توقیف دادخواست|آثار توقیف دادرسی|اعتراض به قرار توقیف دادرسی

توقیف دادخواست چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی توقیف دادخواست چیست؟ و نکات مهم توقیف دادخواست پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

 مقدمه توقیف دادخواست

توقیف دادخواست
توقیف دادخواست

هر فردی در هر جامعه باید با عنایت به آیین دادرسی آن جامعه دعوای خویش را اقامه کند که از اصول و مقررات نخستین اقامه شکایت می باشد. مثلاً چنان چه شخصی تمایل دارد شکایت کند باید بداند به کدام مرجع رجوع می نماید و بعد از رجوع به چه شکل دعوای خود را ایراد کند. در کشور ایران چنان چه دعوا از دسته دعاوی حقوقی باشد شخصی که تمایل به شکایت دارد باید خواسته خود را در یک برگه ویژه به اسم دادخواست نگارش کند و اگر دعوا کیفری باشد باید از شکوائیه بهره ببرد.

دادخواست هم فرم و برگ چاپی ویژه ای است که شخص آن را از دفاتر خدمات قضایی تعیین نموده و حق خود را در آن مندرج می نماید. در دادخواست معلوم می‌شود که شخص با تقدیم آن خواسته خود را که اصولاً دریافت حق است ایراد می نماید . به شخصی که دادخواست را می‌دهد خواهان گفته می‌شود و فردی که این دادخواست به ضرر او تنظیم شده خوانده خواهد بود.

در هر حال باید اشاره داشت که تنظیم و نگارش دادخواست بسیار اهمیت دارد و اگر اشتباهی در آن وارد شود در قضیه اثر می گذارد و به همین سبب در قانون آیین دادرسی مدنی شرایط دادخواست به شکل کامل شرح داده شده است. یک دادخواست باید چه شرایطی را برخوردار باشد تا مورد پذیرش مرجع قضایی قرار بگیرد؟ اگر شرایطی که در قانون اظهار شده است در تنظیم یک دادخواست مورد رعایت قرار نگیرد و دادخواست رد شود، منجر به توقیف آن خواهد شد که در این مقاله به آن پرداخته شده است.

توقیف دادرسی به مفهوم توقف دادرسی می باشد و از جمله موضوعاتی است که برخی اوقات در دسته ای از پرونده های قضایی ضروری می باشد. توقیف دادرسی پرسش‌هایی را به ذهن می‌رساند. سوالاتی مثل این که توقیف دادرسی در چه شرایطی میسر است؟ قرار توقیف دادرسی در قانون به چه ترتیب است؟ یا قرار توقیف دادرسی در امور کیفری به چه شیوه انجام می‌شود؟ در این مقاله سعی بر آن شده که با اهمیت‌ترین پرسش‌ها در این خصوص پاسخ مناسب داده شود.

مفهوم توقیف دادرسی

توقیف دادخواست
توقیف دادخواست

توقیف در معنای لغوی به مفهوم متوقف کردن است. به همین سبب توقیف دادرسی به مفهوم توقفی می باشد که در روند رسیدگی و دادرسی به وجود می‌آید. این نکته را هم باید در نظر داشت که این توقف امکان دارد بر اساس طرفین دعوا انجام شود. یا بر اساس خواسته دعوا صورت گیرد که در ادامه ی این مقاله به این موضوع به طور جداگانه پرداخته شده است. قانونگذار بر اساس ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی موضوعاتی را که باعث صدور قرار توقیف دادرسی با توجه به اصحاب دعوا می شود را مقرر نموده است.

بدین ترتیب که اگر یکی از اصحاب دعوا فوت نماید یا محجور شود یا سمت یکی از آن ها به دلیل آن سمتی که وارد دادرسی شده است از بین برود دادگاه رسیدگی را به شکل موقت متوقف نموده و موضوع را به طرف مقابل اعلام می کند. بعد از آن که جانشین تعیین شد و تقاضای ذینفع صورت گرفت روند دادرسی تداوم می‌یابد. جز این که فوت یا حجر یا زوال سمت یکی از طرفین دعوا اثری در دادرسی راجع به دیگری نداشته باشد که در این خصوص دادرسی نسبت به دیگران استمرار می یابد. قانونگذار با توجه به ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی شرایط اصحاب دعوا را از جمله دلایل توقیف دادرسی می‌شناسد و نیز قانونگذار در ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی نیز به توقیف دادرسی که حاصل از خواسته دعوا می باشد اشاره کرده است.

آثار توقیف دادرسی

توقیف دادرسی آن است که دادرسی را به شکل موقت متوقف می‌کند که البته علت  آن که دادرسی متوقف می شود بسیار مهم است. زیرا که اگر توقیف دادرسی در مورد اصحاب دعوا باشد با زمانی که توقیف دادرسی در مورد علت خواسته دعوا عنوان می‌شود دارای آثار متفاوت خواهد بود . برخی اوقات توقیف دادرسی حاصل از اصحاب دعوا باعث سقوط دعوا می شود و برخی اوقات دادرسی متوقف خواهد شد و اگر حاصل از خواسته دعوا باشد در شرایطی امکان صدور قرار رد دعوا جاری خواهد بود.

