مال قیمی و مثلی|فایده ی تقسیم اموال به مثلی و قیمی|نکات مهم

مال قیمی و مثلی چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی مال قیمی و مثلی چیست؟ و نکات مهم مال قیمی و مثلی پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مفهوم مال

مال قیمی و مثلی
مال قیمی و مثلی

به طور کلی در قانون از مال تعریفی ارائه نشده است. اما آن چه از مال می‌توان بیان کرد آن است که مال چیزی است که مفید بوده و نیازی مادی و معنوی را برطرف کند و نیز امکان اختصاص یافتن آن به شخص معینی وجود داشته باشد. پس به منظور آن که چیزی مال تلقی شود باید دارای سه خصوصیت باشد. باید مال دارای منفعت بوده و ضرورت داشته باش.د یعنی از نظر عقلی بها و ارزش و سود داشته باشد. پس مال چیزی نمی باشد که ضرورتی ندارد و دارای سود نیست.

دوم این که مال باید نیازی مادی و معنوی را رفع کند. یعنی یا باید از نیازهای معنوی و روانی انسان یا جسمی و فیزیکی را رفع کند. مثلاً یک تکه چوب و یا سنگ نیازی از نیازهای روحی و جسمی را برطرف نمی‌کند و بنابراین مال تلقی نمی شود . قبلا صرفا کالاها و اجناس، مادی تلقی می شد. اما امروزه دیگر منحصر به کالا نمی باشد و خیلی از مواردی مال تلقی خواهد شد که اجناس مادی نیست.

امروز حق سرقفلی و حق تالیف نیز مال به شمار می رود و دارای آثار و پیامدهای مال می باشد و افراد نسبت به آن ها دارای منفعت هستند و حق مالکیت راجع به آن ها دارد.

سوم این که مال باید امکان اختصاص داده شدن به فرد را داشته باشد و اشخاص قادر شوند مالکیت آن را به عهده بگیرند. بنابراین دسته ای از اموال هستند که مفید تلقی شده و منفعت دارند و لازم می باشند. اما نمی توان آن ها را به فرد خاصی متعلق دانست. بنابراین مال نخواهند بود. مثل دریا و خورشید. این دسته از اموال به سبب آن که برای همه ی افراد انسانی قابل استفاده است  و به شخص خاصی تعلق ندارد، مال محسوب نمی شود.

انواع مال

مال قیمی و مثلی
مال قیمی و مثلی

قانون مدنی اموال  را بر اساس موضوعات مختلف قابل تقسیم بندی  می داند. انواع اموال عبارتند از مال مادی و غیر مادی. برخی اوقات چیزی خارجی و قابل رویت می باشد مانند خودرو و کیف که در عالم واقع موجود هستند. به این اموال اموال مادی گفته می‌شود. برخی اوقات مال در عالم واقعیت و حقیقت موجود نیست  و امکان دیدن آن وجود ندارد. مانند حق اکتشاف و اختراع و حق تالیف اما باعث یک منفعت مادی خواهد شد. بنابراین مال شمرده می شود.

گاهی اوقات مال به عین و منفعت تقسیم بندی می شود. این مورد شکلی از تقسیم بندی ویژه اموال مادی می باشد. عین در واقع جمع اعیان است. عین در حقیقت به مالی گفته می‌شود که قابل رویت است و وجود خارجی خواهد داشت و شخص می تواند آن را حس کند و لمس نماید. مثل خانه یا  اتومبیل. منفعت هم مالی می باشد که قابل دیدن نیست و ملموس نمی باشد و با حواس درک نمی شود. اما این امکان وجود دارد که  منفعت را در عین مال دید. مثلا خانه عین تلقی می شود. وقتی خانه ای اجاره داده می شود در حقیقت مالک خانه منفعت بهره‌برداری از خانه را به مستاجر اعطا کرده است.

مال ممکن است به تقسیم‌بندی مصرف شدنی و  و مال دارای بقا نیز تقسیم شود. مال می‌تواند به منقول و غیرمنقول نیز تقسیم گردد. اموال وقتی استفاده می‌شوند به اتمام می‌رسند. مانند غذا. اما برخی دیگر با وجود استفاده شدن امکان باقیمانده را خواهند داشت. مانند اتومبیل و تلفن و غیره .منظور از مال منقول مالی می می باشد که امکان جابه جایی آن وجود دارد و مال غیر منقول هم مالی است که امکان جاب جایی آن میسر نیست.

تقسیم بندی که در این مقاله به آن پرداخته شده است مال مثلی و مال قیمی باشد.

مفهوم مال قیمی و مال مثلی

مال مثلی مالی است که مثل آن بسیار زیاد می باشد و می توان مشابه آن را به جای هم قرار داد. مثل گندم و جو اما مالی قیمی می باشد که مانند آن وجود ندارد و مقصود از آن مال محسوس و معین می باشد. مثل خانه ای به پلاک ۱۱۸ یا یک نسخه از کتاب خطی و برعکس مال مثلی، مال قیمی می باشد که امکان جایگزینی مال دیگری برای آن وجود ندارد. مثلاً اگر مال قیمی تلف شود پرداخت آن به شکل مثل آن میسر نیست.

