رجوع از هبه|موانع و شرایط رجوع از هبه|نکات مهم در موضوع رجوع از هبه

رجوع از هبه چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی رجوع از هبه چیست؟و شرایط رجوع از هبه پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه رجوع از هبه

رجوع از هبه
رجوع از هبه

از گذشته بخشش و بخشندگی از رایج ترین فرهنگ میان ایرانیان بوده است و دارای جایگاه مقدسی می‌باشد. هبه عقدی است که در آن شخصی چیزی را به دیگری می بخشد که البته امکان دارد معوض باشد.

مفهوم عقد هبه

در تعریف عقد هبه به عنوان رایج ترین موضوع بخشش دارایی، در ماده ۷۹۵ قانون مدنی چنین تعیین شده است که هبه این است که بر اساس آن یک نفر مالی را به شکل رایگان به دیگری تملیک می نماید. تملیک کننده را واهب و شخص دیگر را متهب و مالی که مورد هبه است را موهوبه می گویند.

به منظور تحقق عقد هبه به دو رکن مادی و ارادی نیازمند می باشد. اولا مالکیت واهب به مالکیت متهب واگذار شود، بی آن که عوضی در میان باشد. ثانیاً باید واهب قصد  هدیه دادن و بخشیدن و یا تملک مجانی داشته باشد نه این که قصد او پرداخت دین و وفای به عهد باشد. هبه مفهومی گسترده تر از صدقه و هدیه و جایزه دارد.

صدقه هدیه‌ای است که در آن قصد قربت می شود.

هدیه نوعی هبه  است که در آن مال موهوبه از جایی به جای دیگر انتقال داده می‌شود تا با هدف احترام دیگری به او تقدیم شود. به همین سبب هدایا راجع به اموال منقول استفاده می شود.

جایزه نوعی  هبه  می باشد که از طرف مقام والاتر با هدف تشویق شخص دیگر صورت می پذیرد.

مفهوم رجوع از هبه

رجوع از جمله اعمال حقوقی یک طرفه محسوب می شود که تنها با اراده رجوع کننده صورت می‌گیرد. بنابراین رجوع یک نوع ایقاع است .پس باید در آن هدف انشا برقرار باشد. همچنین رجوع به آینده نظارت دارد و عمل حقوقی را از زمان انعقاد باطل نخواهد ساخت. قانونگذار در موضوعاتی مثل وصیت و هبه و طلاق از رجوع به منظور به هم زدن عمل حقوقی استفاده کرده است.

بر اساس قانون عقد هبه به صورت نمی گیرد جز با قبول متهب و قبض او . با عنایت به تعریف فوق تا زمانی که متهب مال را دریافت نکرده باشد عقد هبه انعقاد نمی یابد. پس رجوع هم موضوعیت ندارد و واهب قادر است هر موقع که تمایل داشته باشد مال را مسترد کند. چنان چه  عقد هبه منعقد شود و عین موهوبه دریافت شده باشد واهب در شرایطی قادر است از عقد رجوع کند و مال موهوبه را مسترد دارد که دو شرط محرز شود.

رجوع از هبه
رجوع از هبه

– عین موهوبه وجود داشته باشد و حق رجوع واهب زایل نشده باشد.

-در شرط دیگر اگر مال موهوبه   زایل شده باشد دیگر نمی توان از آن رجوع کرد .

روند رسیدگی به دعوای رجوع از هبه

به منظور آن که واهب قادر باشد مالی را که هبه کرده مسترد کند اول باید در دادگاه، دعوای رجوع از هبه را مطرح نماید. اقامه ی دعوای رجوع از هبه به واسطه ی دادخواست رجوع از هبه میسر است. به همین سبب خواهان یا واهب باید مشخصات خود و گیرنده را روی دادخواست نگارش نموده و مشخصات هبه را نیز درج کند. پرداخت هزینه ی دادرسی هم ضرورت دارد. بعد از آن دادگاه به پرونده دادرسی می کند. تکلیف واهب هم هم آن است که در دادگاه اثبات کند که همچنان از حق رجوع از هبه بهره‌مند است و موارد عدم امکان رجوع از هبه امکان پذیر نیست.

موارد عدم امکان رجوع در عقد هبه

در عقد هبه اصل بر آن است که واهب قادر می باشد بعد از انعقاد عقد از آن رجوع کند. پس رجوع از هبه به وسیله ی شخص واهب امکان‌پذیر است و در صورت فوت او رجوع میسر نمی باشد. در مواردی که در زیر شرح داده می شود واهب حق رجوع از هبه را نخواهد داشت.

-اگر عین موهوبه تلف شود. همان طور که قبلاً اشاره شد در مواردی رجوع امکان پذیر است که موضوع معامله پابرجا باشد . چون بر اثر رجوع واهب  باید مال موهوبه را پس بگیرد. در این خصوص در ماده ۸۰۳ قانون مدنی ذکر شده است که بعد از قبض نیز واهب قادر است با بقای عین موهوبه از هبه رجوع نماید. پس بر اساس مفهوم مخالف این ماده با اتلاف عین موهوبه، رجوع میسر نیست.

-در شرایطی که مورد هبه  پدر یا مادر یا فرزندان واهب باشند. هبه به این دسته از افراد انجام شود ضرورت خواهد داشت و نمی‌توان از آن رجوع کرد. مقصود از فرزندان، فرزندان فرزندان و هر آن چه که پایین‌تر برود نیز می باشد. بنابراین اگر متهب وراث طبقه اول از هر مرتبه‌ای باشند عقد هبه یک عقد لازم می شود و لذا رجوع از آن ممکن نمی باشد. پدربزرگ و مادربزرگ چه پدری چه مادری و نیز همسر شامل این موضوع نخواهد شد و چنان چه متهب این اشخاص باشند واهب قادر است از آن ها رجوع کند.

