فرجام خواهی|آثار فرجام خواهی|مهلت فرجام خواهی

فرجام خواهی چیست؟

وب سایت حقوقی یاروکیل به معرفی و بررسی تخصصی فرجام خواهی چیست؟و شرایط فرجام خواهی پرداخته تا به بهترین نحو شما را از حق و حقوقتان آگاه سازد.

مقدمه فرجام خواهی :

فرجام خواهی
فرجام خواهی

تا به حال امکان دارد در حوزه حقوقی با اصطلاح فرجام خواهی مواجه شده باشید اما هنوز مفهوم درست و واضح از آن را نشناسیم که چه زمانی می‌توان از دادگاه درخواست فرجام‌خواهی نمود. دسته ای از افراد بر این باورند که فرجام خواهی همان تجدیدنظرخواهی می باشد.

اما باید اشاره داشت که این دو اصطلاح کاملاً با هم فرق دارند و موارد استفاده آن ها هم متفاوت است. فرجام خواهی در قانون شرایط و قوانین خاص خود را خواهد داشت و راجع به فرجام خواهی هم مقررات ویژه‌ای در نظر گرفته شده است. در این مقاله سعی شده به این مفهوم و شرایط آن پرداخته شود.

مفهوم فرجام خواهی :

دیوان عالی کشور تکلیف دارد تا به منظور عملی نمودن صحیح قوانین نظارت کند. بنابراین در فرجام خواهی این وظیفه بر عهده ی دیوان عالی کشور است. مقصود از دادرسی فرجامی در ماده ی ۳۶۶ قانون دادرسی چنین مقرر شده است که؛ فرجام خواهی به معنای تطابق یا عدم تطابق رای فرجام خواسته شده با قوانین و مقررات قانونی می باشد.

در این خصوص دیوان عالی کشور رای صادر شده از سوی دادگاه ها را در این هنگام مورد دادرسی قرار می‌دهد و حکم به  مفهوم اخص کلمه صادر نمی شود. به عبارت دیگر در دیوان عالی کشور رای فرجام خواسته شده را نقض می نماید اما در صورتی که این رای رد شود از آن جایی که دارای صلاحیت رسیدگی به ماهیت دعوا نمی باشد پرونده را برای صدور رای صحیح و شایسته به مرجع قضایی ارسال می کند که در پایین تر از آن واقع شده است.

تفاوت فرجام خواهی و تجدید نظر خواهی :

به منظور آن که از احکام صادر شده شکایت شود از شیوه های بسیار ویژه در زمینه فرجام های استفاده می شود. این موضوع را باید یادآور شد که شیوه ی شکایت اصلاحی برابر با فرجام‌خواهی می باشد.

دیوان عالی کشور از دسته با اهمیت ترین سازمان های قضایی در ایران می باشد. مرجع قضایی صالح در دادرسی به پرونده نمی باشد تا قادر شود قضاوت یک پرونده را دوباره عهده‌دار شود.

فرجام خواهی
فرجام خواهی

بنابراین فرجام‌خواهی از این نظر با تجدید نظر خواهی فرق می‌کند. تجدیدنظرخواهی روش اصلاحی می باشد. منظور از شکایت های اصلاحی آن بخش از شکایت‌ها می باشد که وقتی پرونده‌ای با اعتراض مواجه می‌شود این پرونده از سوی دادگاه دیگری مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. فرجام‌خواهی بدین ترتیب می‌باشد.

فرجام‌خواهی به مفهوم روش شکایت عدولی نمی‌باشد و مقصد شکایت عدولی آن است که پرونده یک بار دیگر در همان دادگاه مورد ملاحظه واقع شود و دادگاه قادر است رایی را دوباره صادر نماید و از رایی که قبلا صادر کرده سرپیچی کند و عدول نماید.

احکام قابل فرجام خواهی :

مقصود از احکام و آراء قابل فرجام آن دسته از احکام می باشد که در قانون به صراحت ذکر شده و آن ها را قابل فرجام می‌گویند. آرایی که در دادگاه تجدید نظر ارائه شده است اساس آن فرجام ناپذیری می باشد.

