اهلیت تمتع واهلیت استیفا|شرایط اهلیت|موارد اهلیت|نکات مهم

اهلیت تمتع واهلیت استیفا چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی اهلیت تمتع واهلیت استیفا چیست؟ و نکات مهم اهلیت تمتع واهلیت استیفا پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه اهلیت تمتع واهلیت استیفا

اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
اهلیت تمتع و اهلیت استیفا

در تعریف اهلیت آمده که به مفهوم شایستگی است ودر حوزه حقوقی به مفهوم قدرت قانونی  یک فرد است  که با استفاده از آن می تواند مال را صاحب شود و در آن  ها دخل وتصرف نماید.پس اهلیت یعنی توان قانونی یک فرد  جهت داراشدن حق و اجرای آن. حال اگر این توانایی جهت صاحب مال شدن باشد اهلیت تمتع خواهد بود و اگر توانایی صاحب حق شدن باشد اهلیت استیفا گویند. که در  این مقاله سعی می کنیم  به این دو مفهوم

بپردازیم  و فرق میان آن دورا شرح می دهیم.

مفهوم اهلیت تمتع

لیاقت یک فرد برای صاحب حق شدن را اهلیت تمتع می گویند. بنابراین افراد فقیر  و یا افراد مجنون  از این نوع اهلیت بهره مند هستند یعنی شایسته ی دریافت حق هستند به عنوان مثال یک مجنون می تواند مالک چیزی شود  یا صغیر می تواند از کسی طلبکار شود.

در ماده 956 قانون مدنی هم مقرر شده (اهلیت برای دارا بودن حقوق بازنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود”) و نیز اضافه می کند” هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود” پس اصل بر این است که هر کس اهلیت تمتع دارد حتی یک جنین در شکم مادر  کافی است زنده به دنیا بیاید. نتیجه آن که همین که شخص زنده به دنیا آمد از این اهلیت برخوردار است .

اگر جنینی متولد شود و فقط چند دقیقه زنده باشد و پس از آن بمیرد به واسطه همان چند دقیقه از اهلیت برخوردار می شود و وقتی فوت کرد حقوق و اموالش به ورثه ی وی منتقل می شود البته در ابن مورد بین فقها اختلاف نظر وجود دارد به نظر عده ای از آن ها فقط چند دقیقه حیات بعد از تولد برای اهلیت تمتع داشتن کافی نیست بلکه باید به طور ذاتی مستعد زندگی باشد. پس اگر جنین متولد شد اما عرفا بدانیم تا دقایقی دیگر فوت می کند حق تمتع نخواهد داشت ولی در قانون مدنی اعتقاد بر این است که حتی یک لحظه هم که نوزاد زنده باشد برای برخورداری از اهلیت تمتع کافی است.

اهلیت تمتع و موارد استثنای آن

اگر بپذیریم که هرشخصی با زنده متولد شدن دارای اهلیت تمتع است باید استثناهای آن را هم قبول نماییم. برخی افراد به جهاتی این شایستگی را نخواهند داشت. پس این امکان وجود دارد که برخی افراد از حقوقی به حکم قانون مجروم هستند.البته این نکته راباید در نظر گرفت که این سلب حقوق فقط به حکم قانون انجام می شود.  در این جا به همان موارد استثنا می پردازیم :

در ماده 961 قانون مدنی هم تصریح شده و چنان که از آن بر می آید 1- حقوقی وجود دارد که قانون آن ها را صرفا از آن اتباع ایرانی می داند و به طورمشخص تصریح می کند که این حقوق شامل اتباع خارجی نیست.2- حقوقی که مربوط به احوال شخصی است و این بار دولت متبوع تبعه خارجه آن ها را نپذیرفته است.3- حقوق مخصوصه ای که فقط ازدید جامعه ایرانی ایجاد شده باشد.

اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
اهلیت تمتع و اهلیت استیفا

نتیجه آن که اتباع خارجی در این موارد شایستگی دریافت حق نیستند و البته این امکان هم وجود دارد برخی کسانی که تابعیت را دریافت نموده اند  حقوقی از آن ها سلب شود که در این حالت از اتباع بیگانه هم سلب

می شود.  مورد سوم در شرح این ماده  حقوقدان برای مصداق آن اصطلاح حق شفعه را به کار می برند که نوعی حق است  که قانون گذار در مالی غیر منقول برای شریک قائل می شود که هنگام فروش سهم معنا پیدا می کند. اگر بخواهیم خلاصه مفهوم آن را توضیح دهیم باید بگوییم حق شفعه حقی است که برای شرکای یک مال منقول ایجاد می شود و شریک دیگر نمی تواند سهم شریک دیگر را به ثالث  بفروشد مگر آن که شریکش نخواهد آن سهم را بخرد. نمونه دیگر بیگانگان هستند که در ایران اقامت دارند این ها  در مالکیت خانه و زمین در ایران محدودیت دارند و حق ندارند مالک زمین های مزروعی شوند.

البته لازم به تذکر است که در این بین برخی از ایرانیان هم از برخی حقوق محروم هستند مثلا طفلی که از زنا به دنیا می آید  قابل نسبت به زانی نیست و ورثه او هم محسوب نمی شود. از موارد استثنا دیگر  کارکنان دولت و محرومیت آن ها درمعاملات دولتی است و این را قانون تعیین نموده که هرگونه دخل و تصرف کارکنان دولت در معاملات دولتی ممنوع است. نمونه دیگرقیم می باشد که از معامله با موله علیه خویش نمی تواند معامله کند  در ماده1240 قانون مدنی هم آمده است: قیم نمی تواند به سمت قیمومت از طرف مولا علیه با خود معامله کند اعم از این که مال مولي علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد”.

مورد دیگر که درماده 881 مکرر قانون مدنی هم ذکر شده این که شخص کافر  از مسلمانان ارث نمی برد. این موضوع هم از موارد استثنا می باشد . صغیر مجنون سفیه نمی توانند قیم باشند درنتیجه اهلیت تمتع را هم

نمی توانند داشته باشند نماینده آن ها هم همین وضعیت را خواهند داشت.  هر شخص حقوقی نمی تواند جدا از هدف خود فعالیت کند و اقدامات حقوقی انجام دهد. انجمن  هایی که هدفشان نیکوکاری است  قادر نیست تجارت کند یا اگر هدفش فعالیت غیرانتفاعی باشد اهلیت تمتع برای انجام تجارت نخواهد داشت.

مفهوم اهلیت استیفا

قبلا اشاره کردیم  اهلیت استیفا  به معنای  داشتن شایستگی جهت اجرای حقوق مدنی  خود شخص می باشد.

گاهی شخصی قانونا شایستگی کسب حق را داردو می تواند طرف حق قرار بگیرد یعنی شایسته برخورداری از اهلیت استیفا است  اما قادر نیست خودش بدون دخالت دیگری حقش را اعمال کند. درماده 958 قانون مدنی هم این موضوع تصریح شده است: هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اعمال و اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد” قسمت دوم این ماده مربوط به اهلیت استیفا می باشد.  قبلا هم اشاره کردیم صغیر و مجنون می توانند ماک شوند یا طلبکار باشند و این اهلیت را ندارند که حق خود را اعمال کنند و حتما باید نماینده قانون یآن ها در ایم امر دخیل باشد. مثلا

نمی توانند مال خود را بفروشند یا اجاره دهند یا طلب خود را از بدهکار بگیرند. کسی که در چنینوضعیتی قرار می گیرد محجور خواهد بود و شرایط عدم اهلیت استیفا را حجر گویند .