مال قیمی و مثلی
مال قیمی و مثلی

در نتیجه برای جبران آن قیمت آن به کار می‌رود یعنی اگر مال تلف شود قیمت آن  باید پرداخت گردد. مثلاً چنان چه شخصی گلدان عتیقه ی شخص  دیگری را بشکند فرقی ندارد که عمدی باشد یا از روی سهل انگاری. از آن جایی که نمی‌تواند آن را پرداخت کند باید قیمت آن را پرداخت نمایند. در نتیجه مال قیمی تلقی می شود.

ملاک تشخیص مال قیمی و مثلی

دسته ای از کالاها در گذشته مثلی بودند اما امروزه قیمی تلقی می شوند. برعکس آن هم صادق است . به همین سبب اگر برداشت متفاوتی از مفهوم مال مثلی و قیمی صورت بگیرد اثر آن فرق خواهد داشت. بنابراین قوانینی که بر هر یک از آن ها جاری می شود در معاملات با هم فرق می کند. آن چه که معلوم می باشد مفهوم مال مثلی و قیمی از نظر شرعی ابراز نشده است.

اما با عنایت به تعریف ماده ی ۹۵۰ قانون مدنی اموالی که از نظر عرفی امکان دارد یکی از آن ها به جای دیگری قرار بگیرد مثلی می باشند و اموالی که از نظر عرفی مثل ان مال موجود نیست قیمی می‌باشد. به شکلی باید اشاره داشت با عنایت به قسمت پایانی ماده ی ۹۵۰ قانون بتوان دریافت که معیار تشخیص مال مثلی از مال قیمی عرف می باشد. بنابراین ملاک اصلی تشخیص اموال مثلی از قیمی به وسیله ی خود مقدار تمایل عمومی می باشد. به این ترتیب هر دو مالی که در عین داشتن تشابه ظاهری، تمایل یکسان نوع اشخاص را نسبت به خود دارا باشند نسبت به هم مثلی تلقی می شوند. اما باید در نظر داشت که با عنایت به ماده ی ۹۵۰ قانون مدنی همیشه از یک معیار  امکان استفاده وجود ندارد .

پس باید موردی و موضوعی که دین حاصل از قرارداد است با ضمان قهری و الزامات بیرون از قرارداد منفک گردد. بنابر این راجع به الزامات خارج از قرارداد از آن جایی که در مورد موضوع، الزام توافقی، بین طلبکار و مدیون واقع نشده است باید مال مثلی و قیمی از نظر نوع و موضوع مورد بحث واقع شود.

عناصر سازنده ی اموال مثلی

با عنایت به عرف، عناصر سازنده ی اموال مثلی مواردی می باشد که در ادامه به شرح آن پرداخته شده است.

– عنوان واحد به جز و کل آن گفته می شود. مثل گندم که دانه و خرمن به یک عنوان واحد آن اطلاق می شود.

– بهای اجزای آن به سبب برابری یا شباهت صفات آن ها یکسان و یا متقارب باشد.

– منفعت و اجزای آن متقارن بوده به شکلی که اختلاف قیمت قابل  در عرف چشم پوشی باشد.

– مانند آن بسیار زیاد باشد.

البته باید در نظر داشت که در تمام موارد بالا بین امور مصنوعی و طبیعی تفاوتی وجود ندارد.  بنابراین اگر یکی از آن موضوعاتی که در بالا به آن اشاره شد در مالی وجود نداشته باشد آن مال قیمی تلقی می‌شود. به شکل کلی مالی که مانند و بسیاری از آن وجود دارد مثل گندم و جو مثلی می باشد و آن چه که قابل اندازه‌گیری بوده و دارای وزن باشد و وزن وکیل فرقی ندارد قیمی خواهد بود.

مال قیمی و مثلی
مال قیمی و مثلی

در موضوعی که  عنوان تعهد، اموال مثلی باشد، به آن مال معین تعلق نخواهد گرفت و به وسعت کلی آن که مصادیق بسیار دارد عنایت خواهد شد. مثل یک دستگاه یخچال  سامسونگ یا دسته ای خرمن جو. نکته قابل توجه آن که با پیشرفت علم که تولید وسایل و کالاها به شکل یکنواخت به آسانی امکان نداشته است اصل بر آن است که امروزه خیلی از اموال مانند سلاح و پارچه و فرش ظروف روز مال قیمی محسوب می شوند مگر این که مثل ان وجود داشته باشد.

فایده ی تقسیم اموال به مثلی و قیمی

در جایی که مال شخصی برخلاف حق ضایع می شود شرایط خسارت دیده باید به شکل اول باز گردد. بنابراین چنان چه مالی که تلف شده دارای مثل و  مانند باشد، بهترین شیوه آن است که مثل آن به مالک بازگردانده شود و مالک مثل مال خود را کسب کند. مثلاً چنان چه شخصی عمدی یا بر اثر سهل انگاری شیشه خانه شخص دیگر را بشکند باید مانند آن شیشه تعویض شود تا مالک به شرایط قبلی خود را برگردد اما چنان چه مانند مال از بین رفته به دست نیاید باید قیمت مال تلف شده پرداخت گردد. راه دیگری به جز آن وجود ندارد. پس شیوه ی جبران خسارت باید به اقتضای ماهیت مالی باشد که از بین رفته است و در مقابل اتلاف مال باید مانند آن پرداخت شود .