بنابراین فقط آن بخش از احکامی در دادگاه تجدید نظر امکان فرجام دارند که در قانون تصریح شده باشد. دسته ای از این آرا همان دعوای غیر مالی می‌باشد که شامل دعاوی فسخ نکاح و طلاق و ازدواج و وقف و نسب و حجر می باشد.

آیا فسخ نکاح و انحلال نکاح یکی هستند انحلال نکاح به چه معناست برای پاسخ این سوالات مقاله انحلال نکاح را مطالعه نمایید.

آن بخش از دعاوی مالی که در دادگاه بدوی صادر شده است و برای آن ها تجدید نظر انجام شده امکان فرجام خواهی نخواهند داشت. بنابراین برای آن قسمت از آرایی که در دادگاه تجدیدنظر صادر شده و راجع به دعاوی مالی می باشد می توان فرجام خواهی نمود.

آرای قابل فرجام دادگاه بدوی :

بر اساس قانون چنان چه در دادگاه های بدوی رایی صادر شده باشد و راجع به دعاوی مالی باشد اگر مورد تجدید نظر قرار نگرفته باشد امکان فرجام خواهی در دیوان عالی کشور را دارد. این نکته را هم باید در نظر داشت که مبلغ دعاوی مالی باید بیشتر از ۲۰ میلیون ریال باشد.

اما در مورد احکامی که در زمینه ی دعاوی غیرمالی صادر می‌شوند فقط دعاوی که موضوع آن ها راجع به نکاح و پس از آن و حجر و وقف و حبس و تولیت و ثلث می باشد در دیوان عالی کشور امکان فرجام خواهی دارد.

بین دعاوی غیر مالی که امکان فرجام برای آن ها وجود دارد و از دادگاه بدوی و تجدیدنظر صادر می شود تفاوتی که جاری می باشد این است که دعوی ثلث و تولیت و حبس فقط چنان چه دادگاه بدوی نسبت به آن ها دادرسی نموده و صدور کرده باشد و مورد تجدید نظرخواهی هم قرار نگرفته باشد، قابل فرجام خواهی خواهند بود.

قرارهای قابل فرجام خواهی :

بر اساس ماده ی ۳۶۷ قانون آیین دادرسی کیفری چنان چه قرارهایی که در قانون در نظر گرفته شده است از دادگاه بدوی صادر شوند، شخصی که قرارها نسبت به او استفاده گردیده منوط بر دو شرطی که در ادامه به آن پرداخته می‌شود، امکان فرجام خواهی را خواهند داشت.

یکی این که از قرارهای صادر شده تجدید نظر خواهی نشده باشد.

دوم این که قرار ها در پرونده ای صادر شده باشد که حکم اصل آن امکان فرجام خواهی داشته باشد.

بنابراین قرار های مذکور یا باید راجع به دعاوی مالی باشد که هزینه آن ها بیشتر از ۲۰ میلیون ریال می باشد و یا راجع به دعاوی غیر مالی که قبل تر  راجع به آن ها شرح داده شد.

فرجام خواهی
فرجام خواهی

قرارهای قابل فرجام خواهی به شکل خلاصه  قرار ابطال درخواست و رد شدن درخواست که دادگاه آن را صادر نموده باشد و دوم قرار سقوط دعوا یا این که یکی از دو طرف دعوا  واجد اهلیت نباشد. این نکته را نیز باید در نظر داشت که قرارهای رد دادخواست از جمله قرارهایی می باشد که مدیر دفتر دادگاه نیز در برخی موارد امکان صدور آن را دارد.

قرارهایی که از طرف دادگاه تجدید نظر استان صادر می‌شود باید راجع به دعوایی صادر گردد که رای مربوط به اصل دعوا امکان فرجام خواهی داشته باشد. این قرارها شامل این شروط می شود که

 اولاً تجدیدنظرخواهی راجع به آن ها انجام نشده باشد.

دوما در پرونده ای صادر شده باشد که حکم اصل آن امکان فرجام خواهی داشته باشد.

