اعتراض به داوری|جهات اعتراض به رای داور|بطلان رای داور

اعتراض به داوری چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی اعتراض به داوری چیست؟ و نکات مهم اعتراض به داوری پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه اعتراض به داوری :

پس از حادث شدن اختلاف بین دو طرف دعوا به منظور رفع آن عموماً اصحاب دعوا به دادگاه صالح مراجعه می کنند تا دادگاه بین آن ها قضاوت کرده و دادرسی نماید و حکمی را در مورد آن دعوا صادر کند.

اعتراض به داوری
اعتراض به داوری

بر اساس قوانین کشور ایران مرجع دیگری به منظور رفع اختلاف بین اصحاب دعوا وجود دارد که امروزه کمتر مورد عنایت مردم واقع شده است اما با عنایت به مزایایی که دارا می باشد در حال  رایج شدن است.

مفهوم داوری :

در حقوق تعاریف مختلفی از داوری ارائه شده است. اما بهترین تعریفی را که می توان از داوری ارائه کرد بر اساس نظر حقوق دانان آن است که داوری  شیوه ای می باشد که با به کار بردن آن دو یا چند فرد حل معضلی را که در آن دارای منفعت هستند، به یک یا چند نفر دیگر که داور یا در داوران تلقی می شوند واگذار می نمایند.

اختیار داوران حاصل از یک قرارداد، خصوصی می باشد و بر اساس آن قرار داد اتخاذ تصمیم می کنند. بی آن که برای انجام این تکلیف از سوی دولت به آن ها اختیاری واگذار شده باشد.

شکایت نسبت به رای داور و مهلت آن :

دو طرف دعوا این حق را دارا می باشند که راجع به رایی که داور صادر میکند شکایت نمایند. چنان چه رای داور با توجه به حق و صلح صادر شود، شکایتی که اصحاب دعوا نسبت به داور می‌کنند امکان دارد اعتراض باشد برخی اوقات هم امکان دارد تقاضای صدور حکم بطلان رای داور باشد.

گاهی اوقات هم تقاضای ابطال رای داور نامیده شود. شیوه ی شکایت از رای داور  در ماده ی ۴۹۳ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر شده است.

بر اساس ماده ی ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی و نیز ماده ی ۴۹۰ تا ۴۹۳ قانون آیین دادرسی مدنی دلایل شکایت محکوم علیه از رای داور را در هفت گزینه مقرر داشته است که در این موارد رای داور باطل و امکان اجرا شدن نخواهد داشت.

علل اعتراض به رای داور :

– رای صادر شده در موضوعی که عنوان داوری نبوده صادر شده باشد.

– رای صادره از سوی داور دیرون از حدود اختیارات او صادر شده باشد.

– رای  صادر شده از سوی داور با قوانین ایجاد شده برای احقاق حق در تضاد و مخالفت با شد.

– رای داور بعد از پایان مدت داوری صادر شده و تسلیم گردیده باشد.

– رای داور با چیزی که در گذشته در دفتر اسناد رسمی به ثبت رسیده یا در دفتر املاک تنظیم شده و واجد اعتبار قانونی می باشد در تضاد باشد.

-رای از طریق داوران غیر مجاز به صدور رای منجر گردیده باشد.

– قرارداد ارجاع به داوری دارای اعتبار نباشد

این موارد که در قالب اسباب شکایت محکوم علیه از رای داور در این جا اظهار شده است موارد غیره سری می باشند و موضوعاتی درخواست ابطال رای داور مخصوص  موارد منحصردر ماده ی ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد.

بلکه امکان دارد به منظور اعتراض خود به رای داور علت اصل تناقض را در نظر بگیرد و یا جهت دلیل اعتراض آن باشد که رای داوری در جلسه صادر گردیده که زمان آن به اطلاع یکی از داوران نرسیده و داور مزبور غایب بوده است.

