عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل|گستره ی اختیارات وکیل|نکات مهم

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل چیست؟ و نکات مهم عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل
عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

همه ما در زندگی با مسائلی مواجه می شویم که نیازمند شخص وکیل هستیم و با این امر او را نایب و نماینده خود قرارمی دهیم. این نمایندگی را ما به وکیل از جهت امور مالی نمی دهیم  بلکه از جهت امور حقوقی می باشد که عامه ما مردم از آن ها به طور دقیق آگاه نیستیم.. وقتی وکیل نائب موکل می شود باعث می شود که برای موکل تعهدی ایجاد نماید و این تعهد بر دوش وکیل نیست که بر دوش موکل است.

آثار عقد وکالت

وقتی قراردادی بین وکیل و موکل منعقد می شود عقد وکالت به وقوع پیوسته است در این جا یک عمل حقوقی اتفاق افتاده است و تعهدی که در این جا اتفاق می افتد هم متوجه وکیل است هم موکل.با توجه به عقد وکالت موکل مکلف است تا همه تعهداتی که وکیل ایجاد می نماید را انجام دهد ماده674 قانون مدنی  موید همین مطلب می باشد.

بر اساس ماده فوق هم خواندیم که موکل در مقابل اعمالی که وکیل بیرون از اختیارات اوست تعهدی ندارد یکی دیگر از تعهدات وموکل در برابر وکیل پرداخت مزد وکیل است. عقد وکالت می تواند هم به صورت مجانی منعقد شود هم در برابر دریافت مزد و اجرت. وقتی عقد وکالت انعقادی رایگان نباشد موکل را در مقابل وکیل متعهد به پرداخت دستمزد و اجرت او می نماید.

عقد وکالت تعهدات دو طرفه ایجاد می نماید یعنی هم تعهداتی برای موکل در مقابل وکیل ایجاد می کند که در مورد آن گفتیم هم منجر به تعهداتی برای وکیل در قبال موکل می شود.در قانون مدنی در خصوص این موضوع دوم در ماده 666به بعد می خوانیم .

مراعات مصلحت موکل از جانب وکیل

همه ما می دانیم و در نص صریح قانون در ماده 667قانون مدنی هم آمده است که وکیل باید در اقدامات خود مصلحتموکل را رعایت نماید  و  ازهر ان اختیاری را که موکل صراحتا به وکیل واگذار نموده است تجاوز ننماید.

پس بر این اساس وکیل حتما باید در اقداماتی که انجام می دهد صلاح موکل را رعایت کند و هر چه به مصلحت موکل می باشد را انجام دهد. مفهوم مصلحت را در همین جا با هم مرور می نماییم.

حال که تاکید داریم که وکیل باید مصلحت موکل را رعایت کند یعنی چه اقداماتی را باید انجام دهد؟

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل
عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

قانون گذار اذعان داشته که وکیل باید به خیر و صلاح موکل خود عمل کند و اعمالی که انجام می دهد به منفعت موکل باشد و نباید ضرر و زیانی به موکل برساند اگر به خیر و مصلحت موکل عمل کند مطابق تعهد خویش عمل نموده اگر به ضرر وزیان موکل عمل کند تعهد خویش نسبت به موکل را نقض نموده است. پس وکیل باید عرفا تلاش نماید تا به نمایندگی از موکل بهترین نتیجه را برای موکل خود به دست آورد اما اگر عواملی سبب شود که وکیل قادر نباشد مصلحت موکل را رعایت کند در این ج نمی توان وکیل را ضامن موکل خواند.

محدوده اختیارات وکیل

بر اساس ماده ۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی، ۱۴ موضوع از اختیارات وکیل دادگستری در  ورود به دعاوی حقوقی و کیفری توضیح داده شده است. البته نکته قابل توجه این که این ۱۴ مورد مطلق نمی باشد و موکل قادر است نسبت به هر یک از این موارد تقاضا کند تا از اختیارات وکیل سلب شود و وکیل آن اختیار را نداشته باشد. مثلاً وکیل اختیار وکالت در پذیرش یا رد قسم را نداشته باشد. یا وکیل وکالت در استرداد دادخواست یا دعوا را نداشته باشد و از طرف دیگر این امکان وجود دارد که این ۱۴ مورد تا ۲۰ مورد هم افزوده شود..

گاهی اوقات موکل همه اختیارات وکیل را صراحتا بیان نمی کند یا این که موکل به محدوده اختیارات وکیل اشاره نمی کند  و کل اختیارات و تشخیص آن محدوده را بر دوش خود وکیل می گذارد. این مدل از وکالت وکالت مظلق خواهد بود. مثلا شخصی به وکیل می گوید اتومبیل من را بفروش و مشخص نمی کند به چه کسی بفروشد چه قیمتی بفروشد  در این جا موکل هیچ قیدی برای فروش اتومبیل برای وکیل قرار نداده است  به همین دلیل وکیل می تواند ماشین را به هر قیمتی که می خواهد بفروشد یا حتی به هرشخصی. این نوع از وکالت در واقع وکالتی مطلق است.