-در صورتی که هبه  معوض باشد و  عوض آن پرداخت شده باشد. بنابراین در هبه با  شرط عوض هبه به عقد لازم تبدیل می‌شود و نمی‌توان نسبت به آن رجوع کرد. اما در شرایطی که شرط انجام نشود واهب قادر است از هبه رجوع کند.

-در صورتی که عین موهوبه از ملکیت تهب خارج شود. چنان چه متمتهبعهد مال موهوبه را به شخص دیگری انتقال دهد و بفروشد یا صلح کند یا هبه کند، امکان رجوع از هبه جاری نیست. نکته قابل توجه این که اگر موهوبه پس از انتقال به دیگری دوباره به مالکیت متهب برگردد حق رجوع به وجود نمی آید. زیرا با خروج نخستین آن مال از مالکیت متهب، حق رجوع از بین رفته است.

رجوع از هبه
رجوع از هبه

-در صورتی که عین موهوبه متعلق حق غیر قرار بگیرد. اگر عین موهوبه متعلق حق غیر واقع شود چه قهرا مانند اینکه متهب بر اثر افلاس یا ورشکستگی یا حجر مانع از دخالت  در اموالش شود چه اختیاری مثل این که این موضوع را به شخص دیگری به رهن در آورده باشد یا حق انتفاع و ارتفاق از آن دیگری شود، حق رجوع از بین می رود.

-در صورتی که در عین موهوبه تغییر ایجاد شود. مقصود از تغییر عین موهوبه آن است که یک دگرگونی در عین موهوبه انجام شود نه تغییر ماهیت آن. پس چنان چه موهوبه یک شمش طلا باشد و تبدیل به یک گردنبند شود ماهیت هر دو یکی است. اما چون تغییر صورت گرفته حق رجوع از بین می رود.

-پس از فوت واهب یا متهب رجوع میسر نمی باشد. بنابراین اگر بعد از آن که عقد هبه تشکیل شد یکی از دو طرف فوت کنند حق رجوع از بین خواهد رفت. چون رجوع قائم به شخص است و به ارث نمی رسد.

-اگر داین طلب خودش را به مدیون هبه بکند حق رجوع نخواهد داشت. هبه ی دین به شخص مدیون و شخص دیگری غیر از مدیون امکان پذیر است. این هبه  از جمله انواع عقد لازم می باشد و در آن حق رجوع برقرار نیست.

-اگر شخصی مالی را به عنوان صدقه به دیگری بپردازد حق رجوع نخواهد داشت. این موضوع در مورد ۸۰۷ قانون مدنی به طور کامل شرح داده شده است.

اثبات رجوع از هبه در دادگاه

وقتی عقد هبه بین واهب و متهب انعقاد می یابد و ملک به متهب واگذار می‌شود. چنان چه عین  موهوبه یعنی ملک وجود داشته باشد واهب یا شخصی که هبه کرده است قادر است از آن رجوع نماید و بعد از رجوع به منظور اثبات آن دادخواست تایید رجوع از هبه را اقامه کند. اعلام رجوع از هبه با هر شکلی موثر است. اما بهتر آن است که به واسطه ی اظهارنامه رسمی صورت بگیرد.

واهب که ملک را هبه کرده و اکنون نادم و پشیمان است و از هبه رجوع کرده است  خواهان دعوا تلقی می شود و متهب خوانده می باشد. در صورتی که موضوع هبه ملکی باشد، دادگاه محل قرار گرفتن ملک، صالح به رسیدگی به دعوای رجوع از هبه است. وگرنه دادگاهی که عقد هبه در آن حوزه صورت گرفته و دادگاه محل اقامتگاه خوانده، صلاحیت رسیدگی را دارند. شیوه ی اجرای رای نیز بدین صورت است از زمانی که واهب از مال موهوبه ی خود رجوع نماید رجوع از هبه  آشکار شده است و همین طور که از اسم دعوا معلوم است واهب فقط برای تایید و اعلام آن دادخواستی را تقدیم می کند. پس نیازمند حکم اجراییه نمی باشد.

رجوع از هبه
رجوع از هبه

تفاوت های حق رجوع با حق فسخ

-حق رجوع قائم به شخص واهب می باشد و قابل به ارث رسیدن نیست و در صورتی قابل اعمال می باشد که متهب زنده باشد. اما حق فسخ در معامله، حقوق مالی تلقی می‌شود و قابل توارث می‌باشد و فوت طرف مقابل عقد، اثری در آن نخواهد داشت.

-حق رجوع در شرایطی امکان پذیر است که موضوع هبه وجود داشته باشد و با رجوع عمل حقوقی از بین می‌رود تا عین مال برگردانده شود. بنابراین اگر این مال تلف شده باشد رجوع میسر نمی باشد. اما در فسخ عقد تلف عوضین   مانع فسخ نمی باشد و در این حالت مثل یا قیمت مال تلف شده برگردانده خواهد شد.

رجوع به منظور انحلال عقد مثل وصیت و هبه و نیز انحلال ایقاع مثل طلاق استفاده می‌شود. اما فسخ فقط برای انحلال عقد کاربرد دارد.