اعتراض به داوری
اعتراض به داوری

ابطال رای داوری :

دادگاه ها  حق ابطال رای و حکم داور را نخواهند داشت  و وجه ی همکاری و نظارتی محاکم که ترکیبی می‌باشد از نظارت و دخالت، عبارت است از ارزیابی و کنترل حکم داوری، نصب داور،  صدور قرار تامین، اجرای رای داوری، رسیدگی به جرح داور. بنابراین با این اوصاف دادگاه ها قادر نیستند بعد از باطل شدن رای داوری خودشان مستقیما رای مناسب را در موضوع پرونده صادر نمایند.

البته باید در نظر داشت دسته ای از دعاوی دعاوی ورشکستگی و نکاح و نسب و طلاق یا اموال دولتی که در موضوع ماده ۴۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر شده است و نیز موارد موضوع اصل ۳۹ قانون قانون اساسی صلح دعاوی در مورد اموال عمومی و دولتی یا ارجاع به داوری در هر خصوص منوط به تصویب هیئت وزیران می باشد و باید به آگاهی مجلس برسد.

در جایی که طرف دعوا خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس برسد و موارد مهم را قانون مشخص می کند.

بنابراین قابل رجوع به داوری نخواهند بود یا قانون‌گذار شرایط ویژه برای ارجاع به داوری تعیین کرده است. پس آزادی اراده دو طرف در رجوع به داوری با محدودیت هایی مواجه می باشد.

مدت اعتراض به رای داور :

مدت اعتراض به رای داور بر اساس ماده ی ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی طی ۲۰ روز بعد از ابلاغ رای داور از دادگاه که راجع به داوری اجازه داده یا دادگاهی که بستگی به دعوا را دارد در نظر گرفته شده است.

بر طبق ماده ی ۴۹۲ قانون آیین دادرسی مدنی در شرایطی که تقاضای ابطال رای داور بیرون از مدت ۲۰ روزه قائل شده باشد دادگاه قرار رد  درخواست را صادر می نماید و این قرار قطعی خواهد بود .

اما باید قبول کرد رایی که بر اساس یکی از علل بطلان ذکر شده در ماده ی ۴۸۹ صادر شده است حتی چنان چه در مدت زمان قانونی نسبت به عاشق شدن شده باشد باطل خواهد بود و امکان اجرا شدن را ندارد.

به بیان دیگر صدور قرار رد درخواست ابطال به سبب بیرون از مدت مقرر بودن سبب نمی شود که رای داور با وجود این که یکی از علت های درج شده در ماده ی ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی را دارد دارای اعتبار و امکان اجرا شدن باشد. 

هزینه ی اعتراض  به داوری :

به منظور اعتراض به رای داور باید درخواستی تقدیم شود. این اعتراض از دسته دعاوی غیرمالی محسوب می شود. اما دسته ای آن را جز دعاوی مالی برشمرده  و در رویه قضایی دعوای اعتراض به رای داوری مالی خواهد بود و چنان چه موضوع معامله یا تعهد مال غیر منقول درج شده باشد قیمت منطقه‌ای ملک به منظور پرداخت هزینه دادرسی معیار اعتراض و هزینه آن قرار می گیرد.

جهات اعتراض به رای داور :

رای داور درست مانند آرای قضایی از نظر های مختلفی از جمله خود قرارداد داوری و موضوع ارجاع شده و داوری و رعایت نکردن تشریفات و داوری امکان اعتراض را خواهند داشت.

اعتراض به رای داور از نظر قرارداد داوری :

رای داور وقتی درست تلقی می شود که قرارداد داوری که بر اساس آن داور مشخص شده است درست باشد. بر اساس ماده ی ۴۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی چنان چه نسبت به اصل معامله یا قراردادی که در مورد داوری بین دو طرف اتلافی حادث شود دادگاه نخست به آن رسیدگی کرده و اظهار نظر می‌کند.