آرای غیر قابل فرجام :

به طورکلی قرارهایی که از سوی دادگاه صادر می‌شود در شرایطی امکان فرجام‌خواهی دارند که راجع به اصل دعوا هم امکان فرجام داشته باشد. بنابراین در همه ی مواردی که حکم در مورد اصل دعوا فرجام ناپذیر  است در قراری هم که در مورد آن صادر می‌شود فرجام ناپذیر خواهد بود . احکامی که امکان فرجام‌خواهی در مورد آن ها وجود ندارد،

قانونگذار به صراحت به آن توجه داشته است و مقرر نموده است :

احکامی که به استناد ماده قانونی  با قرار های قاطع در دادگاه صادر می‌شود ، قرارهای قاطع به طور کلی در دادگاه قابل فرجام خواهی نخواهند بود. چون در جلسه رسمی انجام شده که خود قاضی در آن جلسه حاضر بوده است.

دوم احکامی که به نظر یک یا چند کارشناس استناد یافته است. این دسته از احکام وقتی که دو طرف دعوا رایشان قاطع دعوا  و به شکل کتبی صادر شده باشد امکان فرجام خواهی ندارند.

سوم احکامی که مستند به سوگند قاطع دعوا باشد. منظور از سوگند قضایی و سوگند قاطع دعوا آن است که خواهان دلایل کافی در اختیار نداشته باشد و شرایط ضروری را هم دارا نباشد و همچنین ادعای خواهان هم به وسیله ی خوانده مورد انکار قرار بگیرد. در این شرایط باید خواهان درخواست دهد و ادای سوگند را انکار کند و با توجه به آن حکم صادر شود.

چهارم  احکامی که امکان فرجام‌خواهی در مورد آن ها وجود ندارد. آن دسته از احکامی می باشد که دو طرف  دعوا حق فرجام خواهی خودشان را در ارتباط با آن ثابت کرده باشند.

فرجام خواهی
فرجام خواهی

پنجم احکام درمورد متفرعات دعوا. اگر احکامی که در مورد اصل دعوا صادر شده است امکان فرجام خواهی را نداشته باشد فرعیات دعوا نیز قابل فرجام خواهی نخواهند بود. مقصود از متفرعات دعوا حقوقی می باشد که مضاف بر اصل دعوا امکان مطالبه آن وجود دارد.

البته برای درخواست آن ها نیاز به اقامه دعوای مستقلی نمی باشد و فقط با درخواستی که در دادخواست انجام می‌شود دادگاه نسبت به آن ها رای می‌دهد. مثلاً می توان به خسارت دادرسی در این خصوص اشاره کرد . و در نهایت احکامی که به سبب قوانین خاص امکان فرجام خواهی از آن ها وجود ندارد.

مهلت فرجام خواهی :

احکامی که امکان فرجام خواهی از آن ها در دادگاه تجدیدنظر استان وجود دارد برای اشخاصی که در ایران مقیم هستند بیست روز مهلت نسبت به فرجام خواهی از آن آرا در نظر گرفته شده است و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه پیش بینی شده است. این مدت زمان در مورد احکام قابل فرجام در دادگاه‌های بدوی وقتی آغاز می‌شود که موضوع مهلت تجدیدنظرخواهی از آن ها خاتمه یافته باشد.

آثار فرجام خواهی :

در دو مورد می‌توان به آثار فرجام‌خواهی اشاره کرد. یکی از اثر انتقالی رای و اثر انتقالی خوانده است که وقتی دو بار شکایت از یک پرونده انجام می شود، پرونده مجدداً در همه جهات و در موضوع جدید مورد قضاوت و بررسی و دادرسی واقع می‌شود.

تجدیدنظرخواهی این اثر را دارا نیست. چون دیوان عالی کشور امکان بررسی موضوع نخواهد داشت. دومین اثر فرجام خواهی اثر تعلیقی می باشد. یکی از روش‌های بسیار پر اهمیت به منظور شکایت از آرا، فرجام خواهی می باشد.

فرجام خواهی به منظور اجرای حکم اثرات تعلیقی را نخواهد داشت و چنان چه موضوع غیر مالی باشد در این خصوص اجرای حکم متوقف می شود و به منظور توقف اجرای حکم باید دو شرط محرز شود. یکی این که عملیات اجرایی آن آغاز شده و به پایان رسیده باشد. دوم این که محکوم علیه را آزاد کند تا رای متوقف شود.