلاش دارند که با حقه و نیرنگ از این پیامدها به‌ منظور توسعه اهداف خود و سوء استفاده از آن تلاش نمایند و از آثار حقوقی ورشکستگی در روند زایل نمودن حقوق اشخاص دیگر بهره ببرند. پس بسیار واضح است که چنان چه ورشکستگی به تقلب به اثبات برسد مجازات قانونی آن نیز مرتکب جرم را در بر می گیرد .

ورشکستگی به تقلب
ورشکستگی به تقلب

برخی اوقات امکان دارد تاجری به شکل واقعی ورشکسته شده باشد. هیچ فریب یا حقه ای در میان نباشد. اما دلایل مبتنی بر ورشکستگی به تقلب محرز شود. در این خصوص باید دید چه باید کرد و قانون چه مجازاتی را پیش بینی کرده است؟ در پاسخ به این پرسش ها باید اشاره داشت که در این خصوص یک وکیل متخصص قادر است به شخص کمک کند تا دلایل مختلفی به منظور اثبات بی گناهی شرط و احراز عدم وجود تقلب و حیله  ارائه کند.

مفهوم ورشکستگی به تقلب در قانون تجارت

به منظور آن که این امکان وجود داشته باشد که تا مفهوم دقیق ورشکستگی به تقلب روشن شود و مجازات راجع به آن مورد بحث قرار بگیرد باید ماده ۵۴۹ قانون تجارت را بررسی نمود. با عنایت به این قانون مقرر شده که هر تاجر ورشکسته که دفاتر خود را گم کند یا بخشی از اموال خود را پنهان نماید یا به شکل معاملات صوری و مواضعه آن ها از بین ببرد و منهدم کند و نیز هر تاجر ورشکسته که خود را از طریق اسناد یا از طریق صورت دارایی و بدهی ها به شکل متقلبانه به اندازه‌ای که در واقع بدهکار نیست بدهکار نشان دهد، ورشکسته به تقلب خواهد بود و بر اساس قانون مجازات اسلامی کیفری می شود.

اشخاصی که در ادامه به آن ها پرداخته می شود ، بر اساس قانون مجازات ورشکسته به تقلب محسوب خواهند شد ؛

-افرادی که به طور آگاهانه نسبت به سود تاجر ورشکسته، همه یا بخشی از دارایی منقول یا غیرمنقول او را از بین ببرند یا نزد خود حفظ کنند یا پنهان نمایند.

-اشخاصی که به نیت تقلب به نام خود یا نام شخص دیگر طلبی غیر واقعی را محاسبه کرده باشند.

-اشخاصی که به نام دیگری یا به نام مبهمی تجارت کرده و اقدامات درج شده در قانون تجارت را انجام داده باشد به مجازاتی که برای فرد ورشکسته به تقلب تعیین‌شده محکوم می‌شوند.

عنصر مادی جرم ورشکستگی به تقلب

از دید نخستین آن چه به نظر می‌رسد آن است که همه اشکال عنصر مادی ذکر شده در ماده ۵۴۹ قانون تجارت فعل مادی مثبت می باشند و ترک فعل از عناصر مادی جرم ورشکستگی به تقلب نیست و در اصل هم باید این گونه باشد. اما از آن جایی که تقلب در اصل بر انجام فعلی، نظارت دارد جلوگیری از انجام آن کار، نمی تواند تقلب محسوب شود. اما باید اشاره داشت که در برخی موضوعات مثل مخفی نمودن دارایی، ترک فعل نیز جرم خواهد بود. مثلاً تاجر ورشکسته به نیت پنهان کردن بخشی از دارایی خود قسمتی از آن را در صورت حساب خود ذکر نمی‌کند. بنابراین باید اشاره داشت که عنصر مادی این جرم در بیشتر موارد فعل مادی مثبت می باشد و در موارد کمتری ترک فعل تلقی می شود.

مفقود نمودن دفتر

ورشکستگی به تقلب
ورشکستگی به تقلب

به طور کلی شکلی از تقلب که تاجر ورشکسته انجام می‌دهد مفقود کردن و گم کردن دفاتر می باشد که بر اساس ماده ۶ قانون تجارت هر تاجری به جز  کسبه جز،  این وظیفه را دارند که دفاتر روزنامه و دفتر کل و دفتر دارایی و دفتر کپیه را  داشته باشند.