بر طبق این ماده چنان چه بین دو طرف دعوا در مورد درستی و باطل بودن قرارداد داوری اختلاف نظر به وجود بیاید، دادگاه در مورد درستی یا ابطال این قرارداد تعیین تکلیف می کند و چنان چه این قرارداد داوری از نظر دادگاه باطل تلقی شود داور صلاحیت رسیدگی و صدور رای را نخواهد داشت.

اعتراض به داوری
اعتراض به داوری

اما در قراردادهای داوری بین المللی بر اساس بند ۱ ماده ۱۶ قانون تجارت بین‌الملل خود داوران باید به این نتیجه برسند که این قرارداد داوری درست است یا نه. امکان دارد مقداری دور از این باشد و این پرسش در ذهن ایجاد شود که آیا این مسئولیت را برعهده خود داور قراردادن عقلی و منطقی به نظر می رسد یا خیر؟

در جواب به این پرسش باید گفت با این روش بسیار منطقی می باشد زیرا داور با تعیین و تشخیص خود صلاحیت قرارداد را معلوم می نماید و چنان چه یکی از اصحاب دعوا با این موضوع به مشکل بر بخورد قادر است به رای داور اعتراض نماید و از اطاله ی رسیدگی نیز خودداری کند.

اعتراض به رای داور از لحاظ موضوع داوری :

بر طبق قانون آیین دادرسی مدنی دسته ای  از موضوعات امکان رسیدگی از سوی داوران را ندارند و در مورد این موضوعات چنان چه اختلافی بین دو طرف دعوا حاصل شود، باید به مرجع قضایی صلاحیت دار رجوع کنند مثلاً بر طبق ماده ی ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی دعاوی که در ادامه به آن پرداخته می‌شود امکان داوری نخواهند داشت.

از جمله دعاوی ورشکستگی و دعاوی راجع به فسخ نکاح و اصل آن و طلاق و نسب. پس با توجه به این ماده اگر دعاوی فوق به داوری رجوع داده شود و داور در مورد آن ها رای صادر کرد، رای داور امکان اعتراض خواهد داشت و باطل است

اعتراض به رای داور از لحاظ عدم رعایت تشریفات داوری :

در موضوع داوری تشریفات رسیدگی در محاکم جاری نمی باشد اما این به آن مفهوم نیست که داوری فاقد تشریفات است بلکه تشریفات ویژه ی خود را خواهد داشت.

مثلاً داور باید بی طرف بوده و مستقل باشد. بسیار مواردی که به دلیل عدم بی طرفی دسته ای  از افراد از برگزیده شدن در جایگاه داور محروم می شوند. با عنایت به ماده ی ۴۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه قادر نیست افرادی را که در زیر شاره اشده است در جایگاه داوری انتخاب کند.

-اشخاصی که سن آن ها از ۲۵ سال کمتر است.

– اشخاصی که در دعوا صاحب منفعت هستند.

– اشخاصی که با یکی از طرفین دعوا خویشاوندی سببی و نسبی تا درجه دو از طبقه ۳ دارا می باشند.

– اشخاصی که خود و همسرانشان ولی یکی از طرفین دعوا هستند.

اعتراض به داوری
اعتراض به داوری

– اشخاصی که قیم یا کفیل یا وکیل یا مباشر  امور یکی از طرفین دعوا هستند یا یکی از اصحاب دعوا مباشر امور آن ها می باشد.

– اشخاصی که با یکی از طرفین دعوا یا با افرادی که خویشاوندی نسبی و سببی تا درجه ۲ از طبقه ۳ با یکی از طرفین دعوا دارد و قبلا یا امروزه دادرسی کیفری داشته باشد.

– اشخاصی که خود یا همسرانشان و یا یکی از خویشاوندان سببی و نسبی تا درجه ۲ طبقه ۳ او با یکی از اصحاب دعوا یا زوجه یا یکی از خویشاوندان نسبی و سببی تا درجه دوم از طبقه سوم دادرسی مدنی دارد.

-کارمندان دولت در حوزه ماموریت آن ها.