حجر به معنای  بازداشتن است و به همین دلیل  کسی که اهلیت استیفا ندارد را محجور می گوییم  در واقع قانون گذار به محجور اجازه نمی دهد که در امور خود  دخالت کند و اعمال حقوق   مثل خرید و فروش را انجام دهد. علت این امر آن است که صغیر به خاطر سن کم یا مجنون به دلیل عدم تشخیص خوب از بد توان اداره امور را نخواهد داشت بنابراین نمی تواند امور را اداره کند. و آزادی شخص محجور در معامله ها به ضرر او خواهد بود  حت4ی در مواردی اموال او را از بین خواهد برد.5

چگونگی اهلیت در معاملات

اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
اهلیت تمتع و اهلیت استیفا

مطابق ماده 190 که شرایط اساسی صحت معاملات  را توضیح می دهد برای انجام هر معامله ای دو طرف نیاز به اهلیت دارند. همه ما می دانیم در حوزه حقوق صحت هر معامله بسته به شرایط ذیل است:

قصد و رضای طرفین، اهلیت طرفین، موضوع معین، مشروعیت جهت معامله .پس در قانون صراحتا این شرط برای صحت معامله 0ذکر شده که باید طرفین دارای اهلیت باشند. که اگر باشد معامله باطل است.

در ماده 210 قانون مدنی هم اشاره شد: متعاملین باید برای معامله اهلیت  داشته باشند. منظور از این اهلیت اهلیت استیفا می باشد.

شرایط اهلیت

شخصی که اهلیت دارد واجد چه شرایطی است؟ تفاوت شخص اهلیت دار و بدون اهلیت چیست؟

شخصی که دارای اهلیت است شرایطی دارد شامل:- بالغ و عاقل و رشید که در ماده 211 قانون مدنی هم از آن یاد شده است.

1- بلوغ : فردی که به سن معین رسیده است، شخصیت او در این سن شکل می گیرد همین که محرز شود که به رشد رسیده  و حجر ندارد یعنی اهلیت داردو قادر است در اموال و حقوق خود دخالت کند. در فقه اسلامی معیارهایی گوناگونی ذکر شده اما در قانون ایران تنها ملاک برای تشخیص  بلوغ اشخاص  و تمایزآن از غیر بالغ معیار سن است که برای پسران 15 سال تمام و برای دختران 9سال تمام و شخصی که به این مرحله رسیده بالغ خواهد بودقبل از این سن صغیر استپس صغیر کسی است که به بلوغ نرسیده وشامل صغیر ممیز و غیرمیز. صغیر ممیز کسی است که که به سن بلوغ نرسیده  ولی به حدی از عقل رسیده که توانایی تشخیص خوب و بد و نیز سود و زیان رادارد ولی برخلاف آن صغیر غیر ممیز که این توانایی را ندارد حتی در حد بسیار معمول و ابتدایی هم نمی تواند تشخیص دهد مثل کودک 3 ساله.

رشد:به معنی قدرت تشخیص و سنجش نفع و زیان اقتصادی. به کسی رشید می گوییم که دارای قدرت برای تفکر درباره اداره وضع مالی خود داشته باشد. شخصی که این توانایی را ندارد سفیه خواهد بود . سفیه قدرت  سنجش سود و زیان اقتصادی را ندارد. برای این که بتوان رشد را اثبات نمود در قانون مدنی سن معینی تعیین نشده است. این نکته که می گوییم 18 سالگی نشانه ای از رشد است  منظور این است که شخصی که به این سن رسیده رشید است مگر این که خلاف آن ثابت شود. و شخصی که به 18 سالگی نرسیده سفیه خواهد بود

اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
اهلیت تمتع و اهلیت استیفا

بنابراین اگر 20ساله ای داشتیم که بتوانیم عدم رشد اورا ثابت کنیم رشید خواهد بود و کسی که 18 ساله نیست و 15 ساله است اگر رشد او ثابت شود رشید خواهد بود.

عقل: مفهوم آن یعنی قدرت تفکر و آگاهی از اموراطراف. برای این که اهلیت محقق شود عقل باید وجود داشته باشد.عقل به معنای نیروی فکری که شخص بتواند با ان امور اطراف خود را و رفتار و کردارخود را تنظیم نماید

کسی که عقل نداردمجنون است این جنون یا دائمی است یا ادواری  یعنی به صورت دوره ای مجنون می شود گاهی سالم است گاهی مجنون می شود.