موضوع گم کردن دفاتر تجاری به قدر حائز اهمیت است که مواردی که در دفاتر درج می‌شود بسیار مهم هستند و این دفاتر در حقیقت بیان اقدامات تاجر و نشان دهنده شیوه گردش سرمایه موجودی می باشد که در اختیار او قرار داشته است و این دفاتر عملکرد تاجر را نشان می دهد که با سرمایه ای که داشته چه اقداماتی را صورت داده است. بخصوص دفاتر روزنامه و دارایی بسیار مهم تلقی می‌شوند.

بنابراین از دید قانونگذار تاجری که دفترش را گم می‌کند تاجر به تقلب خواهد بود. به بیان دیگر قانونگذار گم کردن دفاتر به وسیله تاجر را نشانه متقلب شناختن او قرار داده است. زیرا آن چه که از نظر قانونگذار مورد توجه واقع شده است  گم کردن می باشد و نه گم شدن و دوم این که دفتر گم‌کردن مورد عنایت قانون‌گذار نیست. بلکه تقلبی هم که امکان دارد در دفاتر انجام شده باشد از نظر قانون گذار حائز اهمیت است.

مخفی نمودن دارایی از سوی تاجر

مخفی کردن دارایی یا بخشی از آن نشانه دیگر بر متقلبانه بودن عمل تاجر ورشکسته می باشد و مخفی کردن همه اموال از مصداق‌های روشن تقلب می باشد . به شکل کلی دارایی در مفهوم اصطلاحی هم بددهی‌ها و هم مطالبات شخص را در بر می‌گیرد. اما در این خصوص قانونگذار بیشتر دارایی مثبت را در نظر گرفته است. چون پنهان کردن دارایی منفی به زیان شخص تاجر و به سود طلبکاران می باشد و هدف قانونگذار هم در واقع حمایت از طلبکاران است.

مقصود از مخفی کردن دارایی آن است که تاجر بدهی ها را از دسترس خارج کند و با عنایت به این که بعد از تاریخ توقف، تاجر از دخل و تصرف در دارایی‌های خود منع می شود و فقط با تصویب دادگاه و تشخیص ناظر مقدار این دارایی‌ها معین می‌شود، بنابراین این ترس وجود دارد که تاجر ورشکسته به منظور تامین سود و منافع شخصی خود بخشی از اموالش را به فرزندان یا افراد دیگر انتقال دهد و در شرایطی که مالی نیاز به تنظیم سند انتقال نداشته باشد مثل پول‌های نقد یا دارایی هایی که در قالب پول نقد هستند مانند چک مسافرتی و طلا، آن را به اشخاص دیگر انتقال می دهد یا اصلاً آن ها را شخص دیگری در جایی پنهان کند.

آثار حقوقی ورشکستگی به تقلب

چنان چه خویشاوندان فرد ورشکسته بدون مشارکت او دارایی او را منهدم کنند یا پنهان کنند یا نزد خود نگهداری نمایند، به مجازاتی که برای سرقت مشخص شده است کیفر می شوند. در صورتی که مدیر تصفیه در هنگام تصدی امور تاجر ورشکسته مبلغی را از بین ببرد به مجازات خیانت در امانت محکوم می گردد. اگر مدیر تصفیه فرقی ندارد طلبکار باشد یا خیر در گفتگوهای مربوط به ورشکستگی با فرد ورشکسته یا شخص دیگری تبانی کند یا قرارداد مستقلی را به شکل خصوصی انعقاد نماید که آن تبانی یا قرارداد به سود مرتکب و به ضرر طلبکار ها یا عده‌ای از آن ها انجام شده باشد در دادگاه جنحه ای به زندان تادیبی از شش ماه تا ۱۰ سال محکوم می‌شود.

ورشکستگی به تقلب
ورشکستگی به تقلب

همه قراردادهایی که بعد از تاریخ توقف تاجر ورشکسته انعقاد یافته باشد در مورد هر شخصی از سوی تاجر ورشکسته باطل خواهد بود و طرف معامله مجبور است که مبلغ یا دارایی که به اندازه ی قرارداد باطل شده ، دریافت نموده است به شخص صاحب حق برگرداند. در همه موضوعاتی که شخصی بر اثر ورشکستگی به تقلب یا تقصیر مورد تعقیب و محکومیت قرار می‌گیرد دادرسی به همه دعاوی حقوقی به جز آن چه که پیشتر به آن اشاره کردیم در صلاحیت دادگاه کیفری خواهد بود.