. فرض کنیم که موکل، وکالت فروش خانه را به وکیل بدهد و برای فروش آن مشخص نکرده که چه قیمتی بفروشد مصلحت موکل ایجاب می کند که  وکیل خانه را به قیمتی بفروشد که به موکل ضرر وارد نشود و سود این معامله به موکل برسد. فرضا اگر خانه عرفا متری 5 میلیون باشد وکیل نمی تواند آن را به قیمت متری 2 میلیون بفروشد در زمانی که وکالت به صورت عام به وکیل منتقل می شود یعنی همه امور خود را به شکل عام به وکیل بدهد در این حالت تکلیف موکل چیست آیا می تواند مشخص کند که تمام اختیارات وکیل شامل چیست؟ با اطمینان باید بگوییم وقتی موکل همه امور زندگی را به وکیل می دهد مشخص نمودن حوزه اختیارات وکیل بسیار کار سختی می باشد.

رعایت مصلحت موکل در انتقال مال

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل
عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

این وظیفه وکیل است که در هر کاری مصلحت موکل را رعایت نماید یعنی همواره مثل امین همه اقدامات را به نفع وکیل انجام دهد و اگر عملی را انجام دهد که به ضرر موکل شود نباید آن را انجام دهد .

موکل این اجازه را به وکیل می دهد تا از طرف او مالی را به شخص ثالث واگذار نماید و البته محدوده اختیارات وکیل را در این زمینه مشخص می کند  و وکیل در این خصوص باید مطابق مصلحت عمل کند و مال را بفروشد اما به قیمتی که منفعتی برای موکل عاید کند.

همین طور این را هم باید در نظرداشت که مال را باید در مدتی و زمانی برای فروش در نظر بگیرد که این امکان فراهم باشد که در بالاترین قیمت بتواند مال را بفروشد مثلا موکل خانه خود را به وکیل می سپارد تا آن را بفروشد  اما این کار را در ماه مهر  بر دوش وکیل می سپارد که قیمت معاملات خانه بالا رفته است وکیل هم باید نهایت تلاش خود را بکند تا به میزان قابل توجهی سود را در همین ماه با فروش خانه نصیب موکل کند و سریع مشتری پیدا کند و خانه را منتقل کند نه این که دست دست کند و بخواهد سر دل استراحت خانه را بفروشد که خانه و قیمت آن افت کند و در این مدت دنبال کارهای شخصی خود باشد  اگر این کار را انجام دهد دیگر به مصلحت وکیل اقدام نکرده است و سود و زیان اور او را مد نظر قرار نداده است.

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

ضمانت اجرایی که برای وکیلی که مصلحت موکل را رعایت نمی کند چیست؟

اگر مالی به دیگری واگذار شود به کمتر از مبلغی که عرفا رایج است می تواند از موارد غبن باشد. برخی اوقات معاملاتی انجام می شود که بر اساس ان یکی از طرفین قرارداد این حق را دارد که یک طرفه قرارداد را فسخ نماید از جمله مورد غبن است. وقتی می توان مفهوم غبن را در یافت که در یک قرارداد بین عوضین تعادل نباشد  یعنی به بیان روشن تر بین کالا و قیمت تعادل وجود نداشته باشد در این شرایط شخصی که ضرر کرده است می تواند  از خیار قسخ غبن استفاده نماید. با توجه به این موضوع اگر وکیلی کالایی که موکل فروش آن را به او سپرده است به قیمتی بقروشد بسیار پایین، موکل این اختیار و حق را دارد تا از خیار غبن خود استفاده نماید و معامله را فسخ کند و کالایی که توسط وکیل فروخته شده است را باز به ملکیت خود در بیاورد مساله این است آیا این موضوع در همه موارد قابلیت اجرا دارد یا خیر؟

عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل
عدم رعایت مصلحت موکل از سوی وکیل

یکی در مورد دیگر باید اشاره داشت که وقتی عقدی غیرنافذ است در حقیقت  شخصی که عقد را انعقاد نموده است اختیار و اراده این کار را نداشته است مثلا اگر الف مالی که از آن ب می باشد  بدون اطلاعش به شخص جیم می فروشد در این حالت الف وکالتی از ب نداشته و اراده این کار را هم نداشته است پس عقدی که منعقد نموده غیرنافذ است. حال برای این که عقد نافذ ود نیاز است که مالک ان را اجازه کند اگر مالک قبول نماید .پو آن را اجازه دهد عقد نافذ خواهد شد و جز این اگر باشد عقد باطل خواهد شد و مال در مالکیت مالک باقی مانده و در صورتی که خریدار پولی به فضول داده می تواند استرداد نماید.

بنابر این وکیل برای موکل تعهداتی را با عقد قرارداد ایجاد می کند  و ارتباط حقوقی بین موکل و شخص ثالث برقرار می نماید اگر در این مسیر وکیل مصلحت موکل را در نظر نگیرد و مال را به قیمتی پایین تر از آن چه به مصلحت است بفروشد در واقع در این جا از اجازه ای که داشته بیرون رفته و عقدی منعقد کرده که نافذ نیست و این نفوذ نیازمند رضایت مالک است