توقیف دادرسی ناشی از شرایط اصحاب دعوا

شرایط اصحاب دعوا در سه مورد سبب توقیف دادرسی می شود که در ادامه به آن پرداخته شده است؛

فوت یکی از طرفین دعوا

اگر یکی از دو طرف دعوا در جریان و روند دادرسی از دنیا برود دادرسی با قرار توقیف آن متوقف خواهد شد تا جانشین اصحاب دعوا به قائم مقامی متوفی دادرسی را تداوم بخشد که باید در نظر داشت در این موارد امکان دارد فوت اصحاب دعوا در دعاوی قائم به شخص اتفاق بیفتد که در این صورت دعوا از بین رفته و دادرسی با قرار سقوط دعوا متوقف می‌شود. اما اگر فوت قائم به شخص نباشد، دادرسی تا تعیین جانشین متوقف خواهد شد. در این خصوص باید مراتب توقف دادرسی از طریق اخطاریه به شخص مقابل ابلاغ شود. اما قرار توقیف دادرسی نیازمند ابلاغ به اصحاب دعوا نمی باشد و فقط با هدف اطلاع رسانی یک اخطاریه ارسال می شود.

حجر یکی از طرفین دعوا

توقیف دادخواست
توقیف دادخواست

محجوریت مورد تعریف قانونگذار قرار گرفته است. از نظر مقنن محجور به شخصی اطلاق می شود که عاقل و بالغ و رشید نباشد. با توجه به آن چه که اظهار شده است چنان چه محجوریت در روند دادرسی جاری گردد می توان دریافت که  محجور بالغ بوده و وارد روند دادرسی شده است. پس مقصود از محجوریت جنون و سفاهت در جریان دادرسی می باشد.

البته باید در نظر داشت که موضوع محجوریت یک موضوع نسبی می باشد. پس اگر دعوایی که طرح شده است در امور غیر مالی صورت گرفته و یکی از دو طرف در روند دادرسی سفیه شود این محجوریت باعث توقیف دادرسی نخواهد شد. اما اگر سفاهت در روند دادرسی به سبب امور مالی اتفاق بیفتد باعث توقف دادرسی می شود و این موضوع از طریق اخطاریه به طرف مقابل اطلاع داده خواهد شد.

وضعیت اصیل یا نماینده در روند دادرسی

نماینده شخصی می باشد که به جانشینی اصیل به دعوا وارد می‌شود و آن را اقامه خواهد کرد و ولی قهری و قیم و وصی، نماینده تلقی می‌شوند که در شرایطی که در روند دادرسی عزل شوند سمت آن ها در دادرسی از بین خواهد رفت و دادرسی تا تعیین جانشین متوقف خواهد شد و مراتب توقیف دادرسی بر اساس اخطاری به طرف مقابل اطلاع‌رسانی می‌شود. نکته ای که باید حتماً در این خصوص یادآوری نمود آن که از بین رفتن سمت مدیر آن شخص حقوقی و از بین رفتن سمت وکلا و نمایندگان دستگاه‌های اجرایی باعث توقیف دادرسی نخواهد شد و سمت وکیل دادگستری فقط در شرایطی متوقف می‌شود که او استعفا دهد. در این خصوص به مدت یک ماه باید دادرسی تا معرفی وکیل جدید متوقف شود.

اعتراض به قرار توقیف دادرسی

قرار توقیف دادرسی امکان اعتراض نخواهد داشت و به اصحاب دعوا هم ابلاغ نمی‌شود . با توجه به این که نیازمند ابلاغ نیست نیازی به پاکنویس کردن و دادنامه قرار گرفتن آن هم نمی باشد و کافی است که قاضی محکمه موضوع توقیف را در صورت جلسه تعقیب کند و  به وسیله ی اخطاریه توقیف دادرسی را به دو طرف اطلاع رسانی نماید.

توقیف حاصل از اناطه

وقتی توقیف دادرسی در نتیجه اناطه  انجام شود، در حقیقت یکی از موارد توقیف دادرسی صورت گرفته است. قانون گذار بر اساس ماده ی ۱۹ آیین دادرسی مدنی بعد از تعریف اناطه ، آن را از جمله موارد توقیف دادرسی  تلقی نموده است. رسیدگی به دعوا مشروط به اثبات ادعایی می باشد که دادرسی آن در صلاحیت دادگاه دیگری قرار بگیرد. رسیدگی به آن دعوا تا زمان تصمیم‌گیری از مرجع صلاحیت‌دار متوقف خواهد شد. در این خصوص خواهان وظیفه دارد در طی مدت یک ماه در دادگاه صالح دعوا را اقامه کند و رسید آن را به دفتر دادگاه رسیدگی‌کننده عرضه نماید و گرنه قرار رد دعوا صادر شده و خواهان قادر است بعد از اثبات ادعا در دادگاه صالحه اقامه دعوا کند.

توقیف دادخواست
توقیف دادخواست

صدور قرار اناطه وقتی اتفاق می‌افتد که دادگاه رسیدگی کننده به یک موضوع در بین دادرسی با موردی برخورد کند که از صلاحیت او بیرون باشد و لازمه ی آن رسیدگی در یک محکمه دیگر بوده است. به همین جهت دادرسی را به شکل موقت به مدت یک ماه متوقف می‌کند و از خواهان درخواست می نماید که دعوا را در دادگاه صالح طرح کند و در نهایت نتیجه را به منظور تصمیم‌گیری نهایی به دادگاهی که دادرسی در آن مورد توقف قرار گرفته است ارائه کند تا بدین ترتیب دادگاه مزبور قادر به تصمیم‌گیری شود و در این خصوص دو اتفاق حادث می‌شود؛

خواهان دعوای مذکور را در دادگاه صلاحیت دار که بدان علت، دادرسی متوقف شده تقدیم می نماید که در این خصوص رسیدگی به دعوای اصلی و تعیین تکلیف قطعی دعوای مذکور در دادگاه صلاحیتدار متوقف خواهد شد. دوم این که خواهان در مدت زمان تعیین شده از سوی دادگاه  کوتاهینمی کند و در مهلت انجام شده اقدامات لازم را انجام نمی دهد که در این خصوص نیز بعد از پایان یک ماه قرار رد دعوا راجع به دعوای طرح شده صادر